رشیدالدین میبدی : ۸۳- سورة التطفیف (المطففین)- مکیة
النوبة الاولى
قوله تعالى: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ بنام خداوند فراخ بخشایش مهربان. رشیدالدین میبدی : ۱۰۳- سورة العصر- مکیة
النوبة الثانیة
این سورة «العصر» سه آیتست، چهارده کلمه، شصت و هشت حرف. جمله به مکّه فرو آمد، آن گه که رسول خدا (ص) خواست که هجرت کند و به مدینه شود. کمال خجندی : غزلیات
شماره ۵۹۸ - به دعوی قدت سرو سر افراز
به دعوی قدت سرو سر افراز شمس مغربی : غزلیات
شماره ۱۵ - ای صفات بیکران تو طلسم گنج ذات
ای صفات بیکران تو طلسم گنج ذات نصرالله منشی : مقدمهٔ نصرالله منشی
بخش ۱۵ - دربارهٔ بغداد
و حال علو همت و بسطت ملک او ازان شایع تر است که در شرح آن باشباعی حاجت افتد. و یکی از آثار باقی آن پادشاه محتشم حضرت بغداد است که امروز مرکز خلافت و مستقر امامت و منبع ملک و مدینه السلام علاالاطلاق آنست. نه در بلاد اسلام چنان شهری نشان میدهند و نه در دیار کفر. و یکی از خصایص آن حضرت مدالله ظلالها آنست که وفات خلفا آنجا اتفاق نیفتد: امیرالمومنین ابوجعفر منصور رضی الله عنه به بئر میمون یکمنزلی مکه حرسها الله از ملک دنیا بملک آخرت رفت، و امیر المومنین ابوعبدالله محمدبن منصور الملقب بالمهدی رضی الله عنه بمرحله ماسبذان در راه گرگان، و امیرالمومنین ابومحمد موسی بن المهدی الملقب بالهادی بعیسی آباد، و امیرالمومنین ابوجعفر هرون بن المهدی الملقب بالرشید به طوس و امیرالمومنین ابوالعباس عبدالله بن هرون الملقب به طرسوس، و محمد امین ببغداد کشته شد اما در آن حال خلیفت نبود واغلب امت بر خلع او اجماع کرده بودند، و در این عهد نزدیک امیرالمومنین ابومنصور الفضل الملقب بالمسترشد بالله در حدود عراق شهید شد و میان آن موضع و حضرت بغداد مسافت تمام نشان میدهند. و محاسن این شهر بسیار است و هرکس از اصحاب تواریخ دران خوضی نموده اند، و شرح و تفصیل آن مستوفی بیاورده. کمال خجندی : غزلیات
شماره ۲۶۳ - من نخواهم ز کمند نو نجات
من نخواهم ز کمند نو نجات کمال خجندی : غزلیات
شماره ۸۹۲ - ای دلاویزتر از رشته جان کاکل تو
ای دلاویزتر از رشته جان کاکل تو شمس مغربی : غزلیات
شماره ۵۰ - این جوش که از میکده برخاست چه جوش است
این جوش که از میکده برخاست چه جوش است کمال خجندی : غزلیات
شماره ۶۸۵ - ای بخت بارینی که به باران رسانیم
ای بخت بارینی که به باران رسانیم کمالالدین اسماعیل : قصاید
شمارهٔ ۷۴ - و له ایضاً یمدحه
هرکه اوقوّت سخن خواهدبود کمال خجندی : غزلیات
شماره ۲۴۵ - ماه در حسن برخسار تو خویشاوند است
ماه در حسن برخسار تو خویشاوند است کمال خجندی : غزلیات
شماره ۹۰۷ - اگر مرا صد سر بود هر یک پر از سودای او
اگر مرا صد سر بود هر یک پر از سودای او کمال خجندی : غزلیات
شماره ۹۴ - با چشم من این اشک روان را چه فتادست
با چشم من این اشک روان را چه فتادست رشیدالدین میبدی : ۸۱- سورة التکویر- مکیة
النوبة الثالثة
قوله تعالى: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ بسم اللَّه کلمة سماعها ربیع الجمیع من العاصى و المطیع، و الشّریف و الوضیع. من اصغى الیه بسمع الخضوع ترک طیب الهجوع و من اصغى الیه بسمع المحابّ ترک لذیذ الطّعام و الشّراب. رشیدالدین میبدی : ۴۰- سورة المؤمن- مکیة
