صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۵۰
شد یکی صد شورش عشق از نصیحتگر مرا
رشیدالدین میبدی : ۱۲- سورة یوسف- مکیة
۲ - النوبة الاولى
قوله تعالى: إِذْ قالُوا لَیُوسُفُ وَ أَخُوهُ برادران یوسف گفتند براستى که یوسف و هم مادر او، أَحَبُّ إِلى‏ أَبِینا مِنَّا دوست تر است بپدر ما از ما، وَ نَحْنُ عُصْبَةٌ و ما ایم گروهى ده تن، إِنَّ أَبانا لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ (۸) پدر ما در مهر این دو برادر در ضلالى است آشکارا.
رودکی : ابیات پراکنده
شمارهٔ ۵۹
اگر من زونجت نخوردم گهی
رشیدالدین میبدی : ۱۰۰- سورة العادیات- المکیة
النوبة الثالثة
قوله تعالى: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ «بسم اللَّه» کلمة اذا سمعها العاصون نسوا زلّتهم فی جنب رحمته و اذا سمعها العابدون نسوا صولتهم فی جنب الهیّته، کلمة من سمعها ما غادرت له شغلا الّا کفته. و لا امرا الّا اصلحته و لا ذنبا الّا غفرته و لا اربا الّا قضته.
نهج البلاغه : خطبه ها
توصیف بعثت
<strong> و من خطبة له عليه‌السلام </strong> <strong> في الرسول الأعظم صلى‌الله‌عليه‌وآله و بلاغ الإمام عنه </strong>
خیالی بخارایی : غزلیات
شمارهٔ ۲۹۴
زهی تیره از زلف تو روز، شام
صفای اصفهانی : مثنوی
بخش ۲۷ - فی المناجات
الهی باز من را ده پر راز
اقبال لاهوری : جاویدنامه
نمودار میشود روح ناصر خسرو علوی و غزلی مستانه سرائیده غائب میشود
«دست را چون مرکب تیغ و قلم کردی مدار
خیالی بخارایی : غزلیات
شمارهٔ ۱۹۱
سریر فقر که با هیچ پادشا ندهند
نصرالله منشی : باب الزاهد وابن عرس
بخش ۱ - باب زاهد و راسو
رای گفت برهمن را: شنودم داستان کسی که برمراد خود قادر گردد و در حفظ ان اهمال نماید، تا در سوز ندامت افتاد و بغرامت و موونت ماخوذ گردد. اکنون بیان کند مثل آنکه در امضای عزایم تعجیل روا دارد و از فواید تدبر و تفکر غافل باشد، عاقبت کار و ووخامت عمل او کجا رسد. برهمن گفت:
اقبال لاهوری : پیام مشرق
حکمت فرنگ
شنیدم که در پارس مرد گزین
مولوی : دفتر ششم
بخش ۳۱ - معاتبهٔ مصطفی علیه‌السلام با صدیق رضی الله عنه کی ترا وصیت کردم کی به شرکت من بخر تو چرا بهر خود تنها خریدی و عذر او
گفت ای صدیق آخر گفتمت
نهج البلاغه : حکمت ها
پندهای مهم اخلاقی
<strong> وَ قَالَ عليه‌السلام </strong> مَنْ نَظَرَ فِي عَيْبِ نَفْسِهِ اِشْتَغَلَ عَنْ عَيْبِ غَيْرِهِ
صفایی جندقی : رباعیات انابیه
شمارهٔ ۲۶
یارب مأیوسم از در خویش مکن
امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
گزیدهٔ غزل ۴۵۷
چو نام تو در نامه‌ای دیده‌ام
عطار نیشابوری : تذکرة الأولیاء
ذکر یوسف اسباط قدس الله روحه العزیز
آن مجاهد مردان مرد آن مبارز میدان درد آن خو کرده تقوی آن پرورده معنی آن مخلص محتاط یوسف اسباط رحمةالله علیه از زهاد و عباد این قوم بود و در تابعین بزهد او کس نبود و در مراقبه و محاسبه کمالی داشت و معرفت وحالت خود پنهان داشتی و ریاضت کردی و ازدنیا انقطاع کلی داشت وکلماتی شافی دارد و بسیار مشایخ کبار دیده بود.
سعدی : باب دوم در اخلاق درویشان
حکایت شمارهٔ ۲۹
ابوهریره رضی الله عنه هر روز به خدمت مصطفی صلی الله علیه آمدی گفت یا اباهریره زُرنی غِبّاً تَزْدَد حُباً هر روز میا تا محبت زیادت شود.
خیالی بخارایی : غزلیات
شمارهٔ ۳۳۲
لطفی که می کند به محبّان عذار او
حافظ : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۴۸
یارم چو قدح به دست گیرد
ظهیرالدین فاریابی : قطعات
شمارهٔ ۷۴
شهریارا برای مدحت تو