اسیر شهرستانی : غزلیات
شمارهٔ ۱۶۴
گل دیوانگی از سایه خارم پیداست سنایی غزنوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۵۵
نرگسین چشما به گرد نرگس تو تیر چیست نظامی عروضی : مقالت اول: در ماهیت دبیری و کیفیت دبیر کامل و آنچه تعلق بدین دارد
بخش ۸ - حکایت هفت - خلیفهٔ عباسی در ذم سلجوقیان
اما در روزگار ما هم از خلفاء بنی عباس ابن المستظهر المسترشد بالله امیرالمؤمنین طیب الله تربته و رفع فی الجنان رتبته از شهر بغداد خروج کرد با لشکری آراسته و تجملی پیراسته و خزینهٔ بیشمار و سلاحی بسیار متوجها الی خراسان بسبب استزادتی که از سلطان عالم سنجر داشت و آن صناعت اصحاب اغراض بود و تمویه و تزویر اهل شر که بدانجا رسانیده بودند چون به کرمانشاهان رسید روز آدینه خطبهٔ کرد که در فصاحت از ذروهٔ اوج آفتاب درگذشته بود و بمنتهای عرش و علیین رسیده در اثناء این خطبه از بس دلتنگی و غایت ناامیدی شکایتی کرد از آل سلجوق که فصحاء عرب و بلغاء عجم انصاف بدادند که بعد از صحابهٔ نبی رضوان الله علیهم اجمعین که تلامذهٔ نقطهٔ نبوت بودند و شارح کلمات جوامع الکلم هیچ کس فصلی بدین جزالت و فصاحت نظم نداده بود قال امیر المؤمنین المسترشد بالله فوضنا امورنا الی آل سلجوق فبرزوا علینا فطال علیهم الامد فقست قلوبهم و کثیر منهم فاسقون میگوید کار های خویش بآل سلجوق باز گذاشتیم پس بر ما بیرون آمدند و روزگار بر ایشان برآمد و سیاه و سخت شد دلهای ایشان و از ایشان بیشتر فاسقانند یعنی گردن کشیدند از فرمانهای ما در دین و مسلمانی. مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۹۱۴
اگر خواهی مرا می در هوا کن آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شمارهٔ ۱۳۶
دید چو دیده دو بین در همه روشنائیت عطار نیشابوری : بخش هفتم
(۱) حکایت عیسی علیه السلام با آن مرد که اسم اعظم خواست
ز عیسی آن یکی درخواست یک روز خیالی بخارایی : غزلیات
شمارهٔ ۱۳۰
تا بنفشه برد بویی از خطت در تاب شد کوهی : غزلیات
شمارهٔ ۲۰
دوش می آمد بگوش جانم از حضرت خطاب رودکی : ابیات پراکنده
شمارهٔ ۹۲
لبت سیب بهشت و من محتاج فریدون مشیری : آواز آن پرنده غمگین
چه اتفاقی باید بیفتد؟
ندیده ای که حباب، خیالی بخارایی : غزلیات
شمارهٔ ۳۱۲
ای مهر تو انیس دل ناتوان من وحشی بافقی : غزلیات
غزل ۱۴
چیست قصد خون من آن ترک کافر کیش را خیالی بخارایی : قصاید
شمارهٔ ۲
دوش از آب چشم خود در موج خون بودم شنا غروی اصفهانی : مدایح و مراثی سید الشهداء علیه السلام
شمارهٔ ۱۹ - لسان حال المظلومه زینب الکبری علیها السلام
ای نازنین برادر شد نوبت جدائی سعدی : مثنویات
شمارهٔ ۸
چه سرپوشیدگان مرد بودند هلالی جغتایی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۶۳
مه من با رقیبان جفا اندیش می آید ادیب الممالک : رباعیات طنز
شمارهٔ ۱۸
آن سرداری که لطف کرد آن دلبر کوهی : غزلیات
شمارهٔ ۴۹
کون جامع جسم و جان آدم است باباطاهر عریان همدانی : دوبیتیها
دوبیتی شمارهٔ ۲۸
یکی درد و یکی درمان پسندد عطار نیشابوری : حکایت کوف
حکایت مردی که پس از مرگ حقهای زر او بازمانده بود
حقهای زر داشت مردی بیخبر
