سعدی : باب سوم در فضیلت قناعت
حکایت ۲۸ - درویشی را شنیدم که به غاری در نشسته بود و در به روی از جهانیان بسته
درویشی را شنیدم که به غاری در نشسته بود و در به روی از جهانیان بسته و ملوک و اغنیا را در چشمِ همّتِ او شوکت و هیبت نمانده. صفایی جندقی : غزلیات
شماره ۲۳۴ - باشد از آنروز طالعم فیروز
باشد از آنروز طالعم فیروز نهج البلاغه : خطبه ها
سوابق أشعث بن قيس
و من كلام له عليهالسلام قاله للأشعث بن قيس و هو على منبر الكوفة يخطب سعدی : غزلیات
غزل ۱۶۸ - کس این کند که دل از یار خویش بردارد
کس این کند که دل از یار خویش بردارد سعدی : رباعیات
رباعی ۹۵ - خورشیدرخا، من به کمند تو درم
خورشیدرخا، من به کمند تو درم سعدی : قطعات
شماره ۱۳۱ - بردند پیمبران و پاکان
بردند پیمبران و پاکان مسعود سعد سلمان : مقطعات
شمارهٔ ۱۳ - مدیح
ای بزرگی که حسن رای تو را صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۶۶۵ - نقد جان در بغل از بهر نثار آمده ایم
نقد جان در بغل از بهر نثار آمده ایم شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۱۱۷۹ - تا بیانش در کنار آورده ایم
تا بیانش در کنار آورده ایم ملکالشعرای بهار : اشعار محلی
شمارهٔ ۷ - قطعه
ای بهار طور نمیری که بگن شکرکه مرد ملکالشعرای بهار : ارمغان بهار
فقرۀ ۵۵
خوبخیم و درست وکارآگاه مرد اگرچه درویش است هم به دامادی گیر ، هرآینه او را خواسته از یزدان برسد. اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۱۰۲ - از لطف تو هیچ بنده نومید نشد
از لطف تو هیچ بنده نومید نشد ملکالشعرای بهار : دل مادر
افکندن مادر به وادیالسباع
شد سوار شتر آن کهنه حریف رشیدالدین میبدی : ۷۶- سورة الانسان (الدهر)- مکیة
النوبة الثالثة
قوله تعالى: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اسم جبّار توحّد فی آزاله بوصف جبروته و تفرّد فی آباده بنعت ملکوته. فازله ابده، و ابده ازله. جبروته ملکوته، و ملکوته جبروته. احدىّ الوصف، صمدىّ الذّات، سرمدىّ الصّفات، لا یشبهه کفو فی ذاته و صفاته. و لا یستفزّه لهو فی اثبات مصنوعاته و لا یعتریه سهو فی علمه و حکمته و لا یعترضه لغو فی قوله و کلمته فهو حکیم لا یلهو و علیم لا یسهو. و کریم یثبت و یمحوا، فالصّدق قوله، و الخلق خلقه و الملک ملکه. الهامی کرمانشاهی : غزلیات
شماره ۷ - با کاروان عشق تو چون همسفر شدم
با کاروان عشق تو چون همسفر شدم ابن یمین فَرومَدی : غزلیات
شماره ۲۸۳ - ای داده دل بمهر تو تا بر تو نوگلی
ای داده دل بمهر تو تا بر تو نوگلی نهج البلاغه : حکمت ها
ارزش تقوا
وَ قَالَ عليهالسلام لاَ يَقِلُّ عَمَلٌ مَعَ اَلتَّقْوَى وَ كَيْفَ يَقِلُّ مَا يُتَقَبَّلُ کمالالدین اسماعیل : ترکیبات
شمارهٔ ۵ - و قال ایضا یمدحه
رفت آنکه روز ما ز ستم تیره رنگ بود بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۳۲۴ - ای بهارستان اقبال، ای چمن سیما بیا
ای بهارستان اقبال، ای چمن سیما بیا نهج البلاغه : خطبه ها
خطاب به مغیرة بن اخنس
و من كلام له عليهالسلام و قد وقعت مشاجرة بينه و بين عثمان فقال المغيرة بن الأخنس لعثمان أنا أكفيكه فقال علي عليهالسلام للمغيرة
