کمال خجندی : غزلیات
شماره ۲۴۸ - مرا با تو نقل و شراب آرزوست
مرا با تو نقل و شراب آرزوست
کمال‌الدین اسماعیل : قطعات
شمارهٔ ۳۲ - ایضا له
بخدایی که وصف بیچونیش
جامی : یوسف و زلیخا
بخش ۳۴ - رسید کاروان به سر چاه و یوسف را بیرون آوردن و یک بار دیگر عالم را به آفتاب جمال وی روشن کردند
بنامیزد چه فرخ کاروانی
سعدی : قطعات
شماره ۲۱۴ - بس دست دعا بر آسمان بود
بس دست دعا بر آسمان بود
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۷۳ - دندان تو و لب تو ای شهره رفیق
دندان تو و لب تو ای شهره رفیق
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۷۱ - در آ با ما درین دریا و خوش بنشین به چشم ما
در آ با ما درین دریا و خوش بنشین به چشم ما
ملک‌الشعرای بهار : قطعات
شمارهٔ ۵۹ - جای زحمت
بی‌زحمت و دردسر چه جاییست
عطار نیشابوری : باب چهل و نهم: در سخن گفتن به زبان پروانه
شماره ۷ - پروانه به شمع گفت: چون خوش افتاد
پروانه به شمع گفت: چون خوش افتاد
سعدی : رباعیات
رباعی ۸۵ - رویی که نخواستم که بیند همه کس
رویی که نخواستم که بیند همه کس
فریدون مشیری : گناه دریا
شباهنگ
باور نداشتم که گل آرزوی من، با دست نازنین تو بر خاک اوفتد
ملک‌الشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۷۷ - بهار در اسفند
امسال شگفتی به کار آمد
سعدی : باب هفتم در تأثیر تربیت
حکایت ۱۲ - سالی نزاعی در پیادگان حجیج افتاده بود
سالی نزاعی در پیادگان حجیج افتاده بود و داعی در آن سفر هم پیاده. انصاف در سر و روی هم فتادیم و داد فسوق و جدال بدادیم.
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۱۱۲ - گرخیال عارضش بنمایدت نقشی به خواب
گرخیال عارضش بنمایدت نقشی به خواب
واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۵۹ - بلا نتیجه بود، عیشهای نوشین را
بلا نتیجه بود، عیشهای نوشین را
جامی : تحفة‌الاحرار
بخش ۲۰ - صحبت دوم با پیر صاحب تمکین و روشن شدن چشم مرید به نور عین الیقین
صبح که بر حاشیه این چمن
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۱۱۷ - ای از دو جهان به حسن و زیبایی فاش
ای از دو جهان به حسن و زیبایی فاش
پروین اعتصامی : مثنویات، تمثیلات و مقطعات
مرغ زیرک
یکی مرغ زیرک، ز کوتاه بامی
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۳۵ - طاقت دوری نماند عاشق دلتنگ را
طاقت دوری نماند عاشق دلتنگ را
واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۸۳ - خاکساری شده سرمایه آسودن ما
خاکساری شده سرمایه آسودن ما
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۵۸۴ - به بهشتی نتوان رفت که رضوانی هست
به بهشتی نتوان رفت که رضوانی هست