صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۵۹۷ - هر که آمد در غم‌آباد جهان، چون گردباد
هر که آمد در غم‌آباد جهان، چون گردباد
سیدای نسفی : رباعیات
شمارهٔ ۷ - اسبیات
ای میر عالمی ز عطای تو بهره مند
فروغ فرخزاد : ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد ...
کسی که مثل هیچ کس نیست
من خواب دیده‌ام که کسی می آید
مولوی : غزلیات
غزل ۵۹۱ - چه بوی است این چه بوی است این مگر آن یار می‌آید؟
چه بوی است این چه بوی است این مَگَر آن یار می‌آید؟
عنصری بلخی : قطعات و ابیات پراکندهٔ قصاید
شماره ۱۴۶ - ز پالان فزونست ریش رشید
ز پالان فزونست ریش رشید
سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۵۳۳ - کبابم کرده بی پروا خرامی چشم می پوشی
کبابم کرده بی پروا خرامی چشم می پوشی
قاآنی شیرازی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۴ - در ستایش نظام الدوله حسین خان و به تهنیت تمثال همایون
ای همایون صورت میمون شاه‌ کامگار
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۶۵۱ - پیری به صد شتاب جوانی ز من گذشت
پیری به صد شتاب جوانی ز من گذشت
انوری : رباعیات
رباعی ۸۵ - از گردش این هفت مخالف بر هفت
از گردش این هفت مخالف بر هفت
اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۳۹ - شد فزون بیغم شکست خاطر دلگیر ما
شد فزون بیغم شکست خاطر دلگیر ما
اوحدالدین کرمانی : الفصل الثانی - فی الاقاویل المختلفة خدمة السلطان
شماره ۸۲ - ترکی مکن ای ترک خطایی با من
ترکی مکن ای ترک خطایی با من
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۵۹۶ - روزگار آن سبکرو خوش که مانند شرار
روزگار آن سبکرو خوش که مانند شرار
واعظ قزوینی : ماده تاریخ
شمارهٔ ۲۹ - در خریدن یا بهدیه رسیدن دو اسب برای کسی سرود
بدرگاهت، ای راکب خنگ رفعت
رشیدالدین میبدی : ۵- سورة المائدة- مدنیة
۱۴ - النوبة الاولى
قوله تعالى: اعْلَمُوا بدانید: أَنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقابِ که اللَّه سخت عقوبت است سخت‏گیر، وَ أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ (۹۸) و بدانید که خداى آمرزگار است و بخشاینده.
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۹۶۴ - صبری‌که صبح این باغ از ما جدا نخندد
صبری‌که صبح این باغ از ما جدا نخندد
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ۴۶۴ - گر ترک طمع کنی نباشد
گر ترک طمع کنی نباشد
اوحدالدین کرمانی : الفصل الثانی - فی الاقاویل المختلفة خدمة السلطان
شماره ۹۷ - در پختن سودای تو چون من خامم
در پختن سودای تو چون من خامم
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۰۷۰ - خود را به عیش امکان پر متهم نکردم
خود را به عیش امکان پر متهم نکردم
صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۳۴ - در عشق توام همین بس ای روح روان
در عشق توام همین بس ای روح روان
قائم مقام فراهانی : نامه‌های فارسی
شمارهٔ ۳۰ - خطاب به محمدحسین میرزا
حکم والا شد. آن که چون انظار فضل و رحمت الهی نسبت بوجود مسعود ما نامتناهی بود، لطف و مرحمت شاهنشاه بلند پایگاه خسرو ملک عالم، زیور نسل آدم، قهرمان ماء و طین، آفتاب زمان و زمین خلدالله ملکه و سلطانه درباره ما از حد نصاب افزون شد و از حصر و حساب بیرون؛ فالحمدالله الذی هدانا لهذا و ماکنا لنهتدی لو لا ان هداناالله. پس بحکم این موهبت سبحانی و مکرمت سلطانی پایه اعتلائی چند در مدارج اوضاع و احوال ما ترقی و تصاعد یافت که زبان از شکر آن قاصر است و بیان از ذکر آن عاجز. و ان تعدوا نعمه الله لا تحصوها. از آن جمله بعد از آن که از طرف اشرف همایون، مهم خطیر پاسداری ثغور آذربایجان بعهدة اهتمام ما مرجوع شد و بیمن توجه و التفات ایالت و تمیمه جلات ما گردید که یکی از آنها دارالدوله کرمانشاهان بود و چون ولایت مزبور موطن اولد و اعقاب شاهزاد مغفور البسه الله حلل النور و مجمع معاشر ایلات و احشام سرحد عراقین اعراب و اعجام است؛ وظیفه رسم چاگری و خدمتگزاری ما آن شد که مزید جهد و اهتمام در مراتب انضباط و انتظام آنجا مبذول داریم ونظر توجه و التفات بر تربیت اخلاف عظام برادر رضوان مقام گماریم که جملگی با فرزندان گرامی ما خود بی تفاوت و فرق اختر یک برج و گوهر یک درج وفرع یک اصل و نور یک شمسند. بنا علی تلک المراتب اصلح وانسب چنان بود که مرزبانی آن ملک و پاسداری آن ثغر را از جانب سنی الجوانب خود بیکی از اولاد برادر مغفور مبرور مفوض و موکول سازیم تا بنحوی که اولیای دولت قاهره زاهره شاهنشاهی از رهگذر تفویض بما آسوده خاطرند، خدام اعتاب مستطاب ما نیر بواسطه تفویض باو مطمئن القلب وفارغ البال باشند.