امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۷۳۱ - سبزه ها می دمد و آب روان می آید
سبزه ها می دمد و آب روان می آید
صفایی جندقی : غزلیات
شماره ۲۶۵ - ترا تا از دو عالم برگزیدم
ترا تا از دو عالم برگزیدم
ساختار و قالب‌های شعری : قالب های نو
نیمایی (آزاد)
شعر نیمایی شعری است با مصراع های كوتاه و بلند كه قافیه در آن نظم خاصی ندارد. درون مایه شعر نیمایی احساسات و تجربیات فردی، عشق، سیاست و ... است. بنیانگذار شعر نیمایی، نیما یوشیج است و مهدی اخوان ثالث، فروغ فرخزاد، سهراب سپهری و ... از برگزیدگان شعر نیمایی‌اند. نمونه ای از شعر نیمایی از فروغ فرخزاد: "هدیه" من از نهایت شب حرف می زنم من از نهایت تاریکی و از نهایت شب حرف می زنم *** سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت سرها در گریبان است كسی سر بر نیارد كرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را نگه جز پیش پا را دیده نتواند كه ره تاریك و لغزان است "مهدی اخوان ثالث" *** اگر به خانه من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیاور و یک دریچه که از آن به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۸۹۹ - از دل خستهٔ من گر خبری می‌گیری
از دل خستهٔ من گر خبری می‌گیری
قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۴۱۲ - شرط بود کفر و دین، هر دو به هم داشتن
شرط بود کفر و دین، هر دو به هم داشتن
عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۱۲۶ - در محبت درد اگر پیچد دوا بسیار هست
در محبت درد اگر پیچد دوا بسیار هست
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۱۴۱۲ - خیالش نقش می بندم به دیده
خیالش نقش می بندم به دیده
حسین خوارزمی : غزلیات، قصاید و قطعات
شماره ۲۲۹ - از دست شر نفس از آن روی ایمنی
از دست شر نفس از آن روی ایمنی
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۶۷۳ - از شادی تو پر است شهر و وادی
از شادی تو پر است شهر و وادی
فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۴۰۳ - گر عارف حق بینی چشم از همه بر هم زن
گر عارف حق بینی چشم از همه بر هم زن
ترانه های کودکانه : بخش اول
یه بزی دارم
من بزی دارم
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۸۵۳ - در بی‌خبری خبر نبودی چه بدی
در بی‌خبری خبر نبودی چه بدی
نیر تبریزی : سایر اشعار
شماره ۶۶ - تا پی عربده مژگان تو پیوست بهم
تا پی عربده مژگان تو پیوست بهم
رفیق اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۹۳ - نظر سوی دل افگاری نداری
نظر سوی دل افگاری نداری
ابوالحسن فراهانی : غزلیات
شماره ۴۳ - بر سر کوی تو روزی چند جا می خواستیم
بر سر کوی تو روزی چند جا می خواستیم
کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۲۵۴ - خوش آنکه کنج غم خود بگلستان ندهد
خوش آنکه کنج غم خود بگلستان ندهد
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۸۸۰ - منم آئینهٔ حقیقت یار
منم آئینهٔ حقیقت یار
خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۲۸۶ - آه کز زلفت اسیر بند زنّار آمدم
آه کز زلفت اسیر بند زنّار آمدم
عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۱۶۵ - ذوق در خاک تپیدن اگر از دل برود
ذوق در خاک تپیدن اگر از دل برود
مولوی : غزلیات
غزل ۹۶۴ - گفتم که ای جان خود جان چه باشد؟
گفتم که ای جان خود جان چه باشد؟