آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۴۲۶ - روزی که آن پری زنظرها نهان شود
روزی که آن پری زنظرها نهان شود سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۷۴۶ - می آیدم به تحفه ز میخانه جام خشک
می آیدم به تحفه ز میخانه جام خشک حافظ : غزلیات
غزل ۳۳۱ - به تیغم گر کشد دستش نگیرم
به تیغم گر کشد دستش نگیرم سنایی غزنوی : طریق التحقیق
شرف المؤمن استغناؤه عن الناس
جهد آن کن که سرفراز شوی رشیدالدین میبدی : ۳- سورة آل عمران- مدنیة
۳۱ - النوبة الاولى
قوله تعالى: کُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ هر تنى چشنده مرگست، وَ إِنَّما تُوَفَّوْنَ أُجُورَکُمْ و مزدهاى شما بتمامى بشما سپارند، یَوْمَ الْقِیامَةِ و این مزد شما را روز رستاخیز دهند، فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ هر که را دور کنند از آتش، وَ أُدْخِلَ الْجَنَّةَ و در بهشت در آرند، فَقَدْ فازَ پیروز آمد و رست، وَ مَا الْحَیاةُ الدُّنْیا و نیست زندگانى این جهانى، إِلَّا مَتاعُ الْغُرُورِ (۱۸۵) مگر بر خوردارى بفرهیب. رودکی : ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب
پاره ۳۷
میلفنج دشمن، که دشمن یکی فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۴۰۲ - جان از لطافت بدنش تازه میشود
جان از لطافت بدنش تازه میشود سحاب اصفهانی : رباعیات
شماره ۱۵ - غیر از تو بساط عیش آراسته است
غیر از تو بساط عیش آراسته است شاه نعمتالله ولی : دوبیتیها
دوبیتی ۴۶ - اگر چنانچه بزرگی به شکل انسان است
اگر چنانچه بزرگی به شکل انسان است صائب تبریزی : گزیدهٔ غزلیات
غزل ۱۶۹ - در کدامین چمن ای سرو به بار آمدهای؟
در کدامین چمن ای سرو به بار آمدهای؟ امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۴۹۳ - نمیداند مه نامهربانم
نمیداند مه نامهربانم بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۱۹۹ - وداع سرکشیکنگر دلت راحتکمین باشد
وداع سرکشیکنگر دلت راحتکمین باشد سعدالدین وراوینی : باب سیوم
در ملک اردشیر و دانایِ مهران به
ملکزاده گفت: شنیدم که شاه اردشیر که بر قدماءِ ملوک و عظماءِ سلاطین بخصایصِ عدل و احسان متقدّم بود و مادرِ روزگار بفرزانگی او فرزندی نزاد، دختری داشت چنان پاکیزه پیکر که هرک در بشرهٔ او نگاه کردی، مَا هَذَا بَشَراً، بر زبان راندی و هرک لحظهٔکرشمهٔ الحاظِ او بدیدی، اَفَسِحرٌ هذَا، برخواندی. صورتی که مثلِ آن بر تختهٔ مخیّله نقش نتوان کرد، جمالی که نظر در آینهٔ تصوّر نظیر آن نبیند. لالایی ها : بخش اول
لالا لالایی مادر میخونه
لالا لالایی کمالالدین اسماعیل : قطعات
شمارهٔ ۳۰۶ - وله فی صفة القحط و التماس الغلّه
ای خداوندی که اندر خشک سال قحط جود عثمان مختاری : شهریارنامه
بخش ۷۸ - برکشتن هر دو لشکر ازهمدیگر و گریختن زنگی زوش از بند سرخ پوش گوید
. . . سرخپوش اقبال لاهوری : ارمغان حجاز
مسلمان فاقه مست و ژنده پوش است
مسلمان فاقه مست و ژنده پوش است مولوی : رباعیات
رباعی ۸۳ - اندیشه مکن بکن تو خود را در خواب
اندیشه مکن بکن تو خود را در خواب سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۲۸۰ - ایا نموده دهانت زلعل خندان در
ایا نموده دهانت زلعل خندان در عینالقضات همدانی : لوایح
فصل ۹۶
اگر کار باختیار عاشق بود اتحاد بود و جمع زیرا که او را احتراق در پرتو انوار جمال خوشتر از بقا بود در تفرقه و دوئی و اگر باختیار معشوق بود فراق بود و هجر زیرا که او را از کمال جلال پروای یگانگی نبود با کس لَاحْتَرقَتُ سُبُحاتُ وَجْهِهِ عبارت از آنست غیرت میگوید:
