جویای تبریزی : مناقب
شمارهٔ ۴ - قصیده در نعت آنسرور صلی الله علیه و آله
تن داد هر آن کو زغمت سوز و الم را
فخرالدین اسعد گرگانی : ویس و رامین
نشستن موبد در بزم با ویس و رامین و سرود گفتن رامین به حال خود
چو شاه و ویس و رامین هر سه باهم
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۲۳۷ - ایدل اگرت کار موافق نبود
ایدل اگرت کار موافق نبود
مولوی : غزلیات
غزل ۲۱۸۶ - خداوندا چو تو صاحب قران کو؟
خداوندا چو تو صاحِبِ قِران کو؟
فریدون مشیری : مروارید مهر
ما، همان جمع پراکنده...
موج، می آمد، چون کوه و به ساحل می خورد !
سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۲۴۲ - رخت هستی دل سوی آن جامه گلگون می کشد
رخت هستی دل سوی آن جامه گلگون می کشد
عطار نیشابوری : باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق
شماره ۷ - ای زلفِ تو صد دامِ ستم افکنده
ای زلفِ تو صد دامِ ستم افکنده
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۴۲۱ - آمد ورفت نفس نیرنگ توفان بلاست
آمد ورفت نفس نیرنگ توفان بلاست
مولوی : غزلیات
غزل ۱۵۱۰ - اگر عشقت به جای جان ندارم
اگر عشقَت به جایِ جان ندارم
مولوی : غزلیات
غزل ۴۹۵ - اگر مر تو را صلح آهنگ نیست
اگر مَر تو را صُلحْ آهنگ نیست
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۱۲۵ - مرا در چاه چون یوسف وطن از مکر اخوان است
مرا در چاه چون یوسف وطن از مکر اخوان است
فخرالدین اسعد گرگانی : ویس و رامین
آشکار شدن رامین بر شاه موبد
چو یک مه ویس و رامین شاد بودند
کمال‌الدین اسماعیل : غزلیات
شماره ۶۵ - سوز عشقت جگر همی سوزد
سوز عشقت جگر همی سوزد
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۸۶۵ - تا فراقت تاخت بر من بارگی
تا فراقت تاخت بر من بارگی
بلند اقبال : غزلیات
شماره ۲۲۶ - التفاتی به ما ندارد یار
التفاتی به ما ندارد یار
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۱ - تا خدمت ابناء بشر پیشه ماست
تا خدمت ابناء بشر پیشه ماست
واعظ قزوینی : رباعیات
شماره ۴۷ - بر درگه خلق، بندگی ما را کشت
بر درگه خلق، بندگی ما را کشت
میرزا آقاخان کرمانی : نامهٔ باستان
بخش ۴۶ - شاهنشاهی دارای سوم معروف به کودمانس
یکی مرد بد خودسر و بد کنش
نصرالله منشی : ابتدای کلیله و دمنه، و هو من کلام بزرجمهر البختکان
بخش ۶ - و عاقل باید که در فاتحت کارها نهایت اغراض خویش پیش چشم دارد و پیش ازانکه قدم در راه نهد مقصد معین گرداند، و الا واسطه بحیرت کشد و خاتمت بهلاک و ندامت.
و عاقل باید که در فاتحت کارها نهایت اغراض خویش پیش چشم دارد و پیش ازانکه قدم در راه نهد مقصد معین گرداند، و الا واسطه بحیرت کشد و خاتمت بهلاک و ندامت. و بحال خردمند آن لایق تر که همیشه طلب آخرت را بر دنیا مقدم شمرد، چه هرکه همت او از طلب دنیا قاصرتر حسرات او بوقت مفارقت آن اندک تر، و نیز آنکه سعی برای آخرت کند مرادهای دنیا بیابد و حیات ابد اورا بدست آید، و آنکه سعی او بمصالح دنیا مصروف باشد زندگانی برو وبال گردد، و از ثواب آخرت بماند. و کوشش اهل عالم در ادراک سه مراد ستوده ست: ساختن توشه آخرت، تمهید اسباب معیشت، و راست داشتن میان خود و مردمان بکم آزاری و ترک اذیت.
نظیری نیشابوری : غزلیات
شماره ۳۳۸ - به سینه گریه گره شد نقاب برتر کش
به سینه گریه گره شد نقاب برتر کش