ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۹۷ - بر عارض آن بت که توان تن ازوست
بر عارض آن بت که توان تن ازوست ناصرخسرو : قصاید
قصیده ۱۶۵ - اگر با خرد جفت و اندر خوریم
اگر با خرد جفت و اندر خوریم اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۶۴۹ - جام بر کف خاطر اندوهگین دارد بهار
جام بر کف خاطر اندوهگین دارد بهار فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۸۷۳ - شعلهٔ حسنی ز رخسار بتان افروختی
شعلهٔ حسنی ز رخسار بتان افروختی اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۴۳۰ - گلستان شو ز می تا نوبهار از چشم رنگ افتد
گلستان شو ز می تا نوبهار از چشم رنگ افتد رشیدالدین وطواط : مقطعات
شمارهٔ ۶۸ - د رحق فخرالدین
فخر دین ، اعتقاد من دانی اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۲۸۰ - با آنکه زبان کلید هر کار بود
با آنکه زبان کلید هر کار بود اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۴۲۸ - ز تاب سنبلی صید ضعیفم در کمند افتد
ز تاب سنبلی صید ضعیفم در کمند افتد رشیدالدین وطواط : مقطعات
شمارهٔ ۱۹ - در حق مجد الدین صاحب وزیر
صاحب ، ای فاضلی ، که از دانش کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۲۰۲ - چشم عارف جز چراغ کلفت از دنیا ندید
چشم عارف جز چراغ کلفت از دنیا ندید باباافضل کاشانی : رباعیات
رباعی ۶۰ - صاحب نظران که آینهٔ یک دگراند
صاحب نظران که آینهٔ یک دگراند محمد بن منور : فصل اول - حکایات کرامات شیخ
حکایت ۳۲ - استاد عبدالرحمن گفت، کی مقری شیخ ما بود، که روزی شیخ در نشابور مجلس میگفت علویی بود در مجلس شیخ، مگر بدل آن علوی بگذشت کی نسب ماداریم و عزت و دولت شی
استاد عبدالرحمن گفت، کی مقری شیخ ما بود، که روزی شیخ در نشابور مجلس میگفت علویی بود در مجلس شیخ، مگر بدل آن علوی بگذشت کی نسب ماداریم و عزت و دولت شیخ دارد. شیخ در حال روی بدان علوی کرد و گفت یا سید بهتر ازین باید و بهتر ازین باید. آنگه روی به جمع کرد و گفت میدانید کی این سید چه میگوید؟ میگوید کی نسب ما داریم و دولت و عزت آنجاست. بدانک محمد علیه السلام هرچ یافت از نسبت یافت نه از نسب، کی بوجهل و بولهب هم از آن نسب بودند و شما به نسب از آن مهتر قناعت کردهاید و ما همگی خویشتن را در نسبت بدان مهتر بپرداختهایم و هنوز قناعت نمیکنیم، لاجرم از آن دولت و عزت که آن مهتر داشت ما را نصیب کرد و بنمود کی راه به حضرت ما به نسبت است نه به نسب. هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۲۰ - زان پیشتر که عقل شود رهنمون مرا
زان پیشتر که عقل شود رهنمون مرا اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۴۲۷ - قطره چون موج اضطراب افتد
قطره چون موج اضطراب افتد قطران تبریزی : مقطعات
شماره ۸۳ - ایا چراغ شهان جهان امیر اجل
ایا چراغ شهان جهان امیر اجل هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۲۲ - ز سوز سینه، هر دم، چند پوشم داغ هجران را؟
ز سوز سینه، هر دم، چند پوشم داغ هجران را؟ اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۳۴۱ - رفت از پیر و جوان طاقت و کس پیدا نیست
رفت از پیر و جوان طاقت و کس پیدا نیست خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۲۴۷ - هردم از جانب او تیغ بلا می آید
هردم از جانب او تیغ بلا می آید قرآن کریم : متن و ترجمه
سورة النور
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ قاآنی شیرازی : غزلیات
غزل ۱۳ - چه غم ز بی کلهی کآسمان کلاه منست
