اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۴۶۶ - از بسکه زناکسان پریشان شده ام
از بسکه زناکسان پریشان شده ام نصرالله منشی : باب القرد و السلحفاة
بخش ۶ - حکایت شیر و روباه و خر
آوردهاند که شیری را گر بر آمد و قوت او چنان ساقط شد که از حرکت فروماند و شکار متعذر شد. روباهی بود د رخدمت او و قراضه طعمه او چیدی. روزی او را گفت: ملک این علت را علاج نخواهد فرمود؟ شیر گفت: مرا نیز خار خار این میدار د، وا گر دارو میسر شود تاخیری نرود. و چنین میگویند که جز بگوش و دل خر علاج نپذیرد، و طلب آن میسر نیست. گفت: اگر ملک مثال دهد توقفی نرود و بیمن اقبال او این قدر فرونماند، و چون اشتر صالح خری از سنگ بیرون آورده شود. و موی ملک بریخته است و فر و جمال و شکوه و بهای او اندک مایه نقصان گرفته و بدان سبب از بیشه بیرون نمی توان رفت که حشمت ملک و مهابت پادشاهی را زیان دارد. و در این نزدیکی چشمه ای است و گازری هر روز بجامه شستن آنجا آید، و خری که رخت کش اوست همه روز در آن مرغزار و بیارم، و ملک نذر کند که دل و گوش او بخورد و باقی صدقه کند. شیر شرط نذر بجای آورد. مجیرالدین بیلقانی : قصاید
شماره ۱۸ - تا رنج عیش یاد همایون منیر باد
تا رنج عیش یاد همایون منیر باد کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۳ - شاها چوبداد داد هر کس دادت
شاها چوبداد داد هر کس دادت یغمای جندقی : بخش اول
شمارهٔ ۱۵۸ - به یکی از بزرگان نوشته
برخی جانت شوم چهارده سال از همه جا گسستگی و بدین دوده ستوده پیوستگی، هرگز لب به خواست نگشودم و کام به هوس نیالودم. کنونم دو خواهش است که شما را از انجام کاهش نزاید و مرا از در نام فزایش فزاید: جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۶۳۵ - آشنا با عشق اگر شد عقده دل واشود
آشنا با عشق اگر شد عقده دل واشود اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۷۵۲ - آشنایی جمله را، با من چرا بیگانهای؟
آشنایی جمله را، با من چرا بیگانهای؟ جامی : لیلی و مجنون
بخش ۱۷ - خبر یافتن پدر مجنون از عشقبازی وی با لیلی و نصیحت کردن در آن باب
مسکین پدرش خبر چو زان یافت یغمای جندقی : مراثی و نوحهها
شماره ۷ - درفش افتاد عباس جوان را
درفش افتاد عباس جوان را اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۳۳۵ - دوش بیروی تو باغ عیش را آبی نبود
دوش بیروی تو باغ عیش را آبی نبود صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۷۶۰ - می به رغم عالم پرشور می باید کشید
می به رغم عالم پرشور می باید کشید سلمان ساوجی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۵۸ - در مدح شیخ زاهد برادر سلطان اویس
ماهی از برج شرف زاده خورشید کمال ابن یمین فَرومَدی : غزلیات
شماره ۶۵ - شهره شهر شد از غایت خوبی رویت
شهره شهر شد از غایت خوبی رویت صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۱۰۹۴ - راهی که راهزن زد، یک چند امن باشد
راهی که راهزن زد، یک چند امن باشد خاقانی : غزلیات
غزل ۴۲ - عیسی لب است یار و دم از من دریغ داشت
عیسی لب است یار و دم از من دریغ داشت صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۰۲۲ - نیست یک تن در جهان گویا، اگر گویا دل است
نیست یک تن در جهان گویا، اگر گویا دل است نهج البلاغه : خطبه ها
قاطعیت امام علیه السلام در مبارزه با باطل
و من خطبة له عليهالسلام عند خروجه لقتال أهل البصرة صفی علیشاه : بحرالحقایق
بخش ۴۰۶ - مستوی الاسم الاعظم
دگر از مستوی اسم اعظم اقبال لاهوری : ارمغان حجاز
تو سلطان حجازی من فقیرم
تو سلطان حجازی من فقیرم سوزنی سمرقندی : غزلیات
شمارهٔ ۱۷ - ریش دلبر