شمارهٔ ۱۶۴
گل دیوانگی از سایه خارم پیداست سنایی غزنوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۵۵
نرگسین چشما به گرد نرگس تو تیر چیست نظامی عروضی : مقالت اول: در ماهیت دبیری و کیفیت دبیر کامل و آنچه تعلق بدین دارد
بخش ۸ - حکایت هفت - خلیفهٔ عباسی در ذم سلجوقیان
اما در روزگار ما هم از خلفاء بنی عباس ابن المستظهر المسترشد بالله امیرالمؤمنین طیب الله تربته و رفع فی الجنان رتبته از شهر بغداد خروج کرد با لشکری آراسته و تجملی پیراسته و خزینهٔ بیشمار و سلاحی بسیار متوجها الی خراسان بسبب استزادتی که از سلطان عالم سنجر داشت و آن صناعت اصحاب اغراض بود و تمویه و تزویر اهل شر که بدانجا رسانیده بودند چون به کرمانشاهان رسید روز آدینه خطبهٔ کرد که در فصاحت از ذروهٔ اوج آفتاب درگذشته بود و بمنتهای عرش و علیین رسیده در اثناء این خطبه از بس دلتنگی و غایت ناامیدی شکایتی کرد از آل سلجوق که فصحاء عرب و بلغاء عجم انصاف بدادند که بعد از صحابهٔ نبی رضوان الله علیهم اجمعین که تلامذهٔ نقطهٔ نبوت بودند و شارح کلمات جوامع الکلم هیچ کس فصلی بدین جزالت و فصاحت نظم نداده بود قال امیر المؤمنین المسترشد بالله فوضنا امورنا الی آل سلجوق فبرزوا علینا فطال علیهم الامد فقست قلوبهم و کثیر منهم فاسقون میگوید کار های خویش بآل سلجوق باز گذاشتیم پس بر ما بیرون آمدند و روزگار بر ایشان برآمد و سیاه و سخت شد دلهای ایشان و از ایشان بیشتر فاسقانند یعنی گردن کشیدند از فرمانهای ما در دین و مسلمانی. مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۹۱۴
اگر خواهی مرا می در هوا کن آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شمارهٔ ۱۳۶
دید چو دیده دو بین در همه روشنائیت عطار نیشابوری : بخش هفتم
(۱) حکایت عیسی علیه السلام با آن مرد که اسم اعظم خواست
ز عیسی آن یکی درخواست یک روز خیالی بخارایی : غزلیات
شمارهٔ ۱۳۰
تا بنفشه برد بویی از خطت در تاب شد کوهی : غزلیات
شمارهٔ ۲۰
دوش می آمد بگوش جانم از حضرت خطاب رودکی : ابیات پراکنده
شمارهٔ ۹۲
لبت سیب بهشت و من محتاج فریدون مشیری : آواز آن پرنده غمگین
چه اتفاقی باید بیفتد؟
ندیده ای که حباب، خیالی بخارایی : غزلیات
شمارهٔ ۳۱۲
ای مهر تو انیس دل ناتوان من وحشی بافقی : غزلیات
غزل ۱۴
چیست قصد خون من آن ترک کافر کیش را خیالی بخارایی : قصاید
شمارهٔ ۲
دوش از آب چشم خود در موج خون بودم شنا غروی اصفهانی : مدایح و مراثی سید الشهداء علیه السلام
شمارهٔ ۱۹ - لسان حال المظلومه زینب الکبری علیها السلام
ای نازنین برادر شد نوبت جدائی سعدی : مثنویات
شمارهٔ ۸
چه سرپوشیدگان مرد بودند هلالی جغتایی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۶۳
مه من با رقیبان جفا اندیش می آید ادیب الممالک : رباعیات طنز
شمارهٔ ۱۸
آن سرداری که لطف کرد آن دلبر کوهی : غزلیات
شمارهٔ ۴۹
کون جامع جسم و جان آدم است باباطاهر عریان همدانی : دوبیتیها
دوبیتی شمارهٔ ۲۸
یکی درد و یکی درمان پسندد عطار نیشابوری : حکایت کوف
حکایت مردی که پس از مرگ حقهای زر او بازمانده بود
حقهای زر داشت مردی بیخبر