صفایی جندقی : غزلیات
شماره ۱۷۷ - نیست در صومعه جز معنی حیوانی چند
نیست در صومعه جز معنی حیوانی چند جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۴۸۸ - دلبر برفت و بر دل تنگم نظر نکرد
دلبر برفت و بر دل تنگم نظر نکرد بلند اقبال : قطعات
شمارهٔ ۴۶ - قطعه
هر صفاتی که هست ایزد را صفایی جندقی : غزلیات
شماره ۵۲ - غمت بر تابه ی عشقم چنان سوخت
غمت بر تابه ی عشقم چنان سوخت صفایی جندقی : غزلیات
شماره ۴۹ - نگارینا تو با چندین ملاحت
نگارینا تو با چندین ملاحت جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۳۳۴ - دلا تا کی چنین دیوانه باشی
دلا تا کی چنین دیوانه باشی نصرالله منشی : باب الاسد و الثور
بخش ۱۵ - دمنه گفت: ملک کار او را چندین وزن نهند، و اگر فرماید بروم و او را بیارم تا ملک را بنده ای مطیع و چاکری فرمان بردار باشد. شیر از این سخن شاد شد و بآورد
دمنه گفت: ملک کار او را چندین وزن نهند، و اگر فرماید بروم و او را بیارم تا ملک را بنده ای مطیع و چاکری فرمان بردار باشد. شیر از این سخن شاد شد و بآوردن او مثال داد. دمنه بنزدیک گاو آمد و بادل قوی بی تردد و تحیر باوی سخن گفتن آغاز کرد و گفت: مرا شیر فرستاده است و فرموده که ترا بنزدیک او برم، و مثال داده که اگر مسارعت نمائی امانی هم بر تقصیری که تا این غایت روا داشته ای و از خدمت و دیدار او تقاعدی نموده، و اگر توفقی کنی بالفوربازگردم و آنچه رفته باشد باز نمایم. گاو گفت: کیست این شیر؟ دمنه گفت: ملک سباع. گاو که ذکر ملک سباع شنودم بترسید، دمنه را گفت: اگر مرا قوی دل گردانی و از باس او ایمن کنی با تو بطایم. دمنه با او وثیقتی کرد و شرایط تاکید و احکام اندران بجای آورد و هر دو روی بجانب شیر نهادند. عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۸۲ - کسی که بر اثر مدعای خویشتن است
کسی که بر اثر مدعای خویشتن است جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۶۹۰ - نه دلبری که دلم زو دمی بیاساید
نه دلبری که دلم زو دمی بیاساید جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۳۵۵ - راست گویم مُرْوَت از عالم برفت
راست گویم مُرْوَت از عالم برفت قائم مقام فراهانی : نامههای فارسی
شمارهٔ ۸۷ - خطاب به میرزا صادق مروزی وقایع نگار
مخدوما، مطاعا، مشفقا، مهربانا: رقیمه کریمه در اسعد اوقات رسید و مضامین مرقومه را که: ارق من الوهم وانفذ من الفهم و امضی من السهم، بود همه را بعرض اشرف والا رسانیده کما انرل من السمائو حی الارض بعد موتها. عالمی را از پژمردگی و افسردگی برآورد، بل از ورطه فنا بعالم بقا باز رساند. صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۲۶۸ - نیست با دیده ظاهر دل روشن محتاج
نیست با دیده ظاهر دل روشن محتاج محتشم کاشانی : غزلیات از رسالهٔ جلالیه
شماره ۳۸ - دو روزی شد که با هجران جانان صحبتی دارم
دو روزی شد که با هجران جانان صحبتی دارم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۷۳۰ - شد ناله ام به دور خطش عاشقانه تر
شد ناله ام به دور خطش عاشقانه تر قاسم انوار : غزلیات
شماره ۶۲ - این همه موج بی کران ز چه خاست؟
این همه موج بی کران ز چه خاست؟ محتشم کاشانی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۶۷ - فی مدح سلطانالعادل حمزه میرزا
شکر خدا که پایهٔ دولت ز آسمان کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۱۶۷ - چشم پوشیدن ز نیک و بد چراغ دیده است
چشم پوشیدن ز نیک و بد چراغ دیده است ادیب الممالک : قصاید
شماره ۸۰ - کان التوانی انکح العجز بنته
کان التوانی انکح العجز بنته حافظ : غزلیات
غزل ۷۵ - خواب آن نرگس فتان تو بی چیزی نیست
خوابِ آن نرگسِ فَتّانِ تو، بیچیزی نیست ادیب صابر : قصاید
شماره ۵۱ - چو دیده دید بر آن روی آبدار آتش
چو دیده دید بر آن روی آبدار آتش