چه غم ز بی کلهی کآسمان کلاه منست
شماره ۹۷ - بر عارض آن بت که توان تن ازوست
بر عارض آن بت که توان تن ازوست ناصرخسرو : قصاید
قصیده ۱۶۵ - اگر با خرد جفت و اندر خوریم
اگر با خرد جفت و اندر خوریم اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۶۴۹ - جام بر کف خاطر اندوهگین دارد بهار
جام بر کف خاطر اندوهگین دارد بهار فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۸۷۳ - شعلهٔ حسنی ز رخسار بتان افروختی
شعلهٔ حسنی ز رخسار بتان افروختی اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۴۳۰ - گلستان شو ز می تا نوبهار از چشم رنگ افتد
گلستان شو ز می تا نوبهار از چشم رنگ افتد رشیدالدین وطواط : مقطعات
شمارهٔ ۶۸ - د رحق فخرالدین
فخر دین ، اعتقاد من دانی اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۲۸۰ - با آنکه زبان کلید هر کار بود
با آنکه زبان کلید هر کار بود اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۴۲۸ - ز تاب سنبلی صید ضعیفم در کمند افتد
ز تاب سنبلی صید ضعیفم در کمند افتد رشیدالدین وطواط : مقطعات
شمارهٔ ۱۹ - در حق مجد الدین صاحب وزیر
صاحب ، ای فاضلی ، که از دانش کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۲۰۲ - چشم عارف جز چراغ کلفت از دنیا ندید
چشم عارف جز چراغ کلفت از دنیا ندید باباافضل کاشانی : رباعیات
رباعی ۶۰ - صاحب نظران که آینهٔ یک دگراند
صاحب نظران که آینهٔ یک دگراند محمد بن منور : فصل اول - حکایات کرامات شیخ
حکایت ۳۲ - استاد عبدالرحمن گفت، کی مقری شیخ ما بود، که روزی شیخ در نشابور مجلس میگفت علویی بود در مجلس شیخ، مگر بدل آن علوی بگذشت کی نسب ماداریم و عزت و دولت شی
استاد عبدالرحمن گفت، کی مقری شیخ ما بود، که روزی شیخ در نشابور مجلس میگفت علویی بود در مجلس شیخ، مگر بدل آن علوی بگذشت کی نسب ماداریم و عزت و دولت شیخ دارد. شیخ در حال روی بدان علوی کرد و گفت یا سید بهتر ازین باید و بهتر ازین باید. آنگه روی به جمع کرد و گفت میدانید کی این سید چه میگوید؟ میگوید کی نسب ما داریم و دولت و عزت آنجاست. بدانک محمد علیه السلام هرچ یافت از نسبت یافت نه از نسب، کی بوجهل و بولهب هم از آن نسب بودند و شما به نسب از آن مهتر قناعت کردهاید و ما همگی خویشتن را در نسبت بدان مهتر بپرداختهایم و هنوز قناعت نمیکنیم، لاجرم از آن دولت و عزت که آن مهتر داشت ما را نصیب کرد و بنمود کی راه به حضرت ما به نسبت است نه به نسب. هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۲۰ - زان پیشتر که عقل شود رهنمون مرا
زان پیشتر که عقل شود رهنمون مرا اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۴۲۷ - قطره چون موج اضطراب افتد
قطره چون موج اضطراب افتد قطران تبریزی : مقطعات
شماره ۸۳ - ایا چراغ شهان جهان امیر اجل
ایا چراغ شهان جهان امیر اجل هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۲۲ - ز سوز سینه، هر دم، چند پوشم داغ هجران را؟
ز سوز سینه، هر دم، چند پوشم داغ هجران را؟ اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۳۴۱ - رفت از پیر و جوان طاقت و کس پیدا نیست
رفت از پیر و جوان طاقت و کس پیدا نیست خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۲۴۷ - هردم از جانب او تیغ بلا می آید
هردم از جانب او تیغ بلا می آید قرآن کریم : متن و ترجمه
سورة النور
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ قاآنی شیرازی : غزلیات
غزل ۱۳ - چه غم ز بی کلهی کآسمان کلاه منست
چه غم ز بی کلهی کآسمان کلاه منست