یغمای جندقی : بخش دوم
شماره ۷۶ - صاحب من بعد از روزگار دراز و ازمنه بی انجام و آغاز، بخت مسعودم یاور و بشیر مصر خ
صاحب من بعد از روزگار دراز و ازمنه بی انجام و آغاز، بخت مسعودم یاور و بشیر مصر خلتم از در درآمده گرد کشور آشنائیش برجبین بود و نامه خلتش در آستین، گفتم از کجائی و این نامه چیست وآنگه پس از عمری به فکر عمر در وجه انتظار نهادگان افتاده کیست؟گفت برید کوی و فایم و قاصد شهر سبا، از قیافه یافتم رسول ملازمان است و نامه نتیجه آن کلک و بنان، به حرمت گرفتم و به عزت گشادم، به ذوق خواندم و به شوق بردیده نهادم. دیده از یمن سوادش مهبط نور و سواد مردمک از فیض جواهر سرمه مدادش غیرت ساحت طور گردید، حیرت آوردم و تعجب کردم که چگونه شد که پس از چندین فراموشی به فکر یادآوری وفاداری که می دانی نخواهی رفت از یادش افتادی و چه افتاد که بعد از مکتوبات عدیده که هیچ یک در خور جواب و خطابی نیامد منتظران تنگنای شوق را سطری دو فرستادی خلاف عادت خود گردشی از آسمان دیدم. الحمدلله علی کل حال مقصود افتتاح ابواب مودت است و ترصیص ارکان خلت، خواه نامه سئوال باشد خواه جواب، خواه التفات خواه عتاب، بالجمله در باب قلیل تنخواه اوقاتیکه نواب صدر به کاشان تشریف آورده، قرار امورات را بر انتظام می نهادند. حزین لاهیجی : ودیعة البدیعه
بخش ۴ - آنکه بعد از نبی، وصیّ و ولی ست
آنکه بعد از نبی، وصیّ و ولی ست اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۱۰۴ - درد دوا فروش طبیب دل من است
درد دوا فروش طبیب دل من است عطار نیشابوری : باب پانجدهم: در نیازمندی به ملاقات همدمی محرم
شماره ۱۵ - یک دم دل محنت کشم آسوده نشد
یک دم دل محنت کشم آسوده نشد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۳۸۱ - دل از گناه پاک چو دارالسلام کن
دل از گناه پاک چو دارالسلام کن غزالی : رکن اول - در عبادات
بخش ۳۷ - پیدا کردن صنف این هشت گروه
صنف اول فقیر است و این کسی بود که هیچ چیز ندارد و هیچ کسب نتواند کرد اگر قوت روز تمام دارد و جامه تن تمام دارد فقیر نبود و اگر قوت یک روز و یک نیمه بیش ندارد، ولی پیراهن دارد بی دستار یا دستار دارد بی پیراهن درویش بود و اگر کسب به آلت تواند کرد و هیچ آلت ندارد، درویش بود و اگر طالب علم است و اگر به کسب مشغول شود از آن بازماند، درویش بود و بدین درویشی کمتر یابد مگر اطفال را تدبیر آن بود که درویش معیل طلب کنند و حصه فقیر از جهت اطفال بدو تسلیم کند. نظامی گنجوی : خسرو و شیرین
بخش ۲ - در توحید باری
به نام آنکه هستی نام ازو یافت آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۱۰۲۳ - شهر بیدار از آن مردم خواب آلوده
شهر بیدار از آن مردم خواب آلوده مولوی : غزلیات
غزل ۱۵۲۱ - من از عالم تو را تنها گزینم
من از عالَم تو را تنها گُزینم صائب تبریزی : ابیات منتسب
شماره ۳۵ - مرغ حسن از قفس خط سیه تنگ آمد
مرغ حسن از قفس خط سیه تنگ آمد احمد شاملو : آیدا در آینه
آیدا در آینه
لبانت نسیمی : غزلیات
شماره ۲۷۰ - گمان مبر که به صد جور و صد دل آزاری
گمان مبر که به صد جور و صد دل آزاری جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۱۷۵ - ای عارض زیبای تو نازک تر از برگ سمن
