ملکالشعرای بهار : مثنویات
شمارهٔ ۶۸ - راستی
شنیدم که شاهنشهی نقش بست غزالی : رکن چهارم - رکن منجیات
بخش ۶۵ - باب دوم
اما فضیلت اخلاص بدان که خدای تعالی گفت، «و ما امروا الا لیعبدوا الله مخلصین له الدین»، و گفت، «الاالله الدین الخالص» گفت، «خلق را نفرموده اند الا عبادت به اخلاص و دین خالص خدای راست و بس». و رسول (ص) گفت که خدای تعالی می گوید اخلاص سرّی است از اسرار من. در دل بنده ای که وی را دوست دارم نهاده ام». و معاذ را گفت که عمل به اخلاص کن تا اندکی کفایت بود. و هرچیز که در دم ریا آورده ایم همه در اخلاص است که نظر خلق یکی از سببهاست که اخلاص را ببرد و سببهای دیگر نیز هست. جامی : سلامان و ابسال
بخش ۱۱ - تاثیر حیلتهای ابسال در سلامان
چون سلامان با همه حلم و وقار نهج البلاغه : خطبه ها
خطبه غرا
و من خطبة له عليهالسلام و هي الخطبة العجيبة و تسمى الغراء مولوی : غزلیات
غزل ۲۸۹۳ - قدر غم گر چشم سر بگریستی
قدر غم گر چشم سر بگریستی فردوسی : پادشاهی هرمزد دوازده سال بود
بخش ۱ - پادشاهی هرمزد دوازده سال بود
بخندید تموز بر سرخ سیب ملکالشعرای بهار : کارنامهٔ زندان
حکایت جود و بخشش محمود
بود محمود زابلستانی حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۱۰۹ - کسی از تو مرا می دهد به وصل بشارت
کسی از تو مرا می دهد به وصل بشارت مولوی : غزلیات
غزل ۳۵۷ - چو آن کان کرم ما را شکار است
چو آن کان کرم ما را شکار است غزالی : رکن چهارم - رکن منجیات
بخش ۳۶ - پیدا کردن سوء خاتمت
بدان که بیشتر خایفان از خاتمت ترسیده اند، برای آن که دل آدمی گردان است و وقت مرگ وقتی عظیم است. و نتوان دانست که دل بر چه قرار گیرد در آن وقت تا یکی از عارفان می گوید، «اگر کسی را پنجاه سال به توحید بدانسته باشم، چون چندان از من غایب شد که از پس دیواری شد، گواهی ندهم وی را به توحید که حال دل گردان است. ندانم به چه گردد؟» و دیگری می گوید، «اگر گویند که شهادت بر در سرای دوست تر داری یا مرگ بر مسلمانی بر در حجره؟ گویم مرگ بر در حجره که ندانم تا به در سرای اسلام ماند یا نه». و ابوالدردا سوگند خوردی که هیچ کس ایمن نباشد از آن که ایمان وی به وقت مرگ بازستانند. و سهل تستری می گوید، «صدیقان در هر نفسی از سوء خاتمت می ترسند».و سفیان رضی الله عنه به وقت مرگ جزع می کرد و می گریست. گفتند، «مگری که عفو خدای تعالی از گناه تو عظیم تر است». گفت،«اگر دانمی که بر توحید بمیرم باک ندارم، اگر چند کوهها گناه دارمی». و یکی از بزرگان وصیت کرد و چیزی که داشت کسی را دید و گفت، «نشان آن که بر توحید بمیرم فلان چیز است. اگر آن نشان بینید بدین مال شکر و مغز بادام بخر و بر کودکان شهر افشان و بگوی که این عرس فلان است که به سلامت بجست و اگر این نبینی مردمان را بگوی تا بر من نماز نکنند و غره نشوند به من. تا پس از مرگ باری مرایی نباشم». مولوی : غزلیات
غزل ۸۴۶ - بیمار رنج صفرا ذوق شکر نداند
بیمار رنج صفرا ذوق شکر نداند نظامی گنجوی : مخزن الاسرار
بخش ۲۲ - مقالت دوم در عدل و نگهداری انصاف
ای ملک جانوران رای تو سعدی : غزلیات
غزل ۶۶ - هر کسی را نتوان گفت که صاحب نظر است
هر کسی را نتوان گفت که صاحب نظر است مولوی : غزلیات
غزل ۱۷۸۲ - ظننتم ایا عذال ان قد عدلتم
ظننتم ایا عذال ان قد عدلتم ترانه های کودکانه : بخش اول
دور همیم
آهای بیایین جمع بشین مولانا خالد نقشبندی : اشعار کردی
شماره ۵
قبیله م فیراقت، قبیله م فیراقت ملکالشعرای بهار : قطعات
شمارهٔ ۸۸ - تربت سیدالشهدا(ع)
حبذا خاک روانبخش و زهی تربت پاک جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۷۳۹ - دل عاشق زفغان سیر نگردد هرگز
دل عاشق زفغان سیر نگردد هرگز فریدون مشیری : لحظه ها و احساس
هر که با ما نیست...
