ملکالشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۱۴۷ - صفت هلال و اسب
چون غرهٔ افق ز شفق شد شقیق رنگ ملکالشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۳۲ - سرچشمهٔ فین
سرچشمهٔ «فین» بین که در آن آب روانست ملکالشعرای بهار : غزلیات
شماره ۲۰ - وحشت راه دراز از نظر کوته ماست
وحشت راه دراز از نظر کوته ماست ملکالشعرای بهار : غزلیات
شماره ۵۸ - خوبروبان یار را در عین یاری می کشند
خوبروبان یار را در عین یاری می کشند ملکالشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۷۵ - یک صفحه از تاریخ
جرم خورشید چوازحوت به برج بره شد ملکالشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۱۲۱ - چیستان
چیست آن جنبدهٔ والاگهر ملکالشعرای بهار : غزلیات
شماره ۳۰ - در پایش اوفتادم و اصلا ثمر نداشت
در پایش اوفتادم و اصلا ثمر نداشت ملکالشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۱۳۶ - تغزل
بوستان بشکفت و بلبل برکشید از دل صفیر ملکالشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۱۶۲ - من کیستم
ز بس در زمانه خمش زیستم شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۱۴۵۹ - نیک سیاح جهان گردیده ای
نیک سیاح جهان گردیده ای سهراب سپهری : ما هیچ، ما نگاه
تنهای منظره
کاج های زیادی بلند. فرخی یزدی : غزلیات
شماره ۱۴۶ - غم چو زور آور با شادی قدح نوشی کنم
غم چو زور آور با شادی قدح نوشی کنم مولوی : غزلیات
غزل ۲۸۱۷ - مکن ای دوست نشاید که بخوانند و نیایی
مَکُن ای دوست نَشایَد که بِخوانند و نَیایی سعدی : باب اول در سیرت پادشاهان
حکایت ۴۰ - یکی را از مُلوک، کنیزکی چینی آوردند
یکی را از مُلوک، کنیزکی چینی آوردند. خواست تا در حالتِ مستی با وی جمع آید. کنیزک ممانعت کرد. مَلِک در خشم رفت و مر او را به سیاهی بخشید که لبِ زِبَرینش از پَرّهِٔ بینی درگذشته بود و زیرینش به گریبان فرو هشته. هَیکلی که صَخْرالجِنّ از طلعتش بِرَمیدی و عَیْنالقَطْر از بغلش بگندیدی. وحدت کرمانشاهی : غزلیات
غزل ۳۰ - ترک من از خانه بیحجاب برآمد
ترک من از خانه بیحجاب برآمد سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۲۱۲ - آرد بیز
آرد بیز امرد به مژگان عاشقان را کارد زد سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۱۳۰ - ملتقچی
چون فتیله شوخ ملتقچی ز حرفم سرنتافت باباطاهر عریان همدانی : دوبیتیها
دوبیتی ۲۶۰ - دلم از دست تو دایم غمینه
دلم از دست تو دایم غمینه طغرل احراری : غزلیات
شماره ۱ - غم تو تا نفس باقیست با من هر نفس بادا
غم تو تا نفس باقیست با من هر نفس بادا سهراب سپهری : حجم سبز
آفتابی
صدای آب می آید، مگر در نهر تنهایی چه می شویند؟
شمارهٔ ۱۴۷ - صفت هلال و اسب
چون غرهٔ افق ز شفق شد شقیق رنگ ملکالشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۳۲ - سرچشمهٔ فین
سرچشمهٔ «فین» بین که در آن آب روانست ملکالشعرای بهار : غزلیات
شماره ۲۰ - وحشت راه دراز از نظر کوته ماست
وحشت راه دراز از نظر کوته ماست ملکالشعرای بهار : غزلیات
شماره ۵۸ - خوبروبان یار را در عین یاری می کشند
خوبروبان یار را در عین یاری می کشند ملکالشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۷۵ - یک صفحه از تاریخ
جرم خورشید چوازحوت به برج بره شد ملکالشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۱۲۱ - چیستان
چیست آن جنبدهٔ والاگهر ملکالشعرای بهار : غزلیات
شماره ۳۰ - در پایش اوفتادم و اصلا ثمر نداشت
در پایش اوفتادم و اصلا ثمر نداشت ملکالشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۱۳۶ - تغزل
بوستان بشکفت و بلبل برکشید از دل صفیر ملکالشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۱۶۲ - من کیستم
ز بس در زمانه خمش زیستم شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۱۴۵۹ - نیک سیاح جهان گردیده ای
نیک سیاح جهان گردیده ای سهراب سپهری : ما هیچ، ما نگاه
تنهای منظره
کاج های زیادی بلند. فرخی یزدی : غزلیات
شماره ۱۴۶ - غم چو زور آور با شادی قدح نوشی کنم
غم چو زور آور با شادی قدح نوشی کنم مولوی : غزلیات
غزل ۲۸۱۷ - مکن ای دوست نشاید که بخوانند و نیایی
مَکُن ای دوست نَشایَد که بِخوانند و نَیایی سعدی : باب اول در سیرت پادشاهان
حکایت ۴۰ - یکی را از مُلوک، کنیزکی چینی آوردند
یکی را از مُلوک، کنیزکی چینی آوردند. خواست تا در حالتِ مستی با وی جمع آید. کنیزک ممانعت کرد. مَلِک در خشم رفت و مر او را به سیاهی بخشید که لبِ زِبَرینش از پَرّهِٔ بینی درگذشته بود و زیرینش به گریبان فرو هشته. هَیکلی که صَخْرالجِنّ از طلعتش بِرَمیدی و عَیْنالقَطْر از بغلش بگندیدی. وحدت کرمانشاهی : غزلیات
غزل ۳۰ - ترک من از خانه بیحجاب برآمد
ترک من از خانه بیحجاب برآمد سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۲۱۲ - آرد بیز
آرد بیز امرد به مژگان عاشقان را کارد زد سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۱۳۰ - ملتقچی
چون فتیله شوخ ملتقچی ز حرفم سرنتافت باباطاهر عریان همدانی : دوبیتیها
دوبیتی ۲۶۰ - دلم از دست تو دایم غمینه
دلم از دست تو دایم غمینه طغرل احراری : غزلیات
شماره ۱ - غم تو تا نفس باقیست با من هر نفس بادا
غم تو تا نفس باقیست با من هر نفس بادا سهراب سپهری : حجم سبز
آفتابی
صدای آب می آید، مگر در نهر تنهایی چه می شویند؟