ناصرخسرو : قصاید
قصیده ۲۱۵ - ای خورده خوش و کرده فراوان فره
ای خورده خوش و کرده فراوان فره سهراب سپهری : حجم سبز
تپش سایه دوست
تا سواد قریه راهی بود. صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۱۶۳ - زلفت که همچو شام غریبان گرفته است
زلفت که همچو شام غریبان گرفته است جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۶۴۵ - چشم مخمور تو چون بازار صهبا بشکند
چشم مخمور تو چون بازار صهبا بشکند بلند اقبال : غزلیات
شماره ۲۷۶ - دشمنی دارنددرکار آب وآتش باد وخاک
دشمنی دارنددرکار آب وآتش باد وخاک بلند اقبال : غزلیات
شماره ۳۲۹ - گفتم که مهی گفت که ماهست غلامم
گفتم که مهی گفت که ماهست غلامم میرزا حبیب خراسانی : غزلیات
شماره ۳۵۱ - تا چند کند دست تو با زلف تو بازی
تا چند کند دست تو با زلف تو بازی جامی : دفتر سوم
بخش ۹ - حکایت پیر دهقان و خم پر خوشه گندم یافتن وی و تفحص نمودن پادشاه که آن در کدام تاریخ بوده است
در زمان گذشته دهقانی امام سجاد علیهالسلام : صحیفه سجادیه
دعای ۲۲ ) دعا در سختی و دشواری امور
وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ عِنْدَ الشِّدَّةِ وَ الْجَهْدِ وَ تَعَسُّرِ الْأُمُورِ فریدون مشیری : ابر و کوچه
سفر
سحر خندد به نور زرد فانوس جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۶۶۲ - صید خلق اهل ریا در گوشه گیری دیده اند
صید خلق اهل ریا در گوشه گیری دیده اند سحاب اصفهانی : غزلیات
شماره ۸۳ - یاری مخواه از آن که به ما سازگار نیست
یاری مخواه از آن که به ما سازگار نیست شاه نعمتالله ولی : قطعات
قطعه ۲۷ - به قدر حوصلهها جام می دهد ساقی
به قدر حوصلهها جام می دهد ساقی اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۹۱ - بقید زلف تا جانم اسیر است
بقید زلف تا جانم اسیر است سنایی غزنوی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۴۸ - در مدح بهرامشاه
عقل کل در نقش روی دلبرم حیران بماند حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۶۴ - گران افتاده لنگر، کوه درد سینه فرسا را
گران افتاده لنگر، کوه درد سینه فرسا را ایرانشان : کوشنامه
بخش ۱۳ - گفتگوی صلح با فرستاده ی مانوش
از او آگهی رفت نزدیک شاه عطار نیشابوری : باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد
شماره ۲۰ - در راه غمِ تو جسم و جوهر بنماند
در راه غمِ تو جسم و جوهر بنماند جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۴۴۰ - کمند انداز شوخی همچو آن گیسو نمی باشد
کمند انداز شوخی همچو آن گیسو نمی باشد سلیمی جرونی : شیرین و فرهاد
بخش ۳۷ - صفت باربد در بزم خسرو
درآمد باربد اول به آواز
قصیده ۲۱۵ - ای خورده خوش و کرده فراوان فره
ای خورده خوش و کرده فراوان فره سهراب سپهری : حجم سبز
تپش سایه دوست
تا سواد قریه راهی بود. صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۱۶۳ - زلفت که همچو شام غریبان گرفته است
زلفت که همچو شام غریبان گرفته است جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۶۴۵ - چشم مخمور تو چون بازار صهبا بشکند
چشم مخمور تو چون بازار صهبا بشکند بلند اقبال : غزلیات
شماره ۲۷۶ - دشمنی دارنددرکار آب وآتش باد وخاک
دشمنی دارنددرکار آب وآتش باد وخاک بلند اقبال : غزلیات
شماره ۳۲۹ - گفتم که مهی گفت که ماهست غلامم
گفتم که مهی گفت که ماهست غلامم میرزا حبیب خراسانی : غزلیات
شماره ۳۵۱ - تا چند کند دست تو با زلف تو بازی
تا چند کند دست تو با زلف تو بازی جامی : دفتر سوم
بخش ۹ - حکایت پیر دهقان و خم پر خوشه گندم یافتن وی و تفحص نمودن پادشاه که آن در کدام تاریخ بوده است
در زمان گذشته دهقانی امام سجاد علیهالسلام : صحیفه سجادیه
دعای ۲۲ ) دعا در سختی و دشواری امور
وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ عِنْدَ الشِّدَّةِ وَ الْجَهْدِ وَ تَعَسُّرِ الْأُمُورِ فریدون مشیری : ابر و کوچه
سفر
سحر خندد به نور زرد فانوس جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۶۶۲ - صید خلق اهل ریا در گوشه گیری دیده اند
صید خلق اهل ریا در گوشه گیری دیده اند سحاب اصفهانی : غزلیات
شماره ۸۳ - یاری مخواه از آن که به ما سازگار نیست
یاری مخواه از آن که به ما سازگار نیست شاه نعمتالله ولی : قطعات
قطعه ۲۷ - به قدر حوصلهها جام می دهد ساقی
به قدر حوصلهها جام می دهد ساقی اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۹۱ - بقید زلف تا جانم اسیر است
بقید زلف تا جانم اسیر است سنایی غزنوی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۴۸ - در مدح بهرامشاه
عقل کل در نقش روی دلبرم حیران بماند حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۶۴ - گران افتاده لنگر، کوه درد سینه فرسا را
گران افتاده لنگر، کوه درد سینه فرسا را ایرانشان : کوشنامه
بخش ۱۳ - گفتگوی صلح با فرستاده ی مانوش
از او آگهی رفت نزدیک شاه عطار نیشابوری : باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد
شماره ۲۰ - در راه غمِ تو جسم و جوهر بنماند
در راه غمِ تو جسم و جوهر بنماند جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۴۴۰ - کمند انداز شوخی همچو آن گیسو نمی باشد
کمند انداز شوخی همچو آن گیسو نمی باشد سلیمی جرونی : شیرین و فرهاد
بخش ۳۷ - صفت باربد در بزم خسرو
درآمد باربد اول به آواز