شماره ۴۲۶ - روزی که آن پری زنظرها نهان شود
روزی که آن پری زنظرها نهان شود سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۷۴۶ - می آیدم به تحفه ز میخانه جام خشک
می آیدم به تحفه ز میخانه جام خشک حافظ : غزلیات
غزل ۳۳۱ - به تیغم گر کشد دستش نگیرم
به تیغم گر کشد دستش نگیرم سنایی غزنوی : طریق التحقیق
شرف المؤمن استغناؤه عن الناس
جهد آن کن که سرفراز شوی رشیدالدین میبدی : ۳- سورة آل عمران- مدنیة
۳۱ - النوبة الاولى
قوله تعالى: کُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ هر تنى چشنده مرگست، وَ إِنَّما تُوَفَّوْنَ أُجُورَکُمْ و مزدهاى شما بتمامى بشما سپارند، یَوْمَ الْقِیامَةِ و این مزد شما را روز رستاخیز دهند، فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ هر که را دور کنند از آتش، وَ أُدْخِلَ الْجَنَّةَ و در بهشت در آرند، فَقَدْ فازَ پیروز آمد و رست، وَ مَا الْحَیاةُ الدُّنْیا و نیست زندگانى این جهانى، إِلَّا مَتاعُ الْغُرُورِ (۱۸۵) مگر بر خوردارى بفرهیب. رودکی : ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب
پاره ۳۷
میلفنج دشمن، که دشمن یکی فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۴۰۲ - جان از لطافت بدنش تازه میشود
جان از لطافت بدنش تازه میشود سحاب اصفهانی : رباعیات
شماره ۱۵ - غیر از تو بساط عیش آراسته است
غیر از تو بساط عیش آراسته است شاه نعمتالله ولی : دوبیتیها
دوبیتی ۴۶ - اگر چنانچه بزرگی به شکل انسان است
اگر چنانچه بزرگی به شکل انسان است صائب تبریزی : گزیدهٔ غزلیات
غزل ۱۶۹ - در کدامین چمن ای سرو به بار آمدهای؟
در کدامین چمن ای سرو به بار آمدهای؟ امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۴۹۳ - نمیداند مه نامهربانم
نمیداند مه نامهربانم بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۱۹۹ - وداع سرکشیکنگر دلت راحتکمین باشد
وداع سرکشیکنگر دلت راحتکمین باشد سعدالدین وراوینی : باب سیوم
در ملک اردشیر و دانایِ مهران به
ملکزاده گفت: شنیدم که شاه اردشیر که بر قدماءِ ملوک و عظماءِ سلاطین بخصایصِ عدل و احسان متقدّم بود و مادرِ روزگار بفرزانگی او فرزندی نزاد، دختری داشت چنان پاکیزه پیکر که هرک در بشرهٔ او نگاه کردی، مَا هَذَا بَشَراً، بر زبان راندی و هرک لحظهٔکرشمهٔ الحاظِ او بدیدی، اَفَسِحرٌ هذَا، برخواندی. صورتی که مثلِ آن بر تختهٔ مخیّله نقش نتوان کرد، جمالی که نظر در آینهٔ تصوّر نظیر آن نبیند. لالایی ها : بخش اول
لالا لالایی مادر میخونه
لالا لالایی کمالالدین اسماعیل : قطعات
شمارهٔ ۳۰۶ - وله فی صفة القحط و التماس الغلّه
ای خداوندی که اندر خشک سال قحط جود عثمان مختاری : شهریارنامه
بخش ۷۸ - برکشتن هر دو لشکر ازهمدیگر و گریختن زنگی زوش از بند سرخ پوش گوید
. . . سرخپوش اقبال لاهوری : ارمغان حجاز
مسلمان فاقه مست و ژنده پوش است
مسلمان فاقه مست و ژنده پوش است مولوی : رباعیات
رباعی ۸۳ - اندیشه مکن بکن تو خود را در خواب
اندیشه مکن بکن تو خود را در خواب سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۲۸۰ - ایا نموده دهانت زلعل خندان در
ایا نموده دهانت زلعل خندان در عینالقضات همدانی : لوایح
فصل ۹۶
اگر کار باختیار عاشق بود اتحاد بود و جمع زیرا که او را احتراق در پرتو انوار جمال خوشتر از بقا بود در تفرقه و دوئی و اگر باختیار معشوق بود فراق بود و هجر زیرا که او را از کمال جلال پروای یگانگی نبود با کس لَاحْتَرقَتُ سُبُحاتُ وَجْهِهِ عبارت از آنست غیرت میگوید: