فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۷۲ - ترک چشمش که مست و مخمور است
ترک چشمش که مست و مخمور است
فضولی : غزلیات
شماره ۳۵۱ - نمی دانم چه بد کردم چرا رنجید یار از من
نمی دانم چه بد کردم چرا رنجید یار از من
یغمای جندقی : صکوک الدلیل
بخش ۶ - بهشت صلحا و زهاد
چه جنت نه آن جنت ای خوش عمل
ناصرخسرو : قصاید
قصیده ۳۴ - ای پسر ار عمر تو یک ساعت است
ای پسر ار عمر تو یک ساعت است
فرخی سیستانی : قصاید
شمارهٔ ۱۸۹ - در مدح خواجه بزرگ و عذر تفصیر خدمت
ای رسانیده مرا حشمت و جاه تو به جاه
وفایی شوشتری : غزلیات
شماره ۲۵ - فکنده زلف تو در کار دل هزار گره
فکنده زلف تو در کار دل هزار گره
وفایی شوشتری : غزلیات
شماره ۱۹ - تا بدان زلف سیه دست تمنّا زده‌ایم
تا بدان زلف سیه دست تمنّا زده‌ایم
وفایی شوشتری : غزلیات
شماره ۲۴ - ما در این شهر گداییم و گدای خودتیم
ما در این شهر گداییم و گدای خودتیم
وفایی شوشتری : غزلیات
شماره ۱۵ - خطّت دمید و لعل تو مستور می شود
خطّت دمید و لعل تو مستور می شود
نجم‌الدین رازی : رباعیات
شماره ۱ - یا رب تو مراین سایهٔ یزدانی را
یا رب تو مراین سایهٔ یزدانی را
اوحدی مراغه‌ای : جام جم
حکایت - رفت کسری ز خط شهر به دشت
رفت کسری ز خط شهر به دشت
نصرالله منشی : مفتتح کتاب بر ترتیب ابن المقفع
بخش ۱۴ - شادمان شدن نوشروان از پیام برزویه
نوشروان شادمان گشت و خواست که زودتر بحضرت او رسد تا حوادث ایام آن شادی را منغص نگرداند، و برفور بدو نامه فرمود و مثال داد که: دران مسارعت باید نمود، و قوی دل و فسیح امل روی بازنهاد، و آن کتب را عزیز داشت که خاطر بوصول آن نگران است، و تدبیر بیرون آوردن آن برقضیت عقل بباید کرد، که خدای عزوجل بندگان عاقل را دوست دارد، و عقل بتجارب و صبر و حزم جمال گیرد. و نامه را مهر کردند و بقاصد سپرد، و تاکیدی رفت که از راههای شارع تحرز واجب بیند تا آن نامه بدست دشمنی نیفتد.
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۲۱۸ - حاشا که خلق کار برای خدا کنند
حاشا که خلق کار برای خدا کنند
صامت بروجردی : غزلیات
شماره ۶۱ - بس که در باغ رخت محو تماشا ماندیم
بس که در باغ رخت محو تماشا ماندیم
فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۲۸۹ - دامن کشان شبی گذر افتاد بر منش
دامن کشان شبی گذر افتاد بر منش
حزین لاهیجی : فرهنگ نامه
بخش ۱۳ - در صفت مردان کار فرماید
به دیبا و اطلس فریباست، زن
ناصرخسرو : قصاید
قصیده ۱۸۲ - بشنو که چه گوید همیت دوران
بشنو که چه گوید همیت دوران
فردوسی : آغاز کتاب
بخش ۳ - گفتار اندر آفرینش عالم
از آغاز باید که دانی درست
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٣٠٧ - شهریارا بدان خدای که او
شهریارا بدان خدای که او
عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۲۵۰ - آن کو چو من از عشق پریشان ننشیند
آن کو چو من از عشق پریشان ننشیند