ای عارض زیبای تو نازک تر از برگ سمن صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۱۴۸۲ - دو روزی نیست افزون عمر ایّام برومندی
دو روزی نیست افزون عمر ایّام برومندی رضاقلی خان هدایت : روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین
بخش ۱۰ - ابوالحسن خرقانی قُدِّسَ سِرُّه
اسم شریفش علی بن جعفر و دویست سال بعد از زمان سلطان العارفین ابایزید ظهور نموده و گویند سلطان از ظهور وی خبر داده و آن خبر مطابق واقع افتاده. هم گفتهاند که روحانیت سلطان او را تربیت کرده و در گلشن معنی، نهال وجود او را پرورده، اما به حسب ظاهر اجازه و تربیت از شیخ ابوالعباس قصاب آملی یافته. بأَیّ حال، بزرگوار شیخی بوده، کرامات بسیار از او بروز نموده که در نفحات و سایر کتب مسطور است و در سنهٔ خمس و عشرون و اربع مائة وفات یافت. مزارش در خرقان بسطام است. این چند رباعی از افکار آن جناب تیمّناً در این کتاب ثبت شد. رباعیات: طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۶۲۹ - در مدرسه عشق، به نادانی من کو؟
در مدرسه عشق، به نادانی من کو؟ باباطاهر عریان همدانی : دوبیتیها
دوبیتی ۲۵۶ - به دنیا مثل مو دل سوتهای نه
به دنیا مثل مو دل سوتهای نه اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۵۲ - هر بامداد روی تو دیدن چو آفتاب
هر بامداد روی تو دیدن چو آفتاب اوحدالدین کرمانی : الباب الثالث: فی ما یتعلق باحوال الباطن و المرید
شماره ۲۷۸ - ای دل تو بدین حال چرایی خشنود
ای دل تو بدین حال چرایی خشنود کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۲۴۶ - تا دل دیوانه بود از عافیت دلگیر بود
تا دل دیوانه بود از عافیت دلگیر بود
شماره ۷۶ - صاحب من بعد از روزگار دراز و ازمنه بی انجام و آغاز، بخت مسعودم یاور و بشیر مصر خ
صاحب من بعد از روزگار دراز و ازمنه بی انجام و آغاز، بخت مسعودم یاور و بشیر مصر خلتم از در درآمده گرد کشور آشنائیش برجبین بود و نامه خلتش در آستین، گفتم از کجائی و این نامه چیست وآنگه پس از عمری به فکر عمر در وجه انتظار نهادگان افتاده کیست؟گفت برید کوی و فایم و قاصد شهر سبا، از قیافه یافتم رسول ملازمان است و نامه نتیجه آن کلک و بنان، به حرمت گرفتم و به عزت گشادم، به ذوق خواندم و به شوق بردیده نهادم. دیده از یمن سوادش مهبط نور و سواد مردمک از فیض جواهر سرمه مدادش غیرت ساحت طور گردید، حیرت آوردم و تعجب کردم که چگونه شد که پس از چندین فراموشی به فکر یادآوری وفاداری که می دانی نخواهی رفت از یادش افتادی و چه افتاد که بعد از مکتوبات عدیده که هیچ یک در خور جواب و خطابی نیامد منتظران تنگنای شوق را سطری دو فرستادی خلاف عادت خود گردشی از آسمان دیدم. الحمدلله علی کل حال مقصود افتتاح ابواب مودت است و ترصیص ارکان خلت، خواه نامه سئوال باشد خواه جواب، خواه التفات خواه عتاب، بالجمله در باب قلیل تنخواه اوقاتیکه نواب صدر به کاشان تشریف آورده، قرار امورات را بر انتظام می نهادند. حزین لاهیجی : ودیعة البدیعه
بخش ۴ - آنکه بعد از نبی، وصیّ و ولی ست
آنکه بعد از نبی، وصیّ و ولی ست اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۱۰۴ - درد دوا فروش طبیب دل من است
درد دوا فروش طبیب دل من است عطار نیشابوری : باب پانجدهم: در نیازمندی به ملاقات همدمی محرم
