نهج البلاغه : نامه ها
نامه به زياد بن أبيه در بر حذر داشتن او از نیرنگ معاویه
و من كتاب له عليهالسلام إلى زياد ابن أبيه و قد بلغه أن معاوية كتب إليه يريد خديعته باستلحاقه نهج البلاغه : خطبه ها
فانی بودن دنیا
و من كلام له عليهالسلام في التزهيد من الدنيا و الترغيب في الآخرة أَيُّهَا اَلنَّاسُ إِنَّمَا اَلدُّنْيَا دَارُ مَجَازٍ وَ اَلْآخِرَةُ دَارُ قَرَارٍ فَخُذُوا مِنْ مَمَرِّكُمْ لِمَقَرِّكُمْ وَ لاَ تَهْتِكُوا أَسْتَارَكُمْ عِنْدَ مَنْ يَعْلَمُ أَسْرَارَكُمْ ترانه های کودکانه : بخش اول
رنگین کمون چند رنگه
رنگین کمون چند رنگه صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۷۸ - ای قوی پنجه که بازوی تواناست تو را
ای قوی پنجه که بازوی تواناست تو را شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۱۴۵ - قطرهای کو به بحر ما پیوست
قطرهای کو به بحر ما پیوست صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۷ - هر گه بیفشانی برخ زلف سیاه خویش را
هر گه بیفشانی برخ زلف سیاه خویش را سعدی : باب دوم در احسان
حکایت - جوانی به دانگی کرم کرده بود
جوانی به دانگی کرم کرده بود سعدی : قطعات
شماره ۱۳۶ - فریاد پیرزن که برآید ز سوز دل
فریاد پیرزن که برآید ز سوز دل جامی : تحفةالاحرار
بخش ۵۹ - حکایت مدح گفتن لاغری شاعر خواجه را که بر وی لباس آسودگی از فربهی تنگ آمده بود
فربهی از خوان سخن پروری کمال خجندی : غزلیات
شماره ۳۸ - شب سوى ما هوس آمدن است آن مه را
شب سوى ما هوس آمدن است آن مه را جامی : سلامان و ابسال
بخش ۴۴ - رفتن ابسال به خلوت پیش سلامان و تمتع یافتن ایشان از صحبت یکدیگر
چون سلامان مایل ابسال شد امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۲۴۵ - نه مرا خواب به چشم و نه مرا دل در دست
نه مرا خواب به چشم و نه مرا دل در دست سعدی : باب ششم در قناعت
سر آغاز - خدا را ندانست و طاعت نکرد
خدا را ندانست و طاعت نکرد نهج البلاغه : حکمت ها
نتیجه انفاق
وَ قَالَ عليهالسلام مَنْ يُعْطِ بِالْيَدِ اَلْقَصِيرَةِ يُعْطَ بِالْيَدِ اَلطَّوِيلَةِ نظامی گنجوی : خسرو و شیرین
بخش ۹۵ - اجرام کواکب
دگر ره گفت کاجرام کواکب فضولی : غزلیات
شماره ۲۱۶ - یارب بحق حرمت رندان درد نوش
یارب بحق حرمت رندان درد نوش سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۲۸۶ - روغنگر
دلبر روغنگر امشب گشت با من همنشین حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۱۷۴ - اگر چه هر چه تو گویی صواب من آن است
اگر چه هر چه تو گویی صواب من آن است بابافغانی : غزلیات
شماره ۱۸۱ - از جور گلرخان دل من خوار و زار شد
از جور گلرخان دل من خوار و زار شد سعدی : غزلیات
غزل ۴۶ - دیگر نشنیدیم چنین فتنه که برخاست
دیگر نشنیدیم چنین فتنه که برخاست
نامه به زياد بن أبيه در بر حذر داشتن او از نیرنگ معاویه
و من كتاب له عليهالسلام إلى زياد ابن أبيه و قد بلغه أن معاوية كتب إليه يريد خديعته باستلحاقه نهج البلاغه : خطبه ها
فانی بودن دنیا
و من كلام له عليهالسلام في التزهيد من الدنيا و الترغيب في الآخرة أَيُّهَا اَلنَّاسُ إِنَّمَا اَلدُّنْيَا دَارُ مَجَازٍ وَ اَلْآخِرَةُ دَارُ قَرَارٍ فَخُذُوا مِنْ مَمَرِّكُمْ لِمَقَرِّكُمْ وَ لاَ تَهْتِكُوا أَسْتَارَكُمْ عِنْدَ مَنْ يَعْلَمُ أَسْرَارَكُمْ ترانه های کودکانه : بخش اول
رنگین کمون چند رنگه
رنگین کمون چند رنگه صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۷۸ - ای قوی پنجه که بازوی تواناست تو را
ای قوی پنجه که بازوی تواناست تو را شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۱۴۵ - قطرهای کو به بحر ما پیوست
قطرهای کو به بحر ما پیوست صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۷ - هر گه بیفشانی برخ زلف سیاه خویش را
هر گه بیفشانی برخ زلف سیاه خویش را سعدی : باب دوم در احسان
حکایت - جوانی به دانگی کرم کرده بود
جوانی به دانگی کرم کرده بود سعدی : قطعات
شماره ۱۳۶ - فریاد پیرزن که برآید ز سوز دل
فریاد پیرزن که برآید ز سوز دل جامی : تحفةالاحرار
بخش ۵۹ - حکایت مدح گفتن لاغری شاعر خواجه را که بر وی لباس آسودگی از فربهی تنگ آمده بود
فربهی از خوان سخن پروری کمال خجندی : غزلیات
شماره ۳۸ - شب سوى ما هوس آمدن است آن مه را
شب سوى ما هوس آمدن است آن مه را جامی : سلامان و ابسال
بخش ۴۴ - رفتن ابسال به خلوت پیش سلامان و تمتع یافتن ایشان از صحبت یکدیگر
چون سلامان مایل ابسال شد امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۲۴۵ - نه مرا خواب به چشم و نه مرا دل در دست
نه مرا خواب به چشم و نه مرا دل در دست سعدی : باب ششم در قناعت
سر آغاز - خدا را ندانست و طاعت نکرد
خدا را ندانست و طاعت نکرد نهج البلاغه : حکمت ها
نتیجه انفاق
وَ قَالَ عليهالسلام مَنْ يُعْطِ بِالْيَدِ اَلْقَصِيرَةِ يُعْطَ بِالْيَدِ اَلطَّوِيلَةِ نظامی گنجوی : خسرو و شیرین
بخش ۹۵ - اجرام کواکب
دگر ره گفت کاجرام کواکب فضولی : غزلیات
شماره ۲۱۶ - یارب بحق حرمت رندان درد نوش
یارب بحق حرمت رندان درد نوش سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۲۸۶ - روغنگر
دلبر روغنگر امشب گشت با من همنشین حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۱۷۴ - اگر چه هر چه تو گویی صواب من آن است
اگر چه هر چه تو گویی صواب من آن است بابافغانی : غزلیات
شماره ۱۸۱ - از جور گلرخان دل من خوار و زار شد
از جور گلرخان دل من خوار و زار شد سعدی : غزلیات
غزل ۴۶ - دیگر نشنیدیم چنین فتنه که برخاست
دیگر نشنیدیم چنین فتنه که برخاست