اوحدالدین کرمانی : الباب الثالث: فی ما یتعلق باحوال الباطن و المرید
شماره ۵۱ - تا عشق توَم سلسله می جنباند
تا عشق توَم سلسله می جنباند صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۱۰۴ - ای شیر خدا ولی حق مالک دین
ای شیر خدا ولی حق مالک دین سنایی غزنوی : الباب الخامس فی فضیلة العلم، ذکر العلم اربح لانّ فضله ارجح
در عشق مجازی
در بهشت از نه اکل و شُربستی صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۱۳۸۸ - گر بداند که چه شورست درین عالم خاک
گر بداند که چه شورست درین عالم خاک میرزا قلی میلی مشهدی : غزلیات
شماره ۱۵۷ - گل خون بر سر خار مژهام تیز آمد
گل خون بر سر خار مژهام تیز آمد سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۲۲۸ - هوای تخت ندارد کسی که گوشه نشین است
هوای تخت ندارد کسی که گوشه نشین است مولوی : دفتر ششم
بخش ۵۱ - جواب گفتن آن قاضی صوفی را
گفت قاضی صوفیا خیره مشو میرزا قلی میلی مشهدی : غزلیات
شماره ۱۱۲ - دوش ازان شعله که در جان من سوخته بود
دوش ازان شعله که در جان من سوخته بود شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۳۸۴ - هر که را عشق نیست آنش نیست
هر که را عشق نیست آنش نیست سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۱۲۲ - از روی تو دیدهها جمالی دارد
از روی تو دیدهها جمالی دارد بابافغانی : غزلیات
شماره ۴۱۵ - مبین، که تاب نگاه تو آفتاب ندارم
مبین، که تاب نگاه تو آفتاب ندارم انوری : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۵۲ - در مدح صاحب ناصرالدین طاهر
صاحبا جنبشت همایون باد سنایی غزنوی : الباب الاوّل: در توحید باری تعالی
فی رؤیاء السّباع
شیر خصمی مسلّط و مغرور مولوی : دفتر دوم
بخش ۵۴ - دانستن پیغامبر علیه السلام کی سبب رنجوری آن شخص گستاخی بوده است در دعا
چون پیمبر دید آن بیمار را کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۰۷ - در حضرت عشق هر که او مقبولست
در حضرت عشق هر که او مقبولست امیر معزی : قصاید
شماره ۲۳۹ - ربود از دلم آن زلف بیقرار، قرار
ربود از دلم آن زلف بیقرار، قرار مولوی : دفتر پنجم
بخش ۷۴ - قصهٔ ایاز و حجره داشتن او جهت چارق و پوستین و گمان آمدن خواجه تاشانس را کی او را در آن حجره دفینه است به سبب محکمی در و گرانی قفل
آن ایاز از زیرکی انگیخته بابافغانی : غزلیات
شماره ۳۷۹ - زبان در ذکر و در دل نقش زلف یار می بندم
زبان در ذکر و در دل نقش زلف یار می بندم مولوی : دفتر پنجم
بخش ۳۵ - در بیان آنک ما سوی الله هر چیزی آکل و ماکولست همچون آن مرغی کی قصد صید ملخ میکرد و به صید ملخ مشغول میبود و غافل بود از باز گرسنه کی از پس قفای او قصد صید او داشت اکنون ای آدمی صیاد آکل از صیاد و آکل خود آمن مباش اگر چه نمیبینیش به نظر چشم به نظر دلیل و عبرتش میبین تا چشم نیز باز شدن
مرغکی اندر شکار کرم بود صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۴۱۰ - دل اسیر طره عنبرفشانش چون کنم
دل اسیر طره عنبرفشانش چون کنم
شماره ۵۱ - تا عشق توَم سلسله می جنباند
تا عشق توَم سلسله می جنباند صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۱۰۴ - ای شیر خدا ولی حق مالک دین
ای شیر خدا ولی حق مالک دین سنایی غزنوی : الباب الخامس فی فضیلة العلم، ذکر العلم اربح لانّ فضله ارجح
در عشق مجازی
در بهشت از نه اکل و شُربستی صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۱۳۸۸ - گر بداند که چه شورست درین عالم خاک
گر بداند که چه شورست درین عالم خاک میرزا قلی میلی مشهدی : غزلیات
شماره ۱۵۷ - گل خون بر سر خار مژهام تیز آمد
گل خون بر سر خار مژهام تیز آمد سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۲۲۸ - هوای تخت ندارد کسی که گوشه نشین است
هوای تخت ندارد کسی که گوشه نشین است مولوی : دفتر ششم
بخش ۵۱ - جواب گفتن آن قاضی صوفی را
گفت قاضی صوفیا خیره مشو میرزا قلی میلی مشهدی : غزلیات
شماره ۱۱۲ - دوش ازان شعله که در جان من سوخته بود
دوش ازان شعله که در جان من سوخته بود شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۳۸۴ - هر که را عشق نیست آنش نیست
هر که را عشق نیست آنش نیست سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۱۲۲ - از روی تو دیدهها جمالی دارد
از روی تو دیدهها جمالی دارد بابافغانی : غزلیات
شماره ۴۱۵ - مبین، که تاب نگاه تو آفتاب ندارم
مبین، که تاب نگاه تو آفتاب ندارم انوری : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۵۲ - در مدح صاحب ناصرالدین طاهر
صاحبا جنبشت همایون باد سنایی غزنوی : الباب الاوّل: در توحید باری تعالی
فی رؤیاء السّباع
شیر خصمی مسلّط و مغرور مولوی : دفتر دوم
بخش ۵۴ - دانستن پیغامبر علیه السلام کی سبب رنجوری آن شخص گستاخی بوده است در دعا
چون پیمبر دید آن بیمار را کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۰۷ - در حضرت عشق هر که او مقبولست
در حضرت عشق هر که او مقبولست امیر معزی : قصاید
شماره ۲۳۹ - ربود از دلم آن زلف بیقرار، قرار
ربود از دلم آن زلف بیقرار، قرار مولوی : دفتر پنجم
بخش ۷۴ - قصهٔ ایاز و حجره داشتن او جهت چارق و پوستین و گمان آمدن خواجه تاشانس را کی او را در آن حجره دفینه است به سبب محکمی در و گرانی قفل
آن ایاز از زیرکی انگیخته بابافغانی : غزلیات
شماره ۳۷۹ - زبان در ذکر و در دل نقش زلف یار می بندم
زبان در ذکر و در دل نقش زلف یار می بندم مولوی : دفتر پنجم
بخش ۳۵ - در بیان آنک ما سوی الله هر چیزی آکل و ماکولست همچون آن مرغی کی قصد صید ملخ میکرد و به صید ملخ مشغول میبود و غافل بود از باز گرسنه کی از پس قفای او قصد صید او داشت اکنون ای آدمی صیاد آکل از صیاد و آکل خود آمن مباش اگر چه نمیبینیش به نظر چشم به نظر دلیل و عبرتش میبین تا چشم نیز باز شدن
مرغکی اندر شکار کرم بود صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۴۱۰ - دل اسیر طره عنبرفشانش چون کنم
دل اسیر طره عنبرفشانش چون کنم