نهج البلاغه : حکمت ها
نکوهش ترجیح دادن دنیا بر دین
وَ قَالَ عليه‌السلام لاَ يَتْرُكُ اَلنَّاسُ شَيْئاً مِنْ أَمْرِ دِينِهِمْ لاِسْتِصْلاَحِ دُنْيَاهُمْ إِلاَّ فَتَحَ اَللَّهُ عَلَيْهِمْ مَا هُوَ أَضَرُّ مِنْهُ
صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۳۵ - تنها براه دوست نباید ز جان گذشت
تنها براه دوست نباید ز جان گذشت
عطار نیشابوری : باب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل دارد
شماره ۵۳ - گل عمر بسی کرد طلب پس چه کند
گل عمر بسی کرد طلب پس چه کند
سعدی : مثنویات
شماره ۳۵ - سلطان باید که خیر درویش
سلطان باید که خیر درویش
فریدون مشیری : نوایی هماهنگ باران
گام نخستین
با من سخن می ‌گوید این بید کهن‌سال
صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۳۰ - گفتن یک یاعلی به صدق و ارادت
گفتن یک یاعلی به صدق و ارادت
سعدی : غزلیات
غزل ۲۲۰ - دلم خیال تو را رهنمای می‌داند
دلم خیال تو را رهنمای می‌داند
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۲۲۹ - نور او در جمله اشیاء ظاهر است
نور او در جمله اشیاء ظاهر است
جامی : خردنامه اسکندری
بخش ۶۳ - ندبه حکیم هفتم
به هفتم چو آمد سخن لب گشود
سعدالدین وراوینی : باب دوم
داستان مرد طامع با نوخرّه
ملک‌زاده گفت: شنیدم که بزمین شام پادشاهی بود هنرمند، دانش پسند، سخن پرور، مردی نوخرّه نام در میان ندماءِ حضرت داشت چنانک عادت روزگارست، اگرچ باهلیّت از همه متاخّر بود، بر تبتِ قبول بر همه تقدم داشت. روزی شخصی خوش محضر، پاکیزه منظر، نکته‌انداز، بذله‌پرداز، شیرین لهجه چرب زبان، لطیفه‌گوی، به‌نشین که همنشینی ملوک را شایستی، برغبتی صادق و شوقی غالب از کشوری دوردست بر آوازهٔ محاسن و مکارمِ پادشاه بخدمت آستانهٔ او شتافت تا مگر در پناهِ آن دولت جای یابد و از آسیبِ حوادث در جوارِ مأمون او محروس و مصون بماند.
جامی : سبحة‌الابرار
بخش ۶۱ - عقد هژدهم در رضا که گره کراهت از دل گشادن است و تلخی ها را چاشنی شیرین دادن
ای درین مرحله تنگ بساط
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۰۹ - ایّام جز از عشوۀ بسیار نداد
ایّام جز از عشوۀ بسیار نداد
صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۰۱ - نتوان به مثل گفتن خورشید درخشانت
نتوان به مثل گفتن خورشید درخشانت
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۲۵۲ - صورت و معنی به همدیگر خوش است
صورت و معنی به همدیگر خوش است
بابافغانی : غزلیات
شماره ۳۱۸ - شب هجرم خوش آمد ناله و فریاد از آن خوشتر
شب هجرم خوش آمد ناله و فریاد از آن خوشتر
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۶۴ - مبتلائی دیدمش خوش در بلا
مبتلائی دیدمش خوش در بلا
طبیب اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۱۶ - جز این که در فراق تو خاکی بسر کنم
جز این که در فراق تو خاکی بسر کنم
واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۱۴ - ز لطف دوست کی آید دریدن پرده ما را؟
ز لطف دوست کی آید دریدن پرده ما را؟
واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۲۳۰ - بدل اندیشه جانانم از شوکت نمی گنجد
بدل اندیشه جانانم از شوکت نمی گنجد
جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۰۹۸ - ما خود ز که ایم و از کدامیم
ما خود ز که ایم و از کدامیم