جیحون یزدی : رباعیات
شماره ۱۳ - خیاط پسر کز مژه کین ورزش
خیاط پسر کز مژه کین ورزش
جیحون یزدی : رباعیات
شماره ۱۵ - آنشوخ که زد شرر بجانها خشمش
آنشوخ که زد شرر بجانها خشمش
جیحون یزدی : رباعیات
شماره ۱۶ - شهزاده محمد ای شه شیر مصاف
شهزاده محمد ای شه شیر مصاف
جیحون یزدی : رباعیات
شماره ۱۸ - ایفرق ترا تاج تفاخر بفرق
ایفرق ترا تاج تفاخر بفرق
جیحون یزدی : رباعیات
شماره ۱۹ - آنچای که چون خور دهد از جام شعاع
آنچای که چون خور دهد از جام شعاع
آذر بیگدلی : مثنویات
شماره ۴ - خرد راه جوی و خرد رهنمای
خرد راه جوی و خرد رهنمای
کوهی : غزلیات
شماره ۱۵۱ - از اضافات کرده ایم اسقاط
از اضافات کرده ایم اسقاط
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۱۴۷ - نشنیده خرد که عشق را کالا چیست
نشنیده خرد که عشق را کالا چیست
سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۴۵۳ - بلبل ما ناله بر آهنگ غربت ساز کرد
بلبل ما ناله بر آهنگ غربت ساز کرد
ملا احمد نراقی : باب چهارم
علاج عجب و ورع و تقوی و نحو اینها
و اما عجب به ورع و تقوی و صبر وشکر و شجاعت و سخاوت و غیر اینها از صفات کمالیه نفسانیه پس معالجه آن این است که متفطن شود به اینکه این صفات وقتی نافع و موجب نجات اند که عجب با آنها نباشد، و چون عجب بیاید همه آنها را باطل و ضایع و فاسد می کند.
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۵۶۸ - دل دیوانه من قابل زنجیر نبود
دل دیوانه من قابل زنجیر نبود
جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۵۶ - تا مرا دیده ز دیدار تو مهجور شدست
تا مرا دیده ز دیدار تو مهجور شدست
رضی‌الدین آرتیمانی : غزلیات
غزل ۵۴ - جز در عشق بهر در که شدم خوار شدم
جز درِ عشق به هر در که شدم خوار شدم
قاآنی شیرازی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳۶ - د‌ر ستایش پادشاه رضوان جایگاه محمد شاه غازی طاب ثراه گوید
شب دوشین دو پاسی رفته از شام
مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۶۱ - در فرقت آن کس که تن و جان تو اوست
در فرقت آن کس که تن و جان تو اوست
احمد شاملو : مدایح بی‌صله
با «برونی‌يفسکی»، شاعر لهستانی
آنگاه که شماطه‌ی مقدر به صدا درآید
محتشم کاشانی : غزلیات
غزل ۱۹۳ - چو عشق کوس سکون از گران عیاری زد
چو عشق کوس سکون از گران عیاری زد
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۸۲۲ - تا نظر بر شوخی من نرگس خودکام داشت
تا نظر بر شوخی من نرگس خودکام داشت
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۸۵۰ - ما خیر باد لذت پرواز کرده ایم
ما خیر باد لذت پرواز کرده ایم
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۱۲۲ - غنا مفت هوس‌گر نام آسودن نمی‌گیرد
غنا مفت هوس‌گر نام آسودن نمی‌گیرد