نجم‌الدین رازی : باب سیم
فصل ششم
قال‌الله «و نفس و ما سویها فالهمها فجورها و تقویها قد افلح من زکیها و قدخاب من دسیها»
صائب تبریزی : ابیات منتسب
شماره ۱۰ - روز محشر سرخ رویی از خدا دارم امید
روز محشر سرخ رویی از خدا دارم امید
ملک‌الشعرای بهار : مثنویات
شمارهٔ ۲۸ - از تهران تا قمصر
چو از تدریس فارغ شد دماغم
سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۳۸۱ - بهر سوغای عزیزان جان ز تن بیرون کنم
بهر سوغای عزیزان جان ز تن بیرون کنم
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۱۱۹ - تا روی ترا بدیدم ایعشوه پرست
تا روی ترا بدیدم ایعشوه پرست
آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۳۳۰ - دیدی دلا که اهل جهان را وفا نبود
دیدی دلا که اهل جهان را وفا نبود
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۵۷۹ - ای زلف ترا حلقه و خم تو بر تو
ای زلف ترا حلقه و خم تو بر تو
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۳۰۴ - ای باد، ازان بهار خبر ده که تا کجاست
ای باد، ازان بهار خبر ده که تا کجاست
جامی : خردنامه اسکندری
بخش ۳۹ - داستان خاقان چین که تحفه حقیر به اسکندر فرستاد و به حکمتی شریفش آگاهی داد
سکندر ز اقصای یونان زمین
ابراهیم شاهدی دده مغلوی : غزلیات
شماره ۴۳ - دل بی غم تو چرا نشیند
دل بی غم تو چرا نشیند
صفی علیشاه : بحرالحقایق
بخش ۱۰۰ - ذوالعقل و العین
دگر صولی که داند سر کونین
کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۲۸۱ - بی ستمکش صبر و آرام از ستمگر می رود
بی ستمکش صبر و آرام از ستمگر می رود
حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۱۰۱۴ - ای عشق تو از بدو کن در جان من
ای عشق تو از بدو کن در جان من
سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۳۰۲ - فصل خزان رسید به گلشن صدا نماند
فصل خزان رسید به گلشن صدا نماند
سعدی : رباعیات
رباعی ۵۴ - ای غایب چشم و حاضر دل چونی؟
ای غایب چشم و حاضر دل چونی؟
سعدی : غزلیات
غزل ۱۴۱ - هر که دلارام دید از دلش آرام رفت
هر که دلارام دید از دلش آرام رفت
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۸۰ - گل ز تیغ غمزه اش در خاک و خون غلطیده است
گل ز تیغ غمزه اش در خاک و خون غلطیده است
جمال‌الدین عبدالرزاق : قصاید
شمارهٔ ۳۷ - در مدح خواجه صدرالدین
بودم نشسته دوش که ناگه خبر رسید
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۸۳ - آنکس که ز حسن او جلوه گرست
آنکس که ز حسن او جلوه گرست
ناصرخسرو : قصاید
قصیده ۴۱ - جهانا چون دگر شد حال و سانت؟
جهانا چون دگر شد حال و سانت؟