شهریار (سید محمدحسین بهجت تبریزی) : گزیدهٔ غزلیات
غزل شمارهٔ ۵۶ - هفت خوان عشق
سبوکشان که به ظلمات عشق خضر رهند نظام قاری : مخیّلنامه (در جنگ صوف و کمخا)
بخش ۲۶ - در مذمت قماشهای قلب گوید
قماشی که از تل بود روی آن ترانه های کودکانه : بخش اول
در دنیای کودکی
وقتی گل سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۱۹۸ - چه منت است اگر شیوه ی وفا آموخت؟
چه منت است اگر شیوه ی وفا آموخت؟ سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۲۲ - نیلوفر و لاله هر دو بیهیچ سبب
نیلوفر و لاله هر دو بیهیچ سبب رفیق اصفهانی : غزلیات
شماره ۵۵ - آن را که به کف سیمی و در دست زری نیست
آن را که به کف سیمی و در دست زری نیست مولوی : غزلیات
غزل ۲۲۳۴ - ای دیده من جمال خود اندر جمال تو
ای دیده من جمال خود اندر جمال تو صفی علیشاه : بحرالحقایق
بخش ۴۱۴ - المضاهاه بینالشئون و الحقایق
مضاهات آنکه بر تعیین لایق سنایی غزنوی : قصاید
قصیده ۱۸ - احسنت یا بدرالدجی لبیک یا وجهالعرب
احسنت یا بدرالدجی لبیک یا وجهالعرب مجد همگر : رباعیات
شماره ۱۴۰ - با عشق کهن تازه بدن خوی من است
با عشق کهن تازه بدن خوی من است خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۴۰ - به قتل خسته دلان غمزهٔ تو قانع نیست
به قتل خسته دلان غمزهٔ تو قانع نیست آذر بیگدلی : غزلیات
شماره ۷۸ - ستمکشان تو، از شکوه لب چنان بستند؛
ستمکشان تو، از شکوه لب چنان بستند؛ رضاقلی خان هدایت : روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین
بخش ۱۱ - ابوسعید مهنه قُدِّسَ سِرُّه
اسم آن جناب فضل اللّه ابن ابوالخیر است. از صغر سن ریاضات شاقه میکشید و شراب ذوق و حال میچشید. لقمان سرخسی که ازمجانین عاقل و مجاذیب کامل بود، او را به شیخ ابوالفضل سرخسی سپرده، تا تربیت نمود. به صحبت جمعی از بزرگان رسیده و زحمت بسیار از ابنای زمان دیده. چهارده سال در ابتدای حال مجذوب بود و به وادی دشت خاوران راه میپیمود. در سختی و رنج قدم میافشرد و خار صحرا میخورد. بالاخره کارش به جایی رسید که از هدایا که سلاطین به وی فرستاده بودند چهارصد اسب با زین و ستام در پیشاپیشش جنیبت میکشیدند. در معرفت، سخنان نیکو دارد. از جمله میفرماید: که حجاب، در میان خلق و خالق زمین و آسمان و غیره نیست. پندار و معنی ما حجاب است. اگر از میان برگیریم به او رسیم. هم او گفته است: تصوف آن است که آنچه در سر داری بنهی و آنچه در کف داری بدهی. و از آنچه بر تو آید بجهی. هم گفته است که مرد کامل آن است که در میان خلق نشیند و زن گیرد و داد و ستد کند و با همه آمیزد و یک دم از خدا غافل نباشد. مدت عمر آن جناب هزار ماه بوده ودر سنهٔ ۴۴۰ رحلت نموده. این بیت و رباعیات از آثار آن جناب ثبت شده: نسیمی : غزلیات
شماره ۲۶۹ - منه بر مهر خوبان دل، نصیب از عقل اگر داری
منه بر مهر خوبان دل، نصیب از عقل اگر داری ابوعلی عثمانی : باب دوم
بخش ۶۶ - ابوبکر الحسین بن علی بن یزدانیار
و از ایشان بود ابوبکرالحسین بن علی بن یزدانیار رحمة اللّه علیه از ارمنیه بود و ویرا اندر تصوّف طریقتی بود مخصوص به وی و عالم بود و بعضی را از عراقیان منکر بودی اندر اطلاقهای لفظ ایشان. صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۷۲۳ - کسی که با تو نشد آشنا که را دارد؟
کسی که با تو نشد آشنا که را دارد؟ مجد همگر : قصاید
شماره ۲۴ - زهی زمانه نامهربان نادره کار
زهی زمانه نامهربان نادره کار غروی اصفهانی : غزلیات
شماره ۱ - ای شمع جهان افروز بیا
ای شمع جهان افروز بیا نظیری نیشابوری : غزلیات
شماره ۲۸۳ - درد دل را می کنم با صبر پیوندی دگر
درد دل را می کنم با صبر پیوندی دگر سنایی غزنوی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۹۷ - در ستایش یکی از بزرگان
