اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۴۵ - می کند مشق تپیدن دل دیوانه ما
می کند مشق تپیدن دل دیوانه ما
ملا احمد نراقی : باب چهارم
مراتب یقین
مرتبه اول: علم الیقین است، و آن اولین مرتبه یقین است و عبارت است از: اعتقاد ثابت جازم مطابق واقع و آن حاصل می شود از ترتیب مقدمات و استدلال، مانند یقین کردن به وجود آتش در موضعی به مشاهده دود.
سنایی غزنوی : الباب الرّابع: فی صفة العقل و احواله وافعاله و غایة عنایته و سبب وجوده
در آفرینش جهان
از برای تناهی اندر کرد
سنایی غزنوی : الباب الاوّل: در توحید باری تعالی
اندر تجرید گوید
هرکه خواهد ولایت تجرید
نسیمی : اضافات
شمارهٔ ۲ - مستزاد
ای حسن تو دردانه چو ک . . . بنند اعلا
فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۲۶۳ - حدیث قتل من با تیغ دایم در عیان دارد
حدیث قتل من با تیغ دایم در عیان دارد
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۷۶۸ - برون رفتن چو تیر از خانه، می زیبد جوانان را
برون رفتن چو تیر از خانه، می زیبد جوانان را
حیدر شیرازی : غزلیات
شمارهٔ ۴۴ - و له ایضا
بیا که درد مرا از لب تو درمان است
خیام : رباعیات
رباعی ۴۷ - می نوش که عمر جاودانی اینست
می نوش که عمر جاودانی اینست
امیرعلیشیر نوایی : غزلیات
شمارهٔ ۷۸ - تتبع شیخ
شام هجران مرا عکس رخ یار کجاست؟
فروغ فرخزاد : تولدی دیگر
آیه های زمینی
آن گاه
عبدالقهّار عاصی : رباعیات
رباعی ۲۳ - دل عشق گزید،‌نقشِ عصیان زدمش
دل عشق گزید،‌نقشِ عصیان زدمش
رودکی : قصاید و قطعات
شمارهٔ ۱۱۷ - ای آن که غمگنی
ای آن که غمگنی و سزاواری
امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۳۵۲ - خونابه می‌خورم ز غم و گریه می کنم
خونابه می‌خورم ز غم و گریه می کنم
اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۹۴ - پی گم گشتگی ستاره ماست
پی گم گشتگی ستاره ماست
فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۱۲۷ - خوی بر رخت که رشک گلستان آتش است
خوی بر رخت که رشک گلستان آتش است
فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۳۹۰ - دلم با زاهدان دیگر به صد اعزاز ننشیند
دلم با زاهدان دیگر به صد اعزاز ننشیند
همام تبریزی : غزلیات
شماره ۸۸ - جان ها در آتشند که جانان همی رود
جان ها در آتشند که جانان همی رود
انوری : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۱ - در مدح پیروزشاه عادل
ای شمس دین و شمس فلک آسمان تو
لبیبی : ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
شمارهٔ ۸۸ - به شاهد لغت خلنده، بمعنی در اندرون رونده و مجروح کننده
بود بر دل ز مژگان خلنده