۳ - النوبة الاولى
قوله تعالى: وَ قالَ الَّذِی آمَنَ و آن مرد گرویده گفت: یا قَوْمِ اتَّبِعُونِ اى قوم پى برید بمن، أَهْدِکُمْ سَبِیلَ الرَّشادِ (۳۸) تا راه نمایم شما را براه راستى. کمالالدین اسماعیل : قصاید
شمارهٔ ۱۱۱ - وقال ایضاً یمدح الامیر الکبیر السعّید ضیاء الدّین احمد بن ابی بکر البیا بانکی
درست گشت همانا شکستگّی منش کمال خجندی : غزلیات
شماره ۹۴۶ - شبت خوش باد ای باد سحرگاه
شبت خوش باد ای باد سحرگاه شمس مغربی : غزلیات
شماره ۱۵۶ - منم ز یار نگارین خود جدا مانده
منم ز یار نگارین خود جدا مانده هجویری : بابٌ ذکر ائمّتهم مِنْ أتباعِ التّابعین
۹- ابوالفیض ذوالنون بن ابراهیم المصری، رضی اللّه عنه
و منهم: سفینهٔ تحقیق و کرامت، و مَحیای شرف اندر ولایت، ابوالفیض ذوالنون بن ابراهیم المصری، رضی اللّه عنه سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۱۳۸ - در بیان آنکه جنسیت لازم نیست که از طریق صورت باشد. شاید که دو چیز بظاهر مختلف باشند و بمعنی متحد. همچون نان و آب و طعامهای دیگر از روی صورت جنس تو نیستند، تو متحرک و ایشان ساکن، تو ناطق و ایشان ساکت، تو زنده و ایشان مرده. لیکن از روی معنی اتحاد و جنسیت دارند، زیرا از خوردن نان قوت میافزاید و الم جوع زایل میگردد و تن از آن میبالد و فربه میشود. پس هرچه تن را بیفزاید جنس تن است. و هرچه دین و ایمان را بیفزاید جنس دین و ایمان است.لازم نیاید که جنسیت مخلوق با خالق از روی ذات باشد. این نوع باشد که گفته آمد العاقل یکفیه الاشارة و الذی فهم له البشارۀ
هرچه زان خوش شوی وافزائی
النوبة الاولى
قوله تعالى: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ بنام خداوند فراخ بخشایش مهربان. رشیدالدین میبدی : ۱۰۳- سورة العصر- مکیة
النوبة الثانیة
این سورة «العصر» سه آیتست، چهارده کلمه، شصت و هشت حرف. جمله به مکّه فرو آمد، آن گه که رسول خدا (ص) خواست که هجرت کند و به مدینه شود. کمال خجندی : غزلیات
شماره ۵۹۸ - به دعوی قدت سرو سر افراز
به دعوی قدت سرو سر افراز شمس مغربی : غزلیات
شماره ۱۵ - ای صفات بیکران تو طلسم گنج ذات
ای صفات بیکران تو طلسم گنج ذات نصرالله منشی : مقدمهٔ نصرالله منشی
بخش ۱۵ - دربارهٔ بغداد
و حال علو همت و بسطت ملک او ازان شایع تر است که در شرح آن باشباعی حاجت افتد. و یکی از آثار باقی آن پادشاه محتشم حضرت بغداد است که امروز مرکز خلافت و مستقر امامت و منبع ملک و مدینه السلام علاالاطلاق آنست. نه در بلاد اسلام چنان شهری نشان میدهند و نه در دیار کفر. و یکی از خصایص آن حضرت مدالله ظلالها آنست که وفات خلفا آنجا اتفاق نیفتد: امیرالمومنین ابوجعفر منصور رضی الله عنه به بئر میمون یکمنزلی مکه حرسها الله از ملک دنیا بملک آخرت رفت، و امیر المومنین ابوعبدالله محمدبن منصور الملقب بالمهدی رضی الله عنه بمرحله ماسبذان در راه گرگان، و امیرالمومنین ابومحمد موسی بن المهدی الملقب بالهادی بعیسی آباد، و امیرالمومنین ابوجعفر هرون بن المهدی الملقب بالرشید به طوس و امیرالمومنین ابوالعباس عبدالله بن هرون الملقب به طرسوس، و محمد امین ببغداد کشته شد اما در آن حال خلیفت نبود واغلب امت بر خلع او اجماع کرده بودند، و در این عهد نزدیک امیرالمومنین ابومنصور الفضل الملقب بالمسترشد بالله در حدود عراق شهید شد و میان آن موضع و حضرت بغداد مسافت تمام نشان میدهند. و محاسن این شهر بسیار است و هرکس از اصحاب تواریخ دران خوضی نموده اند، و شرح و تفصیل آن مستوفی بیاورده. کمال خجندی : غزلیات
