خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۳۶۳ - عاقل ندهد عاشق دلسوخته را پند
عاقل ندهد عاشق دلسوخته را پند
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شمارهٔ ۱۹۲ - الاسرار
تا خواجه ز نور خویش منفک نشود
کمال خجندی : غزلیات
شماره ۲۷۲ - وصل تو ما را بهشت و ناز نعیم است
وصل تو ما را بهشت و ناز نعیم است
سعدی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۷ - موعظه و نصیحت
ایهاالناس جهان جای تن آسانی نیست
رشیدالدین میبدی : ۷- سورة الاعراف‏
۲۰ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: خُذِ الْعَفْوَ فرمان آمد از خداوند کریم مهربان، بار خداى همه بار خدایان، کریم و لطیف در نام و در نشان، بمحمّد خاتم پیغامبران، و مقتداى جهانیان، که: اى سیّد! در گذار گناه از گناهکاران، و بپوش عیب ایشان، و برکش قلم عفو بر جریده بدکاران. اى سید! از ما گیر خلق پسندیده، و فعل ستوده، گفتار براستى و با خلق آشتى. در صحبت یار نیکان، و در خلوت تیمار بر ایشان. اى سیّد! من که خداوندم بردبارم، و بردباران را دوست دارم. از دشمن ناسزا میشنوم، و شوخى وى در خلوت مى‏بینم، و پرده بر وى میدارم، و بعقوبت نشتابم، و توبه و عفو بر وى عرضه میکنم، و بدرگاه خود باز میخوانم که: إِنْ یَنْتَهُوا یُغْفَرْ لَهُمْ ما قَدْ سَلَفَ.
ملک‌الشعرای بهار : قطعات
شمارهٔ ۱۶۹ - ترجمهٔ قطعه ا‌ی از محمد جریر طبری
گر هیچ دلم راز به یاران بگشودی
سعدی : باب هفتم در عالم تربیت
حکایت - دوکس گرد دیدند و آشوب و جنگ
دوکس گرد دیدند و آشوب و جنگ
حافظ : غزلیات
غزل ۴۳۲ - مخمور جام عشقم ساقی بده شرابی
مخمور جام عشقم ساقی بده شرابی
ملک‌الشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۲۳۵ - بهشت و دوزخ
خوش گفت این حدیث که شرطست کآدمی
فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۲۶۵ - دل به حسرت ز سر کوی کسی می‌آید
دل به حسرت ز سر کوی کسی می‌آید
ترانه های کودکانه : بخش اول
گل پسرم جون منه
گل پسرم جون منه
یغمای جندقی : بخش اول
شمارهٔ ۸۱ - به گرگین خان نوشته
پارسی گو گرچه تازی خوشتر است، در نامه سرکار سید از این بی نشان نامی برده اند و کهن گرفتاران خود را از نو دامی گسترده، دیگران را در کند آور که ما خود بنده ایم، و بنده وارت به خداوندی پرستنده. بازگشت میرزا را دست آویز راز نامه روزگار خود دیدم ولی چه نگارم که رنجی کاهد یا رامشی فزاید. نگارش مهر و بندگی افسانه ای است داستانی و گزارش آرزو و پرستندگی داستانی باستانی، نگفته پیداست و نهفته هویدا، خوشتر آنکه شماری تازه اندیشم و دیبای نامه را به دیگر ابریشم شیرازه بندم، تا هم آسوده روان یار از سرد سرائی آشفته نگردد و هم مرا راز دل و نیاز روان در گفت و گزار دیگران گفته و شنفته آید.
نظامی گنجوی : مخزن الاسرار
بخش ۶ - نعت اول
شمسه نه مسند هفت اختران
سعدی : غزلیات
غزل ۱۷ - چون عیش گدایان به جهان سلطنتی نیست
چون عیش گدایان به جهان سلطنتی نیست
فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۱۴ - میفشان جعد عنبر فام خود را
میفشان جعد عنبر فام خود را
ترانه های کودکانه : بخش اول
پنج انگشت
مانند دست است هر خانواده
امام سجاد علیه‌السلام : رساله حقوق
حق غير مسلمانانی كه در حال جنگ با مسلمانان نباشند
وأما حق اهل الذمة فالحكم فيهم أن تقبل منهم ما قبل الله وتفى بما جعل الله لهم من ذمته وعهده وتكلهم اليه فيما طلبوا من أنفسهم وأجبروا عليه وتحكم فيهم بما حكم الله به على نفسك فيما جرى بينك (وبينهم) من معاملة وليكن بينك وبين ظلمهم من رعاية ذمة الله والوفاء بعهده وعهد رسول الله صلى الله عليه واله حائل فانه بلغنا أنه قال : " من ظلم معاهدا فأنا خصمه " فاتق الله و لا حول ولا قوة الا بالله
میرزا قلی میلی مشهدی : غزلیات
شماره ۵۵ - گشاد مهره دل زین بساط بر طرف است
گشاد مهره دل زین بساط بر طرف است
نهج البلاغه : خطبه ها
خودمحورى در قضاوت
و من كلام له عليه‌السلام في ذم اختلاف العلماء في الفتيا
هجویری : بابٌ فی فرقِ فِرَقهم و مذاهِبهم و آیاتِهم و مقاماتِهم و حکایاتِهم
- بدان اسعدک اللّه که مردمان را اندر معرفت خداوند تعالی و صحت علم بدو اختلاف است ب
بدان اسعدک اللّه که مردمان را اندر معرفت خداوند تعالی و صحت علم بدو اختلاف است بسیار. معتزله گویند که: «معرفت حق عقلی است و جز عاقل را بدو معرفت روا نباشد.» و باطل است این قول، به دیوانگانی که اندر دار اسلام‌اند که حکمشان حکم معرفت بود و به کودکانی که عاقل نباشند و حکمشان حکم ایمان بود. اگر معرفت به عقل بودی، ایشان را چون عقل نیست حکم معرفت نبودی و کافران را که عقل است حکم کفر و اگر عقل معرفت را علت بودی، بایستی تا هر که عاقل بودی عارف بودی و همه بی عقلان جاهلان بودندی و این مکابرهٔ عیان است.