ابوعلی عثمانی : باب دوم
بخش ۱۱ - ابویزید طیفوربن عیسی البسطامی
و ازین طایفه بود ابویزید طیفوربن عیسی البسطامی و جدّش گبری بود و مسلمان شد و ایشان سه برادر بودند آدم، و طیفور و علی، و همه زاهدان و عابدان بودند و ابویزید بزرگترین ایشان بود و حال، وفاة وی اندر سنه احدی و ستین و مأتین بود و گویند اربع و ثلثین و مأتین بود.
آذر بیگدلی : غزلیات
شماره ۱۴ - از آن لب شکوه ام بسیار و هر شب
از آن لب شکوه ام بسیار و هر شب
سنایی غزنوی : الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله
فی التّمثّل
در طمع زین سگان مزبله پوی
نسیمی : اضافات
شماره ۲۴ - چه مرغ است آن که دارد بیست و یک حرف
چه مرغ است آن که دارد بیست و یک حرف
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۶۴۹ - دوش تا روز دل از عشق تنعم می کرد
دوش تا روز دل از عشق تنعم می کرد
غالب دهلوی : رباعیات
شماره ۹۰ - نازم به نشاط این چنین برگشتن
نازم به نشاط این چنین برگشتن
کسایی مروزی : دیوان اشعار
آبی ...
آبی ، مگر چو من ز غم عشق زرد گشت
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۳۲۶ - مباش درصدد بی شمار خندیدن
مباش درصدد بی شمار خندیدن
کمال خجندی : غزلیات
شماره ۲۷۰ - نیست مسموع آنکه گفتی با تو ما را جنگ نیست
نیست مسموع آنکه گفتی با تو ما را جنگ نیست
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۴۰۵ - در نظر عالم چو جامی پر می است
در نظر عالم چو جامی پر می است
عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۸۱۰ - ز سگان کویت ای جان که دهد مرا نشانی
ز سگان کویت ای جان که دهد مرا نشانی
مولوی : غزلیات
غزل ۲۵۱۰ - مرا پرسید آن سلطان، به نرمی و سخن خایی
مرا پُرسید آن سُلطان، به نَرمیّ و سُخَن خایی
نشاط اصفهانی : غزلیات
شماره ۴۴ - شمشیر بدست آمد سر مست زجام است
شمشیر بدست آمد سر مست زجام است
عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۷۶۰ - درج یاقوت درفشان کردی
درج یاقوت درفشان کردی
عطار نیشابوری : بخش هفدهم
الحکایه و التمثیل
یکی چندانک در ره ژنده دیدی
سنایی غزنوی : الباب الاوّل: در توحید باری تعالی
در توحید باری تعالی
ای درون پرور برون آرای
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۴۸۲ - از عشق اگر لاف زنی دشمن کین باش
از عشق اگر لاف زنی دشمن کین باش
کمال خجندی : غزلیات
شماره ۴۸ - مست عشقم ز خرابات میارید مرا
مست عشقم ز خرابات میارید مرا
ملک‌الشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۲۵۶ - چه داری؟
ای خواجه به جز سیم و زر چه داری‌؟
سعدی : غزلیات
غزل ۴۰۹ - تا خبر دارم از او بی‌خبر از خویشتنم
تا خبر دارم از او بی‌خبر از خویشتنم