ادیب الممالک : غزلیات
شماره ۷۹ - ای که گفتی ملک درویشی نه بی لشکر گرفتم
ای که گفتی ملک درویشی نه بی لشکر گرفتم آذر بیگدلی : غزلیات
شماره ۱۸۵ - دل ز یار کهن، مگر کندی
دل ز یار کهن، مگر کندی فرخی یزدی : دیگر سرودهها
شمارهٔ ۱ - مسمط
شب دوشین که شبی بود شبیه شب قدر امیر پازواری : چهاربیتیها
شماره ۱۹۰ - ای دَخْنهْ آهو، وَرهْ رهْ وَرْ گیرهْ
ای دَخْنهْ آهو، وَرهْ رهْ وَرْ گیرهْ امیر پازواری : هشتبیتیها
شماره ۴ - گُوهِرْ گِلِهْ دیمْ، دُوسْتِ گِلُوئِهْ مِزٰاجْ
گُوهِرْ گِلِهْ دیمْ، دُوسْتِ گِلُوئِهْ مِزٰاجْ امیر پازواری : دوبیتیها
شماره ۹۸ - خِتا و خُتَنْ، تا هندوستان پائینْ
خِتا و خُتَنْ، تا هندوستان پائینْ ملا هادی سبزواری : غزلیات
غزل ۱۳۸ - زور و زر ننگرد او عجز و سکون آوردیم
زور و زر ننگرد او عجز و سکون آوردیم نظیری نیشابوری : غزلیات
شماره ۷۰ - ناله ما نغمه اهل نوا را گرم ساخت
ناله ما نغمه اهل نوا را گرم ساخت سعدالدین وراوینی : باب نهم
داستانِ مردِ باغبان با خسرو
آزادچهر گفت : شنیدم که روزی خسرو بتماشایِ صحرا بیرون رفت، باغبانی را دید مردی پیر سالخورده، اگرچ شهرستانِ وجودش روی بخرابی نهاده بود و آمد شدِ خبر گیرانِ خبیر از چهار دروازه باز افتاده وسیدو آسیا همه در پهلویِ یکدیگر از کار فرو مانده لکن شاخِ املش در خزانِ عمر و برگریزانِ عیش شکوفهٔ تازه بیرون میآورد و بر لب چشمهٔ حیاتش بعد از رفتنِ آبِ طراوات خطّی سبز میدمید در اخریاتِ مراتبِ پیری درختِ انجیر مینشاند. خسرو گفت: ای پیر ، جنونی که از شعبهٔ شباب در موسمِ صبی خیزد، در فصلِ مشیب آغاز نهادی ، وقتِ آنست که بیخِ علایق ازین منبتِ خبیث برکنی و درخت در خرّم آباد بهشت نشانی، چه جایِ این هوایِ فاسد و هوسِ باطلست ؟ درختی که تو امروز نشانی، میوهٔ آن کجا توانی خورد ؟ پیر گفت : دیگران نشاندند ، ما خوردیم ؛ ما بنشانیم دیگران خورند. امیر پازواری : چهاربیتیها
شماره ۱۶ - دُوست دارِمهْ یِکی کِهْ هَمِهْ چی آرایستْ
دُوست دارِمهْ یِکی کِهْ هَمِهْ چی آرایستْ امیرخسرو دهلوی : مثنویات
شمارهٔ ۱۶ - معراج
رفته و باز آمده در یک زمان مجد همگر : رباعیات
شماره ۵۱۸ - گشتم ز جفای فلک و گردش سال
گشتم ز جفای فلک و گردش سال امیر پازواری : چهاربیتیها
شماره ۳۴ - اَمیرْ گِنِهْ: مِهْ مُونْگْوُ خُورِ بِرٰابِرْ!
