عطار نیشابوری : باب پنجاهم: در ختم كتاب
شماره ۴۳ - عالم که امان نداد کس را نفسی
عالم که امان نداد کس را نفسی حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۴۶۵ - همین که چشم ز خوابِ خمار بر هم زد
همین که چشم ز خوابِ خمار بر هم زد آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۱۱۴۷ - محتسب چند زکین شیشه ما میشکنی
محتسب چند زکین شیشه ما میشکنی فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۶۳۵ - وه که جان یا تنم نمیدانم
وه که جان یا تنم نمیدانم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۰۶۸ - زلف مشکین را ز صبح عارض خود دور کن
زلف مشکین را ز صبح عارض خود دور کن صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۵۵ - نباشد چون تن آسانان ز خورد و خواب عیش ما
نباشد چون تن آسانان ز خورد و خواب عیش ما امام خمینی : قطعات و اشعار پراکنده
علی (ع)
فارغ از هر دو جهانم، به گل روی علی وحشی بافقی : غزلیات
غزل ۳۸۱ - چه شود گرم نوازی به عنایت خطابی
چه شود گرم نوازی به عنایت خطابی نصرالله منشی : ابتدای کلیله و دمنه، و هو من کلام بزرجمهر البختکان
بخش ۲ - خواننده باید اصل و غرض تألیف کتاب را بشناسد
و خواننده این کتاب باید که اصل وضع و غرض که در جمع و تالیف آن بوده است بشناسد، چه اگر این معنی بر وی پوشیده ماند انتفاع او ازان صورت نبندد و فواید و ثمرات آن او را مهنا نباشد. و اول شرطی طالب این کتاب را حسن قراءت است که اگر در خواندن فروماند بتفهیم معنی کی تواند رسید؟ زیرا که خط کالبد معنی است، و هرگاه دران اشتباهی افتاد ادراک معنای ممکن نگردد، و چون برخواندن قادر بود باید که دران تامل واجب داند و همت دران نبندد که: زودتر بآخر رسد، بل که فواید آن را بآهستگی در طبع جای میدهد، که اگر بر این جمله نرود همچنان بود که: حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۱۸۲ - گر رقیبش دشمن جان است رضوان من است
گر رقیبش دشمن جان است رضوان من است صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۱۰۶ - پیری که بار عشق به دوش رضاکشد
پیری که بار عشق به دوش رضاکشد کمالالدین اسماعیل : غزلیات
شماره ۱۲۲ - سحرگهان که ز بهر صبوح برخیزم
سحرگهان که ز بهر صبوح برخیزم فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۵۴ - آنکه را هستی همیشه در طلب
آنکه را هستی همیشه در طلب جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۳۲۰ - ما را به درد عشق تو جز صبر چاره نیست
ما را به درد عشق تو جز صبر چاره نیست صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۵۰۷ - ز کویت رفتم و الماس طاقت بر جگر بستم
ز کویت رفتم و الماس طاقت بر جگر بستم عطار نیشابوری : بخش بیستم
المقالة العشرون
پسر گفتش که درویشی بسیار ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۱۳۰ - دی با کوری کش از خسان می بینم
دی با کوری کش از خسان می بینم آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۱۲۵۵ - مردم دیده منی نور دو چشم مردمی
مردم دیده منی نور دو چشم مردمی مولوی : فیه ما فیه
فصل سوم - یکی گفت که اینجا چیزی فراموش
یکی گفت که اینجا چیزی فراموش کردهام (خداوندگار)فرمود که در عالم یک چیزست که آن فراموش کردنی نیست اگر جمله چیزها را فراموش کنی و آن را فراموش نکنی باک نیست و اگر جمله را بجای آری و یادداری صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۹۷۱ - مکن ای بی وفا ناآشنایی
مکن ای بی وفا ناآشنایی
شماره ۴۳ - عالم که امان نداد کس را نفسی
عالم که امان نداد کس را نفسی حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۴۶۵ - همین که چشم ز خوابِ خمار بر هم زد
همین که چشم ز خوابِ خمار بر هم زد آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۱۱۴۷ - محتسب چند زکین شیشه ما میشکنی
محتسب چند زکین شیشه ما میشکنی فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۶۳۵ - وه که جان یا تنم نمیدانم
وه که جان یا تنم نمیدانم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۰۶۸ - زلف مشکین را ز صبح عارض خود دور کن
زلف مشکین را ز صبح عارض خود دور کن صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۵۵ - نباشد چون تن آسانان ز خورد و خواب عیش ما
نباشد چون تن آسانان ز خورد و خواب عیش ما امام خمینی : قطعات و اشعار پراکنده
علی (ع)
فارغ از هر دو جهانم، به گل روی علی وحشی بافقی : غزلیات
غزل ۳۸۱ - چه شود گرم نوازی به عنایت خطابی
چه شود گرم نوازی به عنایت خطابی نصرالله منشی : ابتدای کلیله و دمنه، و هو من کلام بزرجمهر البختکان
بخش ۲ - خواننده باید اصل و غرض تألیف کتاب را بشناسد
و خواننده این کتاب باید که اصل وضع و غرض که در جمع و تالیف آن بوده است بشناسد، چه اگر این معنی بر وی پوشیده ماند انتفاع او ازان صورت نبندد و فواید و ثمرات آن او را مهنا نباشد. و اول شرطی طالب این کتاب را حسن قراءت است که اگر در خواندن فروماند بتفهیم معنی کی تواند رسید؟ زیرا که خط کالبد معنی است، و هرگاه دران اشتباهی افتاد ادراک معنای ممکن نگردد، و چون برخواندن قادر بود باید که دران تامل واجب داند و همت دران نبندد که: زودتر بآخر رسد، بل که فواید آن را بآهستگی در طبع جای میدهد، که اگر بر این جمله نرود همچنان بود که: حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۱۸۲ - گر رقیبش دشمن جان است رضوان من است
گر رقیبش دشمن جان است رضوان من است صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۱۰۶ - پیری که بار عشق به دوش رضاکشد
پیری که بار عشق به دوش رضاکشد کمالالدین اسماعیل : غزلیات
شماره ۱۲۲ - سحرگهان که ز بهر صبوح برخیزم
سحرگهان که ز بهر صبوح برخیزم فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۵۴ - آنکه را هستی همیشه در طلب
آنکه را هستی همیشه در طلب جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۳۲۰ - ما را به درد عشق تو جز صبر چاره نیست
ما را به درد عشق تو جز صبر چاره نیست صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۵۰۷ - ز کویت رفتم و الماس طاقت بر جگر بستم
ز کویت رفتم و الماس طاقت بر جگر بستم عطار نیشابوری : بخش بیستم
المقالة العشرون
پسر گفتش که درویشی بسیار ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۱۳۰ - دی با کوری کش از خسان می بینم
دی با کوری کش از خسان می بینم آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۱۲۵۵ - مردم دیده منی نور دو چشم مردمی
مردم دیده منی نور دو چشم مردمی مولوی : فیه ما فیه
فصل سوم - یکی گفت که اینجا چیزی فراموش
یکی گفت که اینجا چیزی فراموش کردهام (خداوندگار)فرمود که در عالم یک چیزست که آن فراموش کردنی نیست اگر جمله چیزها را فراموش کنی و آن را فراموش نکنی باک نیست و اگر جمله را بجای آری و یادداری صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۹۷۱ - مکن ای بی وفا ناآشنایی
مکن ای بی وفا ناآشنایی