حکایت ۲۸ - درویشی را شنیدم که به غاری در نشسته بود و در به روی از جهانیان بسته
درویشی را شنیدم که به غاری در نشسته بود و در به روی از جهانیان بسته و ملوک و اغنیا را در چشمِ همّتِ او شوکت و هیبت نمانده. صفایی جندقی : غزلیات
شماره ۲۳۴ - باشد از آنروز طالعم فیروز
باشد از آنروز طالعم فیروز نهج البلاغه : خطبه ها
سوابق أشعث بن قيس
و من كلام له عليهالسلام قاله للأشعث بن قيس و هو على منبر الكوفة يخطب سعدی : غزلیات
غزل ۱۶۸ - کس این کند که دل از یار خویش بردارد
کس این کند که دل از یار خویش بردارد سعدی : رباعیات
رباعی ۹۵ - خورشیدرخا، من به کمند تو درم
خورشیدرخا، من به کمند تو درم سعدی : قطعات
شماره ۱۳۱ - بردند پیمبران و پاکان
بردند پیمبران و پاکان مسعود سعد سلمان : مقطعات
شمارهٔ ۱۳ - مدیح
ای بزرگی که حسن رای تو را صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۶۶۵ - نقد جان در بغل از بهر نثار آمده ایم
نقد جان در بغل از بهر نثار آمده ایم شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۱۱۷۹ - تا بیانش در کنار آورده ایم
تا بیانش در کنار آورده ایم ملکالشعرای بهار : اشعار محلی
شمارهٔ ۷ - قطعه
ای بهار طور نمیری که بگن شکرکه مرد ملکالشعرای بهار : ارمغان بهار
فقرۀ ۵۵
خوبخیم و درست وکارآگاه مرد اگرچه درویش است هم به دامادی گیر ، هرآینه او را خواسته از یزدان برسد. اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۱۰۲ - از لطف تو هیچ بنده نومید نشد
از لطف تو هیچ بنده نومید نشد ملکالشعرای بهار : دل مادر
افکندن مادر به وادیالسباع
شد سوار شتر آن کهنه حریف رشیدالدین میبدی : ۷۶- سورة الانسان (الدهر)- مکیة
النوبة الثالثة
قوله تعالى: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اسم جبّار توحّد فی آزاله بوصف جبروته و تفرّد فی آباده بنعت ملکوته. فازله ابده، و ابده ازله. جبروته ملکوته، و ملکوته جبروته. احدىّ الوصف، صمدىّ الذّات، سرمدىّ الصّفات، لا یشبهه کفو فی ذاته و صفاته. و لا یستفزّه لهو فی اثبات مصنوعاته و لا یعتریه سهو فی علمه و حکمته و لا یعترضه لغو فی قوله و کلمته فهو حکیم لا یلهو و علیم لا یسهو. و کریم یثبت و یمحوا، فالصّدق قوله، و الخلق خلقه و الملک ملکه. الهامی کرمانشاهی : غزلیات
شماره ۷ - با کاروان عشق تو چون همسفر شدم
با کاروان عشق تو چون همسفر شدم ابن یمین فَرومَدی : غزلیات
شماره ۲۸۳ - ای داده دل بمهر تو تا بر تو نوگلی
ای داده دل بمهر تو تا بر تو نوگلی نهج البلاغه : حکمت ها
ارزش تقوا
وَ قَالَ عليهالسلام لاَ يَقِلُّ عَمَلٌ مَعَ اَلتَّقْوَى وَ كَيْفَ يَقِلُّ مَا يُتَقَبَّلُ کمالالدین اسماعیل : ترکیبات
شمارهٔ ۵ - و قال ایضا یمدحه
رفت آنکه روز ما ز ستم تیره رنگ بود بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۳۲۴ - ای بهارستان اقبال، ای چمن سیما بیا
ای بهارستان اقبال، ای چمن سیما بیا نهج البلاغه : خطبه ها
خطاب به مغیرة بن اخنس
و من كلام له عليهالسلام و قد وقعت مشاجرة بينه و بين عثمان فقال المغيرة بن الأخنس لعثمان أنا أكفيكه فقال علي عليهالسلام للمغيرة