ای به آرام تو زمین را سنگ
غزل شمارهٔ ۵۶ - هفت خوان عشق
سبوکشان که به ظلمات عشق خضر رهند نظام قاری : مخیّلنامه (در جنگ صوف و کمخا)
بخش ۲۶ - در مذمت قماشهای قلب گوید
قماشی که از تل بود روی آن ترانه های کودکانه : بخش اول
در دنیای کودکی
وقتی گل سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۱۹۸ - چه منت است اگر شیوه ی وفا آموخت؟
چه منت است اگر شیوه ی وفا آموخت؟ سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۲۲ - نیلوفر و لاله هر دو بیهیچ سبب
نیلوفر و لاله هر دو بیهیچ سبب رفیق اصفهانی : غزلیات
شماره ۵۵ - آن را که به کف سیمی و در دست زری نیست
آن را که به کف سیمی و در دست زری نیست مولوی : غزلیات
غزل ۲۲۳۴ - ای دیده من جمال خود اندر جمال تو
ای دیده من جمال خود اندر جمال تو صفی علیشاه : بحرالحقایق
بخش ۴۱۴ - المضاهاه بینالشئون و الحقایق
مضاهات آنکه بر تعیین لایق سنایی غزنوی : قصاید
قصیده ۱۸ - احسنت یا بدرالدجی لبیک یا وجهالعرب
احسنت یا بدرالدجی لبیک یا وجهالعرب مجد همگر : رباعیات
شماره ۱۴۰ - با عشق کهن تازه بدن خوی من است
با عشق کهن تازه بدن خوی من است خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۴۰ - به قتل خسته دلان غمزهٔ تو قانع نیست
به قتل خسته دلان غمزهٔ تو قانع نیست آذر بیگدلی : غزلیات
شماره ۷۸ - ستمکشان تو، از شکوه لب چنان بستند؛
ستمکشان تو، از شکوه لب چنان بستند؛ رضاقلی خان هدایت : روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین
بخش ۱۱ - ابوسعید مهنه قُدِّسَ سِرُّه
اسم آن جناب فضل اللّه ابن ابوالخیر است. از صغر سن ریاضات شاقه میکشید و شراب ذوق و حال میچشید. لقمان سرخسی که ازمجانین عاقل و مجاذیب کامل بود، او را به شیخ ابوالفضل سرخسی سپرده، تا تربیت نمود. به صحبت جمعی از بزرگان رسیده و زحمت بسیار از ابنای زمان دیده. چهارده سال در ابتدای حال مجذوب بود و به وادی دشت خاوران راه میپیمود. در سختی و رنج قدم میافشرد و خار صحرا میخورد. بالاخره کارش به جایی رسید که از هدایا که سلاطین به وی فرستاده بودند چهارصد اسب با زین و ستام در پیشاپیشش جنیبت میکشیدند. در معرفت، سخنان نیکو دارد. از جمله میفرماید: که حجاب، در میان خلق و خالق زمین و آسمان و غیره نیست. پندار و معنی ما حجاب است. اگر از میان برگیریم به او رسیم. هم او گفته است: تصوف آن است که آنچه در سر داری بنهی و آنچه در کف داری بدهی. و از آنچه بر تو آید بجهی. هم گفته است که مرد کامل آن است که در میان خلق نشیند و زن گیرد و داد و ستد کند و با همه آمیزد و یک دم از خدا غافل نباشد. مدت عمر آن جناب هزار ماه بوده ودر سنهٔ ۴۴۰ رحلت نموده. این بیت و رباعیات از آثار آن جناب ثبت شده: نسیمی : غزلیات
شماره ۲۶۹ - منه بر مهر خوبان دل، نصیب از عقل اگر داری
منه بر مهر خوبان دل، نصیب از عقل اگر داری ابوعلی عثمانی : باب دوم
بخش ۶۶ - ابوبکر الحسین بن علی بن یزدانیار
و از ایشان بود ابوبکرالحسین بن علی بن یزدانیار رحمة اللّه علیه از ارمنیه بود و ویرا اندر تصوّف طریقتی بود مخصوص به وی و عالم بود و بعضی را از عراقیان منکر بودی اندر اطلاقهای لفظ ایشان. صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۷۲۳ - کسی که با تو نشد آشنا که را دارد؟
کسی که با تو نشد آشنا که را دارد؟ مجد همگر : قصاید
شماره ۲۴ - زهی زمانه نامهربان نادره کار
زهی زمانه نامهربان نادره کار غروی اصفهانی : غزلیات
شماره ۱ - ای شمع جهان افروز بیا
ای شمع جهان افروز بیا نظیری نیشابوری : غزلیات
شماره ۲۸۳ - درد دل را می کنم با صبر پیوندی دگر
درد دل را می کنم با صبر پیوندی دگر سنایی غزنوی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۹۷ - در ستایش یکی از بزرگان
ای به آرام تو زمین را سنگ