صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۷۰۹
گر ز ریحان خواب بیدردان به سامان می شود مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۱۷۱
گشتهست طپان جانم، ای جان و جهان برگو عطار نیشابوری : باب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانست
شمارهٔ ۲۰
خلقند به خاک بیعدد آورده مولوی : دفتر ششم
بخش ۶۳ - مثل
عارفی پرسید از آن پیر کشیش صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۶۵۳۱
میخانه ای که شوق تو باشد مدام او مولوی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۹۱۰
کافر نشدی حدیث ایمان چکنی حافظ : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۰۸
خسروا گوی فلک در خم چوگان تو باد مولوی : دفتر پنجم
بخش ۱۴۴ - حکایت آن زن کی گفت شوهر را کی گوشت را گربه خورد شوهر گربه را به ترازو بر کشید گربه نیم من برآمد گفت ای زن گوشت نیم من بود و افزون اگر این گوشتست گربه کو و اگر این گربه است گوشت کو
بود مردی کدخدا او را زنی عطار نیشابوری : باب چهلم: در ناز و بیوفائی معشوق
شمارهٔ ۱۶
ای مونسِ جانِ همه کس! در من خند! مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۵۸۵
ای جهان آب و گل تا من تو را بشناختم مولوی : مستدرکات
تکه ۲
قصابی سوی گولی گوشت انداخت مولوی : دفتر چهارم
بخش ۲۱ - تفسیر این حدیث کی مثل امتی کمثل سفینة نوح من تمسک بها نجا و من تخلف عنها غرق
بهر این فرمود پیغامبر که من مولوی : ترجیعات
بیست و پنجم
شب مست یار بودم و در های های او مولوی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۳۰۹
ما خاک ترا به آب زمزم ندهیم اوحدالدین کرمانی : الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
شمارهٔ ۱۷۸
دارم سر آنک با سرِ رشته شوم مولوی : دفتر پنجم
بخش ۱۴ - انکار اهل تن غذای روح را و لرزیدن ایشان بر غذای خسیس
قسم او خاک است گر دی گر بهار مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۰۹۸
آمدم من بیدل و جان ای پسر صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت شمارهٔ ۱۴۹۷
تویی در دیدهام چون نور و محرومم ز دیدارت سعدی : باب اول در سیرت پادشاهان
حکایت شمارهٔ ۱۹
آوردهاند که نوشین روان عادل را در شکار گاهی صید کباب کردند و نمک نبود غلامی به روستا رفت تا نمک آرد نوشیروان گفت نمک به قیمت بستان تا رسمی نشود و ده خراب نگردد گفتند از این قدر چه خلل آید گفت بنیاد ظلم در جهان اوّل اندکی بوده است هر که آمد برو مزیدی کرده تا بدین غایت رسیده مولوی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۳۳
آن روح که بسته بود در نقش صفات
غزل شمارهٔ ۲۷۰۹
گر ز ریحان خواب بیدردان به سامان می شود مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۱۷۱
گشتهست طپان جانم، ای جان و جهان برگو عطار نیشابوری : باب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانست
شمارهٔ ۲۰
خلقند به خاک بیعدد آورده مولوی : دفتر ششم
بخش ۶۳ - مثل
عارفی پرسید از آن پیر کشیش صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۶۵۳۱
میخانه ای که شوق تو باشد مدام او مولوی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۹۱۰
کافر نشدی حدیث ایمان چکنی حافظ : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۰۸
خسروا گوی فلک در خم چوگان تو باد مولوی : دفتر پنجم
بخش ۱۴۴ - حکایت آن زن کی گفت شوهر را کی گوشت را گربه خورد شوهر گربه را به ترازو بر کشید گربه نیم من برآمد گفت ای زن گوشت نیم من بود و افزون اگر این گوشتست گربه کو و اگر این گربه است گوشت کو
بود مردی کدخدا او را زنی عطار نیشابوری : باب چهلم: در ناز و بیوفائی معشوق
شمارهٔ ۱۶
ای مونسِ جانِ همه کس! در من خند! مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۵۸۵
ای جهان آب و گل تا من تو را بشناختم مولوی : مستدرکات
تکه ۲
قصابی سوی گولی گوشت انداخت مولوی : دفتر چهارم
بخش ۲۱ - تفسیر این حدیث کی مثل امتی کمثل سفینة نوح من تمسک بها نجا و من تخلف عنها غرق
بهر این فرمود پیغامبر که من مولوی : ترجیعات
بیست و پنجم
شب مست یار بودم و در های های او مولوی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۳۰۹
ما خاک ترا به آب زمزم ندهیم اوحدالدین کرمانی : الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
شمارهٔ ۱۷۸
دارم سر آنک با سرِ رشته شوم مولوی : دفتر پنجم
بخش ۱۴ - انکار اهل تن غذای روح را و لرزیدن ایشان بر غذای خسیس
قسم او خاک است گر دی گر بهار مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۰۹۸
آمدم من بیدل و جان ای پسر صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت شمارهٔ ۱۴۹۷
تویی در دیدهام چون نور و محرومم ز دیدارت سعدی : باب اول در سیرت پادشاهان
حکایت شمارهٔ ۱۹
آوردهاند که نوشین روان عادل را در شکار گاهی صید کباب کردند و نمک نبود غلامی به روستا رفت تا نمک آرد نوشیروان گفت نمک به قیمت بستان تا رسمی نشود و ده خراب نگردد گفتند از این قدر چه خلل آید گفت بنیاد ظلم در جهان اوّل اندکی بوده است هر که آمد برو مزیدی کرده تا بدین غایت رسیده مولوی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۳۳
آن روح که بسته بود در نقش صفات