اوحدالدین کرمانی : الباب العاشر: البهاریات
شماره ۷۲ - آهم چو شنید گفت بر من به دو جو
آهم چو شنید گفت بر من به دو جو اوحدالدین کرمانی : الفصل الاول - فی الطامات
شماره ۱۰ - ساقی به صبوحی می ناب اندر ده
ساقی به صبوحی می ناب اندر ده رشیدالدین میبدی : ۱۱- سورة هود - مکیة
۸ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: قالُوا یا شُعَیْبُ أَ صَلاتُکَ تَأْمُرُکَ الآیة. شعیب (ص) متعبّد بود، بر اداء طاعات و تحصیل عبادات پیوسته حریص و بر آن مواظب بود، ساعت شب بنماز مستغرق داشتید و هنگام روز بلفظ شیرین و بیان پر آفرین پیغام حق با قوم خویش گزاردید و ازین سخنان که ربّ العزّة از وى حکایت میکند کمال کفایت و وفور عقل و نور بصیرت و حصول سکینه در دل وى پیداست، و ذلک قوله: إِنْ کُنْتُ عَلى بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّی این بیّنت که نوریست که در دل تابد، تا خاطر از حرمت پر کند، و اخلاق را تهذیب کند و اطراف را ادب کند، نه پیش دعا حجاب گذارد، نه پیش فراست بند نه پیش امید دیوار، از اینجا آغاز کند علم ربّانیان، و یقین عارفان، و ناز دوستان. صفای اصفهانی : غزلیات
شماره ۵۷ - رازی که بدل دارم گر باز عیان گردد
رازی که بدل دارم گر باز عیان گردد اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۹۱۲ - صد تلخ دهان میگزد از غصه لب خویش
صد تلخ دهان میگزد از غصه لب خویش محتشم کاشانی : غزلیات
غزل ۱۶۴ - چو تو را به قصد جولان سم بادپا بجنبد
چو تو را به قصد جولان سم بادپا بجنبد رشیدالدین وطواط : قصاید
شمارهٔ ۱۵۲ - نیز در مدح اتسز
هوا تیره است، آن بهتر که گیری بادهٔ روشن شاه نعمتالله ولی : دوبیتیها
دوبیتی ۸۵ - دل منزل نزل پادشاهی است
دل منزل نزل پادشاهی است صفای اصفهانی : غزلیات
شماره ۳۰ - بسکه شدم سالها معتکف کوی دوست
بسکه شدم سالها معتکف کوی دوست فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۱۴۸ - از آتش غم چند روانم سوزی؟
از آتش غم چند روانم سوزی؟ حافظ : رباعیات
رباعی ۸ - ماهم که رخش روشنی خور بگرفت
ماهم که رخش روشنی خور بگرفت طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۵۱ - شوق به روی تیغ دویدن به پای خود
شوق به روی تیغ دویدن به پای خود اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۹۷ - در راه توَم گر زیم و گر میرم
در راه توَم گر زیم و گر میرم اوحدالدین کرمانی : الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
شماره ۲۹۰ - چون گوی دلم نزد تو دلجوی افتاد
چون گوی دلم نزد تو دلجوی افتاد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۴۴۷ - ما دماغ خشک را از باده گلشن کرده ایم
ما دماغ خشک را از باده گلشن کرده ایم سنایی غزنوی : طریق التحقیق
اول ما خلق الله تعالی نوری
تو چه دانی چه در معنی سفت فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۷۴ - بدل و بجان زد آتش سبحات حسن و زیبت
بدل و بجان زد آتش سبحات حسن و زیبت ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۴۸ - ای چشم من از دیدن رویت روشن
ای چشم من از دیدن رویت روشن خاقانی : قطعات
شماره ۳۵۷ - خاقانیا ز خدمت شاهان کران طلب
خاقانیا ز خدمت شاهان کران طلب امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۵۲۳ - کنون که تو به شکستم کدوی میبسرم نه
