مولوی : غزلیات
غزل ۲۳۳ - کجاست ساقی جان تا به هم زند ما را؟
کجاست ساقی جان تا به هم زند ما را؟
فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۱۲۹ - ای زندگی تو و توانم همه تو
ای زندگی تو و توانم همه تو
سنایی غزنوی : طریق التحقیق
مدح امیرالمومنین عثمان
دین شرف یافته و دنیا زین
سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۳۵۹ - ای کعبهٔ من در سرای تو
ای کعبهٔ من در سرای تو
حافظ : غزلیات
غزل ۲۲۶ - ترسم که اشک در غم ما پرده‌در شود
ترسم که اشک در غم ما پرده‌در شود
خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۷۸۴ - ای چراغ دیدهٔ جان روی تو
ای چراغ دیدهٔ جان روی تو
حافظ : غزلیات
غزل ۲۹۴ - در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع
مولوی : رباعیات
رباعی ۲۱۲ - این فصل بهار نیست فصلی دگر است
این فصل بهار نیست فصلی دگر است
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۴۴ - آنکس که درون سینه را دل پنداشت
آنکس که درون سینه را دل پنداشت
سنایی غزنوی : الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراء‌المدّعین ومذّمة‌الاطباء والمنجّمین
اندر مذمّت دختر گوید
ور بود خود نعوذباللّٰه دخت
مولوی : رباعیات
رباعی ۲۶۶ - تا من بزیم پیشه و کارم اینست
تا من بزیم پیشه و کارم اینست
ابن یمین فَرومَدی : قصاید
شمارهٔ ٩۴ - مطلع ثانی
دولت بود مساعد و اقبال و بخت یار
فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۱۹ - هرگز بت من روی به کس ننموده است
هرگز بت من روی به کس ننموده است
قاآنی شیرازی : رباعیات
رباعی ۲۲ - بگذار که خویش را به خواری بکشم
بگذار که خویش را به خواری بکشم
سنایی غزنوی : الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان
فصل دیگر در مدایح سلطان اعزّاللّٰه نصره
چونکه بهرامشاه شه باشد
سنایی غزنوی : الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان
خواب عبداللّٰه‌بن عمربن‌الخطّاب
دید یک شب به خواب عبداللّٰه
مولوی : غزلیات
غزل ۱۹۱۲ - بیا ساقی، می ما را بگردان
بیا ساقی، می ما را بگردان
عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۵۲۳ - خوش در خور است، حسرت تو با گریستن
خوش در خور است، حسرت تو با گریستن
ناصرخسرو : سفرنامه
بخش ۳ - توبه و عزم سفر حج
اندیشیدم که تا همه افعال و اعمال خود بدل نکنم فرح نیابم. روز پنجشنبه ششم جمادی الاخر سنه سبع و ثلثین و اربعمایه نیمه دی ماه پارسیان سال بر چهارصد و ده یزدجردی. سر و تن بشستم و به مسجد جامع شدم و نماز بکردم و یاری خواستم از باری تعالی به گذاردن آنچه بر من واجب است و دست بازداشتن از منهیات و ناشایست چنان که حق سبحانه و تعالی فرموده است.
سنایی غزنوی : الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان
اندر معنی بیداری ملوک و سلاطین و حفظ و بخشش ایشان
شاه محمود زاولی به شکار