صائب تبریزی : مطالع
شماره ۳۴۶ - از نمدپوشان زبان طعن را کوتاه دار
از نمدپوشان زبان طعن را کوتاه دار
فصیحی هروی : غزلیات
شماره ۱۲۲ - دیدی که چو بخت یار برگردید
دیدی که چو بخت یار برگردید
نهج البلاغه : خطبه ها
توصیف خداوند متعال
و من خطبة له عليه‌السلام و فيها يصف اللّه تعالى
اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۱۰۵۰ - ندارم چاره یی جانا که با لعلت در آمیزم
ندارم چاره یی جانا که با لعلت در آمیزم
مولوی : ترجیعات
دهم
هست کسی کو چو من اشکار نیست
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۵۲۲ - تشنه‌چشمان را ز نعمت سیر کردن مشکل است
تشنه‌چشمان را ز نعمت سیر کردن مشکل است
نهج البلاغه : خطبه ها
بیان کیفیت بيعت مردم با امام علیه السلام
و من كلام له عليه‌السلام في وصف بيعته بالخلافة قال الشريف و قد تقدم مثله بألفاظ مختلفة
فخرالدین عراقی : فصل نهم
حکایت - پیر شیراز، شیخ روزبهان
پیر شیراز، شیخ روزبهان
نهج البلاغه : خطبه ها
روش صلوات فرستادن بر پیامبر ص
و من خطبة له عليه‌السلام علم فيها الناس الصلاة على النبي صلى‌الله‌عليه‌وآله
نهج البلاغه : خطبه ها
دوران جاهليت و نعمت بعثت
و من خطبة له عليه‌السلام يقرر فضيلة الرسول الكريم
نهج البلاغه : خطبه ها
نكوهش پیوستن به خوارج
وَ مِنْ كَلاَمٍ لَهُ عليه‌السلام وَ قَدْ أَرْسَلَ رَجُلاً مِنْ أَصْحَابِهِ يَعْلَمُ لَهُ عِلْمَ أَحْوَالِ قَوْمٍ مِنْ جُنْدِ اَلْكُوفَةِ قَدْ هَمُّوا بِاللِّحَاقِ بِالْخَوَارِجِ وَ كَانُوا عَلَى خَوْفٍ مِنْهُ عليه‌السلام
عطار نیشابوری : باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد
شماره ۳۸ - ای دل چو حجاب و پرده در کار بسی است
ای دل چو حجاب و پرده در کار بسی است
نهج البلاغه : خطبه ها
دنيا شناسى
و من كلام له عليه‌السلام في ذم صفة الدنيا
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۸۵۹ - باده روشن کز او شد دیده ساغر پر آب
باده روشن کز او شد دیده ساغر پر آب
ابوالحسن فراهانی : غزلیات
شماره ۳۷ - هرچند شمع مجلسی، ای دل خموش باش
هرچند شمع مجلسی، ای دل خموش باش
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۵۳۹ - پشت و روی باغ دنیا را مکرّر دیده‌ایم
پشت و روی باغ دنیا را مکرّر دیده‌ایم
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۴۱۹ - تا چند ناگواری از اندازه بگذرد؟
تا چند ناگواری از اندازه بگذرد؟
مولوی : غزلیات
غزل ۶۷۴ - چنان کز غم دل دانا گریزد
چُنان کَزْ غم دلِ دانا گُریزد
فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۴۴۰ - هر که مشتاق تو باشد گِل به سر دارد نشوید
هر که مشتاق تو باشد گِل به سر دارد نشوید
بلند اقبال : غزلیات
شماره ۲۴۹ - غم هجران به جان من زد آتش
غم هجران به جان من زد آتش