کنون که تو به شکستم کدوی میبسرم نه
شماره ۷۲ - آهم چو شنید گفت بر من به دو جو
آهم چو شنید گفت بر من به دو جو اوحدالدین کرمانی : الفصل الاول - فی الطامات
شماره ۱۰ - ساقی به صبوحی می ناب اندر ده
ساقی به صبوحی می ناب اندر ده رشیدالدین میبدی : ۱۱- سورة هود - مکیة
۸ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: قالُوا یا شُعَیْبُ أَ صَلاتُکَ تَأْمُرُکَ الآیة. شعیب (ص) متعبّد بود، بر اداء طاعات و تحصیل عبادات پیوسته حریص و بر آن مواظب بود، ساعت شب بنماز مستغرق داشتید و هنگام روز بلفظ شیرین و بیان پر آفرین پیغام حق با قوم خویش گزاردید و ازین سخنان که ربّ العزّة از وى حکایت میکند کمال کفایت و وفور عقل و نور بصیرت و حصول سکینه در دل وى پیداست، و ذلک قوله: إِنْ کُنْتُ عَلى بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّی این بیّنت که نوریست که در دل تابد، تا خاطر از حرمت پر کند، و اخلاق را تهذیب کند و اطراف را ادب کند، نه پیش دعا حجاب گذارد، نه پیش فراست بند نه پیش امید دیوار، از اینجا آغاز کند علم ربّانیان، و یقین عارفان، و ناز دوستان. صفای اصفهانی : غزلیات
شماره ۵۷ - رازی که بدل دارم گر باز عیان گردد
رازی که بدل دارم گر باز عیان گردد اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۹۱۲ - صد تلخ دهان میگزد از غصه لب خویش
صد تلخ دهان میگزد از غصه لب خویش محتشم کاشانی : غزلیات
غزل ۱۶۴ - چو تو را به قصد جولان سم بادپا بجنبد
چو تو را به قصد جولان سم بادپا بجنبد رشیدالدین وطواط : قصاید
شمارهٔ ۱۵۲ - نیز در مدح اتسز
هوا تیره است، آن بهتر که گیری بادهٔ روشن شاه نعمتالله ولی : دوبیتیها
دوبیتی ۸۵ - دل منزل نزل پادشاهی است
دل منزل نزل پادشاهی است صفای اصفهانی : غزلیات
شماره ۳۰ - بسکه شدم سالها معتکف کوی دوست
بسکه شدم سالها معتکف کوی دوست فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۱۴۸ - از آتش غم چند روانم سوزی؟
از آتش غم چند روانم سوزی؟ حافظ : رباعیات
رباعی ۸ - ماهم که رخش روشنی خور بگرفت
ماهم که رخش روشنی خور بگرفت طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۵۱ - شوق به روی تیغ دویدن به پای خود
شوق به روی تیغ دویدن به پای خود اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۹۷ - در راه توَم گر زیم و گر میرم
در راه توَم گر زیم و گر میرم اوحدالدین کرمانی : الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
شماره ۲۹۰ - چون گوی دلم نزد تو دلجوی افتاد
چون گوی دلم نزد تو دلجوی افتاد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۴۴۷ - ما دماغ خشک را از باده گلشن کرده ایم
ما دماغ خشک را از باده گلشن کرده ایم سنایی غزنوی : طریق التحقیق
اول ما خلق الله تعالی نوری
تو چه دانی چه در معنی سفت فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۷۴ - بدل و بجان زد آتش سبحات حسن و زیبت
بدل و بجان زد آتش سبحات حسن و زیبت ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۴۸ - ای چشم من از دیدن رویت روشن
ای چشم من از دیدن رویت روشن خاقانی : قطعات
شماره ۳۵۷ - خاقانیا ز خدمت شاهان کران طلب
خاقانیا ز خدمت شاهان کران طلب امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۵۲۳ - کنون که تو به شکستم کدوی میبسرم نه
کنون که تو به شکستم کدوی میبسرم نه