گفته می شد: «هر که با ما نیست با ما دشمن است»! ملکالشعرای بهار : قطعات
شمارهٔ ۸۱ - لطیفه
مثقلی با من ز روی طنز گفت
شمارهٔ ۶۸ - راستی
شنیدم که شاهنشهی نقش بست غزالی : رکن چهارم - رکن منجیات
بخش ۶۵ - باب دوم
اما فضیلت اخلاص بدان که خدای تعالی گفت، «و ما امروا الا لیعبدوا الله مخلصین له الدین»، و گفت، «الاالله الدین الخالص» گفت، «خلق را نفرموده اند الا عبادت به اخلاص و دین خالص خدای راست و بس». و رسول (ص) گفت که خدای تعالی می گوید اخلاص سرّی است از اسرار من. در دل بنده ای که وی را دوست دارم نهاده ام». و معاذ را گفت که عمل به اخلاص کن تا اندکی کفایت بود. و هرچیز که در دم ریا آورده ایم همه در اخلاص است که نظر خلق یکی از سببهاست که اخلاص را ببرد و سببهای دیگر نیز هست. جامی : سلامان و ابسال
بخش ۱۱ - تاثیر حیلتهای ابسال در سلامان
چون سلامان با همه حلم و وقار نهج البلاغه : خطبه ها
خطبه غرا
و من خطبة له عليهالسلام و هي الخطبة العجيبة و تسمى الغراء مولوی : غزلیات
غزل ۲۸۹۳ - قدر غم گر چشم سر بگریستی
قدر غم گر چشم سر بگریستی فردوسی : پادشاهی هرمزد دوازده سال بود
بخش ۱ - پادشاهی هرمزد دوازده سال بود
بخندید تموز بر سرخ سیب ملکالشعرای بهار : کارنامهٔ زندان
حکایت جود و بخشش محمود
بود محمود زابلستانی حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۱۰۹ - کسی از تو مرا می دهد به وصل بشارت
کسی از تو مرا می دهد به وصل بشارت مولوی : غزلیات
غزل ۳۵۷ - چو آن کان کرم ما را شکار است
چو آن کان کرم ما را شکار است غزالی : رکن چهارم - رکن منجیات
بخش ۳۶ - پیدا کردن سوء خاتمت
بدان که بیشتر خایفان از خاتمت ترسیده اند، برای آن که دل آدمی گردان است و وقت مرگ وقتی عظیم است. و نتوان دانست که دل بر چه قرار گیرد در آن وقت تا یکی از عارفان می گوید، «اگر کسی را پنجاه سال به توحید بدانسته باشم، چون چندان از من غایب شد که از پس دیواری شد، گواهی ندهم وی را به توحید که حال دل گردان است. ندانم به چه گردد؟» و دیگری می گوید، «اگر گویند که شهادت بر در سرای دوست تر داری یا مرگ بر مسلمانی بر در حجره؟ گویم مرگ بر در حجره که ندانم تا به در سرای اسلام ماند یا نه». و ابوالدردا سوگند خوردی که هیچ کس ایمن نباشد از آن که ایمان وی به وقت مرگ بازستانند. و سهل تستری می گوید، «صدیقان در هر نفسی از سوء خاتمت می ترسند».و سفیان رضی الله عنه به وقت مرگ جزع می کرد و می گریست. گفتند، «مگری که عفو خدای تعالی از گناه تو عظیم تر است». گفت،«اگر دانمی که بر توحید بمیرم باک ندارم، اگر چند کوهها گناه دارمی». و یکی از بزرگان وصیت کرد و چیزی که داشت کسی را دید و گفت، «نشان آن که بر توحید بمیرم فلان چیز است. اگر آن نشان بینید بدین مال شکر و مغز بادام بخر و بر کودکان شهر افشان و بگوی که این عرس فلان است که به سلامت بجست و اگر این نبینی مردمان را بگوی تا بر من نماز نکنند و غره نشوند به من. تا پس از مرگ باری مرایی نباشم». مولوی : غزلیات
غزل ۸۴۶ - بیمار رنج صفرا ذوق شکر نداند
بیمار رنج صفرا ذوق شکر نداند نظامی گنجوی : مخزن الاسرار
بخش ۲۲ - مقالت دوم در عدل و نگهداری انصاف
ای ملک جانوران رای تو سعدی : غزلیات
غزل ۶۶ - هر کسی را نتوان گفت که صاحب نظر است
هر کسی را نتوان گفت که صاحب نظر است مولوی : غزلیات
غزل ۱۷۸۲ - ظننتم ایا عذال ان قد عدلتم
ظننتم ایا عذال ان قد عدلتم ترانه های کودکانه : بخش اول
دور همیم
آهای بیایین جمع بشین مولانا خالد نقشبندی : اشعار کردی
شماره ۵
قبیله م فیراقت، قبیله م فیراقت ملکالشعرای بهار : قطعات
شمارهٔ ۸۸ - تربت سیدالشهدا(ع)
حبذا خاک روانبخش و زهی تربت پاک جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۷۳۹ - دل عاشق زفغان سیر نگردد هرگز
دل عاشق زفغان سیر نگردد هرگز فریدون مشیری : لحظه ها و احساس
هر که با ما نیست...
گفته می شد: «هر که با ما نیست با ما دشمن است»! ملکالشعرای بهار : قطعات
شمارهٔ ۸۱ - لطیفه
مثقلی با من ز روی طنز گفت