کمال خجندی : غزلیات
شماره ۴۸۹ - گر دلم در زلف پنهان کردهای پیدا شود
گر دلم در زلف پنهان کردهای پیدا شود اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۵۱۷ - منازل سفرت پیش دیده میآرم
منازل سفرت پیش دیده میآرم اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۵۷۶ - دل شکاران که مرا بی سر و پا ساخته اند
دل شکاران که مرا بی سر و پا ساخته اند شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۶۵۱ - عاشقم بر روی نورالله خود
عاشقم بر روی نورالله خود محمود شبستری : کنز الحقایق
حکایت - چنین گویند مردی بود قصاب
چنین گویند مردی بود قصاب نظیری نیشابوری : غزلیات
شماره ۴۶۱ - دست در طره آشفته یاری نزدیم
دست در طره آشفته یاری نزدیم بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۲۰۲ - چشمی که بر آن جلوه نظر داشته باشد
چشمی که بر آن جلوه نظر داشته باشد فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۳۱۷ - ز مهر آن پری رویم دل دیوانه روشن شد
ز مهر آن پری رویم دل دیوانه روشن شد بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۵۲۸ - اگر می نیست جمعیتکدام است
اگر می نیست جمعیتکدام است بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۰۸۵ - خودسر به مرک گردن دعوی فرود کرد
خودسر به مرک گردن دعوی فرود کرد قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۳۶۲ - روزی که به صد شبم سحر میآید
روزی که به صد شبم سحر میآید اوحدالدین کرمانی : الباب العاشر: البهاریات
شماره ۵۵ - ای قول تو چون زنگله در عالم فاش
ای قول تو چون زنگله در عالم فاش قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۱۳۹ - وسعتگه دهر تنگ از تنگی توست
وسعتگه دهر تنگ از تنگی توست خلیلالله خلیلی : رباعیات
رباعی ۲۷ - دل در غم عشق تو برومند بود
دل در غم عشق تو برومند بود رضاقلی خان هدایت : روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین
بخش ۸۶ - شاه بد خشانی قُدِّسَ سِرُّه
نامش ملاشاه و عارفی است آگاه. بعد از مجالست بسیار با عرفا و فضلا طالب خدمت پیری کامل و شیخی واصل شد. به رهنمایی هادی سبیل سعادت و عنایت و قاید طریق رشد و هدایت در لاهور به خدمت میان شاه میرلاهوری از سلسلهٔ قادریه رسید. چهار ماه در کمال ادب و نهایت طلب بر آستانش معتکف بود و به وی التفاتی از گلزار توجهش نشنود. آخرالامر گفت ای بدخشانی خارهٔ خود را لعل ساختی و در کورهٔ امتحان گداختی. برخیز و غسلی کرده بیا تا صحبتی بداریم. وی غسلی کرده، باز آمد. اجازهٔ ذکر خفی گرفت و بدان متوجه شد، در اندک وقتی ترقی کلی در احوالش ظاهر شد. بعد از رحلت شیخ خویش، در کشمیر توقف کرد. در دامن کوه ماران در مقابل تخت سلیمان باغی و خانقاهی بنا نمود. بالاخره در زمان دولت شاه جهان علمای دهلی او را تکفیر نمودندو مطعون ساختند و لوای قتلش برافراختند. شاه جهان فتوی علما را گرفته به منزل وی رفته با او صحبت داشت. همت بر ارادتش گماشت. علما گفتند که او شاه را مسحور نموده است. به حکم شریعت خونش هدر و قاتلش را اجری جزیل و ثوابی جمیل است. هر که به حجرهٔ وی رفته، نظرش بر او افتاده اللّه گفته، روی بر خاک نهاده. غرض، پنجاه هزار بیت دیوان دارد. مثنویات بسیار و غزلیات بی شمار. ولیکن رعایت بحور و قرافی را چنانکه باید ننموده است. وفاتش در سنهٔ ۱۰۷۲. از اوست: کمال خجندی : غزلیات
شماره ۸۳۸ - خاک پایت دوست دارد روی من
خاک پایت دوست دارد روی من بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۶۱۸ - به رشتهات اثر وهم مدعاست گره
به رشتهات اثر وهم مدعاست گره مولوی : غزلیات
غزل ۱۹۰۵ - اگر تو عاشقی، غم را رها کن
اگر تو عاشقی، غَم را رها کُن شاه نعمتالله ولی : مفردات
شماره ۱۸۷ - قطرهای بود باز بحری شد
قطرهای بود باز بحری شد بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۸۷۵ - نسزد به وضع فسردگی ز بهار دل مژه بستنت
نسزد به وضع فسردگی ز بهار دل مژه بستنت
