اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۵۳۳ - چو گریه خون گشاد خواهم دادن
چو گریه خون گشاد خواهم دادن
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۹۱۸ - چو حلقه بر در دل شوق اصفهان بزند
چو حلقه بر در دل شوق اصفهان بزند
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۰۱۲ - به که غافل باشد آن سرو روان از خویشتن
به که غافل باشد آن سرو روان از خویشتن
صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۲۲ - نی‌نیک و نه بد نه عالی و نی پستم
نی‌نیک و نه بد نه عالی و نی پستم
سیف فرغانی : قصاید و قطعات (گزیدهٔ ناقص)
شماره ۲۷ - به نزد همت من خردی ای بزرگ امیر!
به نزد همت من خردی ای بزرگ امیر!
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۶۳۳ - کدام روز که صد بت نمی‌تراشد دل ؟
کدام روز که صد بت نمی‌تراشد دل ؟
صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۸ - اسلام که شد بر همه عالم شامل
اسلام که شد بر همه عالم شامل
اوحدالدین کرمانی : الباب العاشر: البهاریات
شماره ۱۰ - ای خورده شراب از قدح مشتاقی
ای خورده شراب از قدح مشتاقی
حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۱۳۸ - هرگزت روزی هوای ما نخاست
هرگزت روزی هوای ما نخاست
سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۱۷۸ - با دل گفتم که ای دل اسرار مگوی
با دل گفتم که ای دل اسرار مگوی
شاه نعمت‌الله ولی : دوبیتی‌ها
دوبیتی ۲۰۱ - رندی که حریف ماست مائیم
رندی که حریف ماست مائیم
آذر بیگدلی : غزلیات
شماره ۹۳ - یاد باد آنکه ز یاری منت عار نبود
یاد باد آنکه ز یاری منت عار نبود
اوحدی مراغه‌ای : جام جم
در تحریص بر محافظت فرزندان از شر ناپاکان
ای پدر، خود پز این سرشتهٔ تو
صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۵۰ - خورشید که عالمی مزین دارد
خورشید که عالمی مزین دارد
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۴۸ - از ملامتگر نیندیشد دل افگار ما
از ملامتگر نیندیشد دل افگار ما
غزالی : عنوان دوم - در شناختن حق تعالی
فصل پنجم
این بیچاره طبیعی محروم و منجم محروم، کارها با طبایع و نجوم حوالت کردندو مثال ایشان چون مورچه است که بر کاغذ می رود و کاغذ می بیند که سیاه می شود و بر وی نقشی پیدا می آید نگاه کند، سر قلم را بیند، شاد شود و گوید، «حقیقت این کار بشناختم و فارغ شدم. این نقاشی قلم می کند» و این مثل طبیعی است که هیچ چیز ندانست از تحرکات عالم جز درجه باز پسین.
جیحون یزدی : مراثی
شمارهٔ ۵ - در تحقیق شکر ایزد ذوالمن و تعزیب قاسم ابن حسن (ع)
ای که ایزد را کنی شکر و سپاس
ناصرخسرو : سفرنامه
بخش ۱۳ - مرند، هسودان، خوی، برکری، وان، اخلاط و بطیس
چهاردهم ربیع الاول از تبریز روانه شدیم به راه مرند و با لشکری از آن امیر و هسودان تا خوی بشدیم و از آن جا با رسولی برفتم تا برکری و از خوی تا برکری سی فرسنگ است و در روز دوازدهم جمادی الاول آن جا رسیدیم و از آن جا به وان وسطان رسیدیم.
جیحون یزدی : قصاید
شمارهٔ ۸ - در تهنیت ولادت امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه السلام
ماه مبارک چهر من می ده که شد ماه رجب
حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۸۲ - چون لاله آتشین درین تیره مغاک
چون لاله آتشین درین تیره مغاک