انوری : مقطعات
شمارهٔ ۳۳۷ - در تقاضا
شعری بسان دیبهٔ زربفت بافتم
ابوعلی عثمانی : باب دوم
بخش ۱ - باب دوم در ذکر مشایخ این طریقه و آنچه از سیرة و قول ایشان دلیل کند بر تعظیم شریعت
بدانید رَحِمَکُمُ اللّه که مسلمانان پس از رسول صَلَّی اللّه عَلَیْهِ وَسَلَّمَ نام نکردند اندر زمانۀ خویش فاضلترین ایشانرا بنام عَلَم جز صحبت رسول صَلَّی اللّه عَلَیْهِ وسَلَّم از بهر آنک هیچ نام نبود فاضلتر از آنک ایشانرا اصحاب رسول صَلَواتُ اللّه وَسَلامُهُ عَلَیْهِ خواندند و چون اهل عصر ثانی اندر رسیدند آنرا که با صحابه صحبت کرده بودند تابعین نام کردند و آن بزرگترین نامی دیدند. پس آنک از پس ایشان آمدند أتْباع التابعین خواندند. پس ازین مردمان مختلف شدند و رتبتها جدا باز شد، پس آنرا که ایشان خاص بودند و عنایت ایشان بکار دین بزرگ بود ایشانرا زهّاد و عبّاد خواندند پس بدعتها ظاهر شد و دعوی کردن پیدا آمد با طریق هرکسی از هر قومی دعوی کردند کی اندر میان ما ایشان زاهدانند و خاصگان اهل سنّت جدا باز شدند و آنک ایشان انفاس خویش مشغول نکردند بدون خدای عزّوجلّ و نگاهداران دلها خویش از آیندگان غفلت بنام تصوّف این نام برایشان برفت و باین نام شهره گشتند این بزرگان پیش از آنک سال بر دویست کشید از هجرة. و یاد کنیم نام جماعتی از پیران این طائفه از طبقات اول تا بدین وقت متأخران از ایشان و یاد کنیم سیرتهای ایشان و سخنان ایشان که دلیل کند بر اصول ایشان و آداب ایشان اِنْ شاءَ اللّهُ تَعالی.
امیر معزی : رباعیات
شماره ۱۵۷ - ای پیش تو حاسدانت‌ را سنگی نه
ای پیش تو حاسدانت‌ را سنگی نه
کمال خجندی : مقطعات
شماره ۳۵ - خواستم از صاحب مطبخ حساب
خواستم از صاحب مطبخ حساب
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۸۱۶ - ز بس دامان ناز افشاند زلف عنبر افشانش
ز بس دامان ناز افشاند زلف عنبر افشانش
اوحدی مراغه‌ای : غزلیات
غزل ۴۱۸ - در ضمیر ما نمیگنجد بغیر از دوست کس
در ضمیر ما نمیگنجد بغیر از دوست کس
کمال خجندی : رباعیات
شماره ۳۳ - در ملک وجودم بجز از دوست مجو
در ملک وجودم بجز از دوست مجو
همام تبریزی : رباعیات
شماره ۳۴ - زلفش سر کبر و سرفرازی دارد
زلفش سر کبر و سرفرازی دارد
ازرقی هروی : رباعیات
شماره ۵۸ - ای گل رخ سروقامت ، ای مایه ی ناز
ای گل رخ سروقامت ، ای مایه ی ناز
ملا احمد نراقی : مثنوی طاقدیس
بخش ۶۹ - در بیان رفتن شیطان به در خانه ی فرعون
خانه ی فرعون را شیطان شبی
رشیدالدین میبدی : ۲- سورة البقره‏
۴۰ - النوبة الثانیة: قوله تعالى: وَ یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْمَحِیضِ مردى آمد بر رسول خدا نام وى ثابت بن
قوله تعالى: وَ یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْمَحِیضِ مردى آمد بر رسول خدا نام وى ثابت بن الدحداح گفت یا رسول اللَّه! زنان را در حال حیض نزدیکى کنیم و پاسیم یا نه؟ که بگذاریم ایشان را در وقت حیض و نپاسیم؟ آیت آمد وَ یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْمَحِیضِ قُلْ هُوَ أَذىً، فَاعْتَزِلُوا النِّساءَ فِی الْمَحِیضِ حیض و محیض یکى است، همچون کیل و مکیل و عیش و معیش. و معنى حیض رفتن خون است، یعنى آن دم معروف سیاه رنگ، بحرانى که از قعر رحم برآمد، کمینه آن یک شبانروزست و مهینه پانزده شبانروز، و غالب آن شش یا هفت روز است، و هر چه نه از قعر رحم بیامد و نه سیاه رنگ بود آن را دم استحاضه گویند. و احکام حیض در آن نرود.
وفایی شوشتری : غزلیات
شماره ۲۳ - سینه دریای من و لشگر غم امواجم
سینه دریای من و لشگر غم امواجم
عثمان مختاری : شهریارنامه
بخش ۳۶ - خبردار شدن هیتال شاه از بند پاره کردن شهریار و بدر رفتن گوید
کشیدند صف چار لشکر چنین
مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۳۸ - امروز به شهر حسن همنام تو نیست
امروز به شهر حسن همنام تو نیست
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۵۵ - ز باده‌ای‌ست به بزم شهود، مستی ما
ز باده‌ای‌ست به بزم شهود، مستی ما
فریدون مشیری : مروارید مهر
جزر و مد
ماه، دریا را به خود می خواند و،
رشیدالدین میبدی : ۶۶- سورة التحریم- مدنیة
النوبة الاولى
قوله تعالى: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ بنام خداوند فراخ بخشایش مهربان‏
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۳۹۰ - زلف مشکینش که گویی را به چوگان یافته ست
زلف مشکینش که گویی را به چوگان یافته ست
امیر معزی : قصاید
شماره ۱۴۴ - ای به سلطانی نشسته با فتوح و با ظفر
ای به سلطانی نشسته با فتوح و با ظفر
عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۳۶ - گشود برقع و توفان حسن عالم سوخت
گشود برقع و توفان حسن عالم سوخت