شماره ۴۸۹ - گر دلم در زلف پنهان کردهای پیدا شود
گر دلم در زلف پنهان کردهای پیدا شود اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۵۱۷ - منازل سفرت پیش دیده میآرم
منازل سفرت پیش دیده میآرم اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۵۷۶ - دل شکاران که مرا بی سر و پا ساخته اند
دل شکاران که مرا بی سر و پا ساخته اند شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۶۵۱ - عاشقم بر روی نورالله خود
عاشقم بر روی نورالله خود محمود شبستری : کنز الحقایق
حکایت - چنین گویند مردی بود قصاب
چنین گویند مردی بود قصاب نظیری نیشابوری : غزلیات
شماره ۴۶۱ - دست در طره آشفته یاری نزدیم
دست در طره آشفته یاری نزدیم بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۲۰۲ - چشمی که بر آن جلوه نظر داشته باشد
چشمی که بر آن جلوه نظر داشته باشد فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۳۱۷ - ز مهر آن پری رویم دل دیوانه روشن شد
ز مهر آن پری رویم دل دیوانه روشن شد بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۵۲۸ - اگر می نیست جمعیتکدام است
اگر می نیست جمعیتکدام است بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۰۸۵ - خودسر به مرک گردن دعوی فرود کرد
خودسر به مرک گردن دعوی فرود کرد قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۳۶۲ - روزی که به صد شبم سحر میآید
روزی که به صد شبم سحر میآید اوحدالدین کرمانی : الباب العاشر: البهاریات
شماره ۵۵ - ای قول تو چون زنگله در عالم فاش
ای قول تو چون زنگله در عالم فاش قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۱۳۹ - وسعتگه دهر تنگ از تنگی توست
وسعتگه دهر تنگ از تنگی توست خلیلالله خلیلی : رباعیات
رباعی ۲۷ - دل در غم عشق تو برومند بود
دل در غم عشق تو برومند بود رضاقلی خان هدایت : روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین
بخش ۸۶ - شاه بد خشانی قُدِّسَ سِرُّه
نامش ملاشاه و عارفی است آگاه. بعد از مجالست بسیار با عرفا و فضلا طالب خدمت پیری کامل و شیخی واصل شد. به رهنمایی هادی سبیل سعادت و عنایت و قاید طریق رشد و هدایت در لاهور به خدمت میان شاه میرلاهوری از سلسلهٔ قادریه رسید. چهار ماه در کمال ادب و نهایت طلب بر آستانش معتکف بود و به وی التفاتی از گلزار توجهش نشنود. آخرالامر گفت ای بدخشانی خارهٔ خود را لعل ساختی و در کورهٔ امتحان گداختی. برخیز و غسلی کرده بیا تا صحبتی بداریم. وی غسلی کرده، باز آمد. اجازهٔ ذکر خفی گرفت و بدان متوجه شد، در اندک وقتی ترقی کلی در احوالش ظاهر شد. بعد از رحلت شیخ خویش، در کشمیر توقف کرد. در دامن کوه ماران در مقابل تخت سلیمان باغی و خانقاهی بنا نمود. بالاخره در زمان دولت شاه جهان علمای دهلی او را تکفیر نمودندو مطعون ساختند و لوای قتلش برافراختند. شاه جهان فتوی علما را گرفته به منزل وی رفته با او صحبت داشت. همت بر ارادتش گماشت. علما گفتند که او شاه را مسحور نموده است. به حکم شریعت خونش هدر و قاتلش را اجری جزیل و ثوابی جمیل است. هر که به حجرهٔ وی رفته، نظرش بر او افتاده اللّه گفته، روی بر خاک نهاده. غرض، پنجاه هزار بیت دیوان دارد. مثنویات بسیار و غزلیات بی شمار. ولیکن رعایت بحور و قرافی را چنانکه باید ننموده است. وفاتش در سنهٔ ۱۰۷۲. از اوست: کمال خجندی : غزلیات
شماره ۸۳۸ - خاک پایت دوست دارد روی من
خاک پایت دوست دارد روی من بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۶۱۸ - به رشتهات اثر وهم مدعاست گره
به رشتهات اثر وهم مدعاست گره مولوی : غزلیات
غزل ۱۹۰۵ - اگر تو عاشقی، غم را رها کن
اگر تو عاشقی، غَم را رها کُن شاه نعمتالله ولی : مفردات
شماره ۱۸۷ - قطرهای بود باز بحری شد
قطرهای بود باز بحری شد بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۸۷۵ - نسزد به وضع فسردگی ز بهار دل مژه بستنت
نسزد به وضع فسردگی ز بهار دل مژه بستنت