شماره ۲۶۳ - من نخواهم ز کمند نو نجات
من نخواهم ز کمند نو نجات کمال خجندی : غزلیات
شماره ۸۹۲ - ای دلاویزتر از رشته جان کاکل تو
ای دلاویزتر از رشته جان کاکل تو شمس مغربی : غزلیات
شماره ۵۰ - این جوش که از میکده برخاست چه جوش است
این جوش که از میکده برخاست چه جوش است کمال خجندی : غزلیات
شماره ۶۸۵ - ای بخت بارینی که به باران رسانیم
ای بخت بارینی که به باران رسانیم کمالالدین اسماعیل : قصاید
شمارهٔ ۷۴ - و له ایضاً یمدحه
هرکه اوقوّت سخن خواهدبود کمال خجندی : غزلیات
شماره ۲۴۵ - ماه در حسن برخسار تو خویشاوند است
ماه در حسن برخسار تو خویشاوند است کمال خجندی : غزلیات
شماره ۹۰۷ - اگر مرا صد سر بود هر یک پر از سودای او
اگر مرا صد سر بود هر یک پر از سودای او کمال خجندی : غزلیات
شماره ۹۴ - با چشم من این اشک روان را چه فتادست
با چشم من این اشک روان را چه فتادست رشیدالدین میبدی : ۸۱- سورة التکویر- مکیة
النوبة الثالثة
قوله تعالى: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ بسم اللَّه کلمة سماعها ربیع الجمیع من العاصى و المطیع، و الشّریف و الوضیع. من اصغى الیه بسمع الخضوع ترک طیب الهجوع و من اصغى الیه بسمع المحابّ ترک لذیذ الطّعام و الشّراب. رشیدالدین میبدی : ۴۰- سورة المؤمن- مکیة
۳ - النوبة الاولى
قوله تعالى: وَ قالَ الَّذِی آمَنَ و آن مرد گرویده گفت: یا قَوْمِ اتَّبِعُونِ اى قوم پى برید بمن، أَهْدِکُمْ سَبِیلَ الرَّشادِ (۳۸) تا راه نمایم شما را براه راستى. کمالالدین اسماعیل : قصاید
شمارهٔ ۱۱۱ - وقال ایضاً یمدح الامیر الکبیر السعّید ضیاء الدّین احمد بن ابی بکر البیا بانکی
درست گشت همانا شکستگّی منش کمال خجندی : غزلیات
شماره ۹۴۶ - شبت خوش باد ای باد سحرگاه
شبت خوش باد ای باد سحرگاه شمس مغربی : غزلیات
شماره ۱۵۶ - منم ز یار نگارین خود جدا مانده
منم ز یار نگارین خود جدا مانده هجویری : بابٌ ذکر ائمّتهم مِنْ أتباعِ التّابعین
۹- ابوالفیض ذوالنون بن ابراهیم المصری، رضی اللّه عنه
و منهم: سفینهٔ تحقیق و کرامت، و مَحیای شرف اندر ولایت، ابوالفیض ذوالنون بن ابراهیم المصری، رضی اللّه عنه سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۱۳۸ - در بیان آنکه جنسیت لازم نیست که از طریق صورت باشد. شاید که دو چیز بظاهر مختلف باشند و بمعنی متحد. همچون نان و آب و طعامهای دیگر از روی صورت جنس تو نیستند، تو متحرک و ایشان ساکن، تو ناطق و ایشان ساکت، تو زنده و ایشان مرده. لیکن از روی معنی اتحاد و جنسیت دارند، زیرا از خوردن نان قوت میافزاید و الم جوع زایل میگردد و تن از آن میبالد و فربه میشود. پس هرچه تن را بیفزاید جنس تن است. و هرچه دین و ایمان را بیفزاید جنس دین و ایمان است.لازم نیاید که جنسیت مخلوق با خالق از روی ذات باشد. این نوع باشد که گفته آمد العاقل یکفیه الاشارة و الذی فهم له البشارۀ
هرچه زان خوش شوی وافزائی