شماره ۱۷۷ - نیست در صومعه جز معنی حیوانی چند
نیست در صومعه جز معنی حیوانی چند جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۴۸۸ - دلبر برفت و بر دل تنگم نظر نکرد
دلبر برفت و بر دل تنگم نظر نکرد بلند اقبال : قطعات
شمارهٔ ۴۶ - قطعه
هر صفاتی که هست ایزد را صفایی جندقی : غزلیات
شماره ۵۲ - غمت بر تابه ی عشقم چنان سوخت
غمت بر تابه ی عشقم چنان سوخت صفایی جندقی : غزلیات
شماره ۴۹ - نگارینا تو با چندین ملاحت
نگارینا تو با چندین ملاحت جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۳۳۴ - دلا تا کی چنین دیوانه باشی
دلا تا کی چنین دیوانه باشی نصرالله منشی : باب الاسد و الثور
بخش ۱۵ - دمنه گفت: ملک کار او را چندین وزن نهند، و اگر فرماید بروم و او را بیارم تا ملک را بنده ای مطیع و چاکری فرمان بردار باشد. شیر از این سخن شاد شد و بآورد
دمنه گفت: ملک کار او را چندین وزن نهند، و اگر فرماید بروم و او را بیارم تا ملک را بنده ای مطیع و چاکری فرمان بردار باشد. شیر از این سخن شاد شد و بآوردن او مثال داد. دمنه بنزدیک گاو آمد و بادل قوی بی تردد و تحیر باوی سخن گفتن آغاز کرد و گفت: مرا شیر فرستاده است و فرموده که ترا بنزدیک او برم، و مثال داده که اگر مسارعت نمائی امانی هم بر تقصیری که تا این غایت روا داشته ای و از خدمت و دیدار او تقاعدی نموده، و اگر توفقی کنی بالفوربازگردم و آنچه رفته باشد باز نمایم. گاو گفت: کیست این شیر؟ دمنه گفت: ملک سباع. گاو که ذکر ملک سباع شنودم بترسید، دمنه را گفت: اگر مرا قوی دل گردانی و از باس او ایمن کنی با تو بطایم. دمنه با او وثیقتی کرد و شرایط تاکید و احکام اندران بجای آورد و هر دو روی بجانب شیر نهادند. عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۸۲ - کسی که بر اثر مدعای خویشتن است
کسی که بر اثر مدعای خویشتن است جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۶۹۰ - نه دلبری که دلم زو دمی بیاساید
نه دلبری که دلم زو دمی بیاساید جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۳۵۵ - راست گویم مُرْوَت از عالم برفت
راست گویم مُرْوَت از عالم برفت قائم مقام فراهانی : نامههای فارسی
شمارهٔ ۸۷ - خطاب به میرزا صادق مروزی وقایع نگار
مخدوما، مطاعا، مشفقا، مهربانا: رقیمه کریمه در اسعد اوقات رسید و مضامین مرقومه را که: ارق من الوهم وانفذ من الفهم و امضی من السهم، بود همه را بعرض اشرف والا رسانیده کما انرل من السمائو حی الارض بعد موتها. عالمی را از پژمردگی و افسردگی برآورد، بل از ورطه فنا بعالم بقا باز رساند. صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۲۶۸ - نیست با دیده ظاهر دل روشن محتاج
نیست با دیده ظاهر دل روشن محتاج محتشم کاشانی : غزلیات از رسالهٔ جلالیه
شماره ۳۸ - دو روزی شد که با هجران جانان صحبتی دارم
دو روزی شد که با هجران جانان صحبتی دارم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۷۳۰ - شد ناله ام به دور خطش عاشقانه تر
شد ناله ام به دور خطش عاشقانه تر قاسم انوار : غزلیات
شماره ۶۲ - این همه موج بی کران ز چه خاست؟
این همه موج بی کران ز چه خاست؟ محتشم کاشانی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۶۷ - فی مدح سلطانالعادل حمزه میرزا
شکر خدا که پایهٔ دولت ز آسمان کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۱۶۷ - چشم پوشیدن ز نیک و بد چراغ دیده است
چشم پوشیدن ز نیک و بد چراغ دیده است ادیب الممالک : قصاید
شماره ۸۰ - کان التوانی انکح العجز بنته
کان التوانی انکح العجز بنته حافظ : غزلیات
غزل ۷۵ - خواب آن نرگس فتان تو بی چیزی نیست
خوابِ آن نرگسِ فَتّانِ تو، بیچیزی نیست ادیب صابر : قصاید
شماره ۵۱ - چو دیده دید بر آن روی آبدار آتش
چو دیده دید بر آن روی آبدار آتش