اَمیرْ گِنِهْ: مِهْ مُونْگْوُ خُورِ بِرٰابِرْ! خاقانی : رباعیات
شماره ۲۷۵ - خاقانی اگرچه دارد از درد نهان
خاقانی اگرچه دارد از درد نهان اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۱۵۱ - ز قامت تو چگویم که فتنها برخاست
ز قامت تو چگویم که فتنها برخاست سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۱۲۴ - ساربان
ساربان امرد غمش دارد شتر را ناتوان واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۲۳۱ - عرق بر خویش چون از تاب آن گلبرگ تر پیچد
عرق بر خویش چون از تاب آن گلبرگ تر پیچد طغرل احراری : غزلیات
شماره ۲۲۶ - بس که آوردست نخل قامت دلدار گل
بس که آوردست نخل قامت دلدار گل ادیب صابر : قصاید
شماره ۲۳ - هرگز ندید چشم جهان روی مکرمات
هرگز ندید چشم جهان روی مکرمات صفایی جندقی : غزلیات
شماره ۳۸۸ - دل از دستم ربود آن یار جانی
دل از دستم ربود آن یار جانی
شماره ۷۹ - ای که گفتی ملک درویشی نه بی لشکر گرفتم
ای که گفتی ملک درویشی نه بی لشکر گرفتم آذر بیگدلی : غزلیات
شماره ۱۸۵ - دل ز یار کهن، مگر کندی
دل ز یار کهن، مگر کندی فرخی یزدی : دیگر سرودهها
شمارهٔ ۱ - مسمط
شب دوشین که شبی بود شبیه شب قدر امیر پازواری : چهاربیتیها
شماره ۱۹۰ - ای دَخْنهْ آهو، وَرهْ رهْ وَرْ گیرهْ
ای دَخْنهْ آهو، وَرهْ رهْ وَرْ گیرهْ امیر پازواری : هشتبیتیها
شماره ۴ - گُوهِرْ گِلِهْ دیمْ، دُوسْتِ گِلُوئِهْ مِزٰاجْ
گُوهِرْ گِلِهْ دیمْ، دُوسْتِ گِلُوئِهْ مِزٰاجْ امیر پازواری : دوبیتیها
شماره ۹۸ - خِتا و خُتَنْ، تا هندوستان پائینْ
خِتا و خُتَنْ، تا هندوستان پائینْ ملا هادی سبزواری : غزلیات
غزل ۱۳۸ - زور و زر ننگرد او عجز و سکون آوردیم
زور و زر ننگرد او عجز و سکون آوردیم نظیری نیشابوری : غزلیات
شماره ۷۰ - ناله ما نغمه اهل نوا را گرم ساخت
ناله ما نغمه اهل نوا را گرم ساخت سعدالدین وراوینی : باب نهم
داستانِ مردِ باغبان با خسرو
آزادچهر گفت : شنیدم که روزی خسرو بتماشایِ صحرا بیرون رفت، باغبانی را دید مردی پیر سالخورده، اگرچ شهرستانِ وجودش روی بخرابی نهاده بود و آمد شدِ خبر گیرانِ خبیر از چهار دروازه باز افتاده وسیدو آسیا همه در پهلویِ یکدیگر از کار فرو مانده لکن شاخِ املش در خزانِ عمر و برگریزانِ عیش شکوفهٔ تازه بیرون میآورد و بر لب چشمهٔ حیاتش بعد از رفتنِ آبِ طراوات خطّی سبز میدمید در اخریاتِ مراتبِ پیری درختِ انجیر مینشاند. خسرو گفت: ای پیر ، جنونی که از شعبهٔ شباب در موسمِ صبی خیزد، در فصلِ مشیب آغاز نهادی ، وقتِ آنست که بیخِ علایق ازین منبتِ خبیث برکنی و درخت در خرّم آباد بهشت نشانی، چه جایِ این هوایِ فاسد و هوسِ باطلست ؟ درختی که تو امروز نشانی، میوهٔ آن کجا توانی خورد ؟ پیر گفت : دیگران نشاندند ، ما خوردیم ؛ ما بنشانیم دیگران خورند. امیر پازواری : چهاربیتیها
شماره ۱۶ - دُوست دارِمهْ یِکی کِهْ هَمِهْ چی آرایستْ
دُوست دارِمهْ یِکی کِهْ هَمِهْ چی آرایستْ امیرخسرو دهلوی : مثنویات
شمارهٔ ۱۶ - معراج
رفته و باز آمده در یک زمان مجد همگر : رباعیات
شماره ۵۱۸ - گشتم ز جفای فلک و گردش سال
گشتم ز جفای فلک و گردش سال امیر پازواری : چهاربیتیها
شماره ۳۴ - اَمیرْ گِنِهْ: مِهْ مُونْگْوُ خُورِ بِرٰابِرْ!
اَمیرْ گِنِهْ: مِهْ مُونْگْوُ خُورِ بِرٰابِرْ! خاقانی : رباعیات
شماره ۲۷۵ - خاقانی اگرچه دارد از درد نهان
خاقانی اگرچه دارد از درد نهان اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۱۵۱ - ز قامت تو چگویم که فتنها برخاست
ز قامت تو چگویم که فتنها برخاست سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۱۲۴ - ساربان
ساربان امرد غمش دارد شتر را ناتوان واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۲۳۱ - عرق بر خویش چون از تاب آن گلبرگ تر پیچد
عرق بر خویش چون از تاب آن گلبرگ تر پیچد طغرل احراری : غزلیات
شماره ۲۲۶ - بس که آوردست نخل قامت دلدار گل
بس که آوردست نخل قامت دلدار گل ادیب صابر : قصاید
شماره ۲۳ - هرگز ندید چشم جهان روی مکرمات
هرگز ندید چشم جهان روی مکرمات صفایی جندقی : غزلیات
شماره ۳۸۸ - دل از دستم ربود آن یار جانی
دل از دستم ربود آن یار جانی