شماره ۱۵ - یک دم دل محنت کشم آسوده نشد
یک دم دل محنت کشم آسوده نشد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۳۸۱ - دل از گناه پاک چو دارالسلام کن
دل از گناه پاک چو دارالسلام کن غزالی : رکن اول - در عبادات
بخش ۳۷ - پیدا کردن صنف این هشت گروه
صنف اول فقیر است و این کسی بود که هیچ چیز ندارد و هیچ کسب نتواند کرد اگر قوت روز تمام دارد و جامه تن تمام دارد فقیر نبود و اگر قوت یک روز و یک نیمه بیش ندارد، ولی پیراهن دارد بی دستار یا دستار دارد بی پیراهن درویش بود و اگر کسب به آلت تواند کرد و هیچ آلت ندارد، درویش بود و اگر طالب علم است و اگر به کسب مشغول شود از آن بازماند، درویش بود و بدین درویشی کمتر یابد مگر اطفال را تدبیر آن بود که درویش معیل طلب کنند و حصه فقیر از جهت اطفال بدو تسلیم کند. نظامی گنجوی : خسرو و شیرین
بخش ۲ - در توحید باری
به نام آنکه هستی نام ازو یافت آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۱۰۲۳ - شهر بیدار از آن مردم خواب آلوده
شهر بیدار از آن مردم خواب آلوده مولوی : غزلیات
غزل ۱۵۲۱ - من از عالم تو را تنها گزینم
من از عالَم تو را تنها گُزینم صائب تبریزی : ابیات منتسب
شماره ۳۵ - مرغ حسن از قفس خط سیه تنگ آمد
مرغ حسن از قفس خط سیه تنگ آمد احمد شاملو : آیدا در آینه
آیدا در آینه
لبانت نسیمی : غزلیات
شماره ۲۷۰ - گمان مبر که به صد جور و صد دل آزاری
گمان مبر که به صد جور و صد دل آزاری جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۱۷۵ - ای عارض زیبای تو نازک تر از برگ سمن
ای عارض زیبای تو نازک تر از برگ سمن صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۱۴۸۲ - دو روزی نیست افزون عمر ایّام برومندی
دو روزی نیست افزون عمر ایّام برومندی رضاقلی خان هدایت : روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین
بخش ۱۰ - ابوالحسن خرقانی قُدِّسَ سِرُّه
اسم شریفش علی بن جعفر و دویست سال بعد از زمان سلطان العارفین ابایزید ظهور نموده و گویند سلطان از ظهور وی خبر داده و آن خبر مطابق واقع افتاده. هم گفتهاند که روحانیت سلطان او را تربیت کرده و در گلشن معنی، نهال وجود او را پرورده، اما به حسب ظاهر اجازه و تربیت از شیخ ابوالعباس قصاب آملی یافته. بأَیّ حال، بزرگوار شیخی بوده، کرامات بسیار از او بروز نموده که در نفحات و سایر کتب مسطور است و در سنهٔ خمس و عشرون و اربع مائة وفات یافت. مزارش در خرقان بسطام است. این چند رباعی از افکار آن جناب تیمّناً در این کتاب ثبت شد. رباعیات: طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۶۲۹ - در مدرسه عشق، به نادانی من کو؟
در مدرسه عشق، به نادانی من کو؟ باباطاهر عریان همدانی : دوبیتیها
دوبیتی ۲۵۶ - به دنیا مثل مو دل سوتهای نه
به دنیا مثل مو دل سوتهای نه اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۵۲ - هر بامداد روی تو دیدن چو آفتاب
هر بامداد روی تو دیدن چو آفتاب اوحدالدین کرمانی : الباب الثالث: فی ما یتعلق باحوال الباطن و المرید
شماره ۲۷۸ - ای دل تو بدین حال چرایی خشنود
ای دل تو بدین حال چرایی خشنود کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۲۴۶ - تا دل دیوانه بود از عافیت دلگیر بود
تا دل دیوانه بود از عافیت دلگیر بود