صامت بروجردی : کتاب المراثی و المصائب
شمارهٔ ۱۲ - زبان حضرت امام حسین(ع)
مریز زینب محزون سرشک غم ز دو دیده سلمان ساوجی : غزلیات
غزل ۳۷۱ - ساقی ز جام مستی ما را رسان به کامی
ساقی ز جام مستی ما را رسان به کامی صامت بروجردی : کتاب المراثی و المصائب
شمارهٔ ۱۴ - جواب امام علیه السلام به خواهر
خواهر برو برو که خدا باد یار تو صامت بروجردی : کتاب المراثی و المصائب
شمارهٔ ۴۶ - همچنین مرثیه
تنی که داد به آغوش جا رسول امینش رشیدالدین وطواط : قصاید
شمارهٔ ۱۳۴ - در مدح اتسز خوارزمشاه
ای ز نعل مرکبانت صحن عالم پر هلال رشیدالدین وطواط : قصاید
شمارهٔ ۳۰ - نیز در ستایش اتسز
جانا ، رهی ز مهر تو بردل رقم زدست نشاط اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۱۶ - دهر خرم از چه از عید کیان
دهر خرم از چه از عید کیان اقبال لاهوری : زبور عجم
مه و ستاره که در راه شوق هم سفرند
مه و ستاره که در راه شوق هم سفرند لبیبی : ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
شمارهٔ ۴۴ - به شاهد لغت غر، به معنی دبه خایه
برون شدند سحرگه ز خانه مهمانانش امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۶۱۷ - روبگردان ای صبا بر من ببخشای و بیا
روبگردان ای صبا بر من ببخشای و بیا اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۸۱۳ - جانا؛ غم ما نداشتن تا کی؟
جانا؛ غم ما نداشتن تا کی؟ خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۱۶ - یاد باد آنکه به روی تو نظر بود مرا
یاد باد آنکه به روی تو نظر بود مرا سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۸۷ - روی از خلق بگردان که بحق راه اینست
روی از خلق بگردان که بحق راه اینست ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٣٢ - یکی گفت با من که خورشید تافت
یکی گفت با من که خورشید تافت جلال عضد : غزلیّات
شماره ۳۸ - از رخت ارغوان نموداری ست
از رخت ارغوان نموداری ست همام تبریزی : غزلیات
شماره ۹۷ - سال ها باید که چون تو ماهی از دوران برآید
سال ها باید که چون تو ماهی از دوران برآید فصیحی هروی : ترجیعات
شمارهٔ ۲ - مدح حسینخان شاملو
ساقیا می ده که در جوشست خون نوبهار ملا مسیح پانی پتی : رام و سیتا
بخش ۱۰۴ - نشستن رام بر تخت پرّان و رخصت شدن از دریا و رفتن در شهر اَود
دلش عزم وطن کرد از سر و جان حسین خوارزمی : غزلیات، قصاید و قطعات
شماره ۱۱ - چون تو جان منی ای جان چه کنم جان و جهان را
چون تو جان منی ای جان چه کنم جان و جهان را امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۲۶۱ - درشهر فتنهای شد میدانم از که باشد
درشهر فتنهای شد میدانم از که باشد
شمارهٔ ۱۲ - زبان حضرت امام حسین(ع)
مریز زینب محزون سرشک غم ز دو دیده سلمان ساوجی : غزلیات
غزل ۳۷۱ - ساقی ز جام مستی ما را رسان به کامی
ساقی ز جام مستی ما را رسان به کامی صامت بروجردی : کتاب المراثی و المصائب
شمارهٔ ۱۴ - جواب امام علیه السلام به خواهر
خواهر برو برو که خدا باد یار تو صامت بروجردی : کتاب المراثی و المصائب
شمارهٔ ۴۶ - همچنین مرثیه
تنی که داد به آغوش جا رسول امینش رشیدالدین وطواط : قصاید
شمارهٔ ۱۳۴ - در مدح اتسز خوارزمشاه
ای ز نعل مرکبانت صحن عالم پر هلال رشیدالدین وطواط : قصاید
شمارهٔ ۳۰ - نیز در ستایش اتسز
جانا ، رهی ز مهر تو بردل رقم زدست نشاط اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۱۶ - دهر خرم از چه از عید کیان
دهر خرم از چه از عید کیان اقبال لاهوری : زبور عجم
مه و ستاره که در راه شوق هم سفرند
مه و ستاره که در راه شوق هم سفرند لبیبی : ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
شمارهٔ ۴۴ - به شاهد لغت غر، به معنی دبه خایه
برون شدند سحرگه ز خانه مهمانانش امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۶۱۷ - روبگردان ای صبا بر من ببخشای و بیا
روبگردان ای صبا بر من ببخشای و بیا اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۸۱۳ - جانا؛ غم ما نداشتن تا کی؟
جانا؛ غم ما نداشتن تا کی؟ خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۱۶ - یاد باد آنکه به روی تو نظر بود مرا
یاد باد آنکه به روی تو نظر بود مرا سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۸۷ - روی از خلق بگردان که بحق راه اینست
روی از خلق بگردان که بحق راه اینست ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٣٢ - یکی گفت با من که خورشید تافت
یکی گفت با من که خورشید تافت جلال عضد : غزلیّات
شماره ۳۸ - از رخت ارغوان نموداری ست
از رخت ارغوان نموداری ست همام تبریزی : غزلیات
شماره ۹۷ - سال ها باید که چون تو ماهی از دوران برآید
سال ها باید که چون تو ماهی از دوران برآید فصیحی هروی : ترجیعات
شمارهٔ ۲ - مدح حسینخان شاملو
ساقیا می ده که در جوشست خون نوبهار ملا مسیح پانی پتی : رام و سیتا
بخش ۱۰۴ - نشستن رام بر تخت پرّان و رخصت شدن از دریا و رفتن در شهر اَود
دلش عزم وطن کرد از سر و جان حسین خوارزمی : غزلیات، قصاید و قطعات
شماره ۱۱ - چون تو جان منی ای جان چه کنم جان و جهان را
چون تو جان منی ای جان چه کنم جان و جهان را امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۲۶۱ - درشهر فتنهای شد میدانم از که باشد
درشهر فتنهای شد میدانم از که باشد