تاختن آورد بر بتان ختن ریش
شماره ۴۶۶ - از بسکه زناکسان پریشان شده ام
از بسکه زناکسان پریشان شده ام نصرالله منشی : باب القرد و السلحفاة
بخش ۶ - حکایت شیر و روباه و خر
آوردهاند که شیری را گر بر آمد و قوت او چنان ساقط شد که از حرکت فروماند و شکار متعذر شد. روباهی بود د رخدمت او و قراضه طعمه او چیدی. روزی او را گفت: ملک این علت را علاج نخواهد فرمود؟ شیر گفت: مرا نیز خار خار این میدار د، وا گر دارو میسر شود تاخیری نرود. و چنین میگویند که جز بگوش و دل خر علاج نپذیرد، و طلب آن میسر نیست. گفت: اگر ملک مثال دهد توقفی نرود و بیمن اقبال او این قدر فرونماند، و چون اشتر صالح خری از سنگ بیرون آورده شود. و موی ملک بریخته است و فر و جمال و شکوه و بهای او اندک مایه نقصان گرفته و بدان سبب از بیشه بیرون نمی توان رفت که حشمت ملک و مهابت پادشاهی را زیان دارد. و در این نزدیکی چشمه ای است و گازری هر روز بجامه شستن آنجا آید، و خری که رخت کش اوست همه روز در آن مرغزار و بیارم، و ملک نذر کند که دل و گوش او بخورد و باقی صدقه کند. شیر شرط نذر بجای آورد. مجیرالدین بیلقانی : قصاید
شماره ۱۸ - تا رنج عیش یاد همایون منیر باد
تا رنج عیش یاد همایون منیر باد کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۳ - شاها چوبداد داد هر کس دادت
شاها چوبداد داد هر کس دادت یغمای جندقی : بخش اول
شمارهٔ ۱۵۸ - به یکی از بزرگان نوشته
برخی جانت شوم چهارده سال از همه جا گسستگی و بدین دوده ستوده پیوستگی، هرگز لب به خواست نگشودم و کام به هوس نیالودم. کنونم دو خواهش است که شما را از انجام کاهش نزاید و مرا از در نام فزایش فزاید: جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۶۳۵ - آشنا با عشق اگر شد عقده دل واشود
آشنا با عشق اگر شد عقده دل واشود اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۷۵۲ - آشنایی جمله را، با من چرا بیگانهای؟
آشنایی جمله را، با من چرا بیگانهای؟ جامی : لیلی و مجنون
بخش ۱۷ - خبر یافتن پدر مجنون از عشقبازی وی با لیلی و نصیحت کردن در آن باب
مسکین پدرش خبر چو زان یافت یغمای جندقی : مراثی و نوحهها
شماره ۷ - درفش افتاد عباس جوان را
درفش افتاد عباس جوان را اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۳۳۵ - دوش بیروی تو باغ عیش را آبی نبود
دوش بیروی تو باغ عیش را آبی نبود صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۷۶۰ - می به رغم عالم پرشور می باید کشید
می به رغم عالم پرشور می باید کشید سلمان ساوجی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۵۸ - در مدح شیخ زاهد برادر سلطان اویس
ماهی از برج شرف زاده خورشید کمال ابن یمین فَرومَدی : غزلیات
شماره ۶۵ - شهره شهر شد از غایت خوبی رویت
شهره شهر شد از غایت خوبی رویت صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۱۰۹۴ - راهی که راهزن زد، یک چند امن باشد
راهی که راهزن زد، یک چند امن باشد خاقانی : غزلیات
غزل ۴۲ - عیسی لب است یار و دم از من دریغ داشت
عیسی لب است یار و دم از من دریغ داشت صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۰۲۲ - نیست یک تن در جهان گویا، اگر گویا دل است
نیست یک تن در جهان گویا، اگر گویا دل است نهج البلاغه : خطبه ها
قاطعیت امام علیه السلام در مبارزه با باطل
و من خطبة له عليهالسلام عند خروجه لقتال أهل البصرة صفی علیشاه : بحرالحقایق
بخش ۴۰۶ - مستوی الاسم الاعظم
دگر از مستوی اسم اعظم اقبال لاهوری : ارمغان حجاز
تو سلطان حجازی من فقیرم
تو سلطان حجازی من فقیرم سوزنی سمرقندی : غزلیات
شمارهٔ ۱۷ - ریش دلبر
تاختن آورد بر بتان ختن ریش