مولوی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۳۰۹
ما خاک ترا به آب زمزم ندهیم اوحدالدین کرمانی : الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
شمارهٔ ۱۷۸
دارم سر آنک با سرِ رشته شوم مولوی : دفتر پنجم
بخش ۱۴ - انکار اهل تن غذای روح را و لرزیدن ایشان بر غذای خسیس
قسم او خاک است گر دی گر بهار مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۰۹۸
آمدم من بیدل و جان ای پسر صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت شمارهٔ ۱۴۹۷
تویی در دیدهام چون نور و محرومم ز دیدارت سعدی : باب اول در سیرت پادشاهان
حکایت شمارهٔ ۱۹
آوردهاند که نوشین روان عادل را در شکار گاهی صید کباب کردند و نمک نبود غلامی به روستا رفت تا نمک آرد نوشیروان گفت نمک به قیمت بستان تا رسمی نشود و ده خراب نگردد گفتند از این قدر چه خلل آید گفت بنیاد ظلم در جهان اوّل اندکی بوده است هر که آمد برو مزیدی کرده تا بدین غایت رسیده مولوی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۳۳
آن روح که بسته بود در نقش صفات مولوی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۱۴۶
امشب که حریف دلبر دلداریم صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت شمارهٔ ۱۳۸۵
زنده شد عالمی از خندهٔ جانپرور او فردوسی : داستان رستم و اسفندیار
بخش ۲۷
سپیده همانگه ز که بر دمید مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۹۳۵
دلبر بیگانه صورت، مهر دارد در نهان مولوی : دفتر سوم
بخش ۵۱ - مثل در بیان آنک حیرت مانع بحث و فکرتست
آن یکی مرد دومو آمد شتاب مولوی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۵۹۸
ای کان العباد ما اهواه مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۳۸۸
این جا کسی است پنهان، دامان من گرفته جامی : دفتر دوم
بخش ۴ - سلطان العارفین قدس الله تعالی سره در بادیه کله ای دید بر وی نوشته خسرالدنیا و الآخرة از زمین برداشت و بوسه داد و فرمود که این سر صوفیی است که دو جهان را برای خدای درباخته است
بحر بس ژرف و یم بس طامی هلالی جغتایی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۸۹
مرا بباده، نه باغ و بهار شد باعث فردوسی : منوچهر
بخش ۱۴
پس آگاهی آمد به شاه بزرگ جامی : سبحةالابرار
بخش ۶۲ - حکایت آن بنده گنهکار که چون دولت عفوش دست داد بر آن نیستاد و پای در میدان طلب رضا نهاد
با ادب بنده ای از به طلبی اوحدالدین کرمانی : الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
شمارهٔ ۱۰۹
گفتم که ره عشق مگر می دانم سعدی : غزلیات
غزل ۲۴۶
دلبرا پیش وجودت همه خوبان عدمند
رباعی شمارهٔ ۱۳۰۹
ما خاک ترا به آب زمزم ندهیم اوحدالدین کرمانی : الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
شمارهٔ ۱۷۸
دارم سر آنک با سرِ رشته شوم مولوی : دفتر پنجم
بخش ۱۴ - انکار اهل تن غذای روح را و لرزیدن ایشان بر غذای خسیس
قسم او خاک است گر دی گر بهار مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۰۹۸
آمدم من بیدل و جان ای پسر صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت شمارهٔ ۱۴۹۷
تویی در دیدهام چون نور و محرومم ز دیدارت سعدی : باب اول در سیرت پادشاهان
حکایت شمارهٔ ۱۹
آوردهاند که نوشین روان عادل را در شکار گاهی صید کباب کردند و نمک نبود غلامی به روستا رفت تا نمک آرد نوشیروان گفت نمک به قیمت بستان تا رسمی نشود و ده خراب نگردد گفتند از این قدر چه خلل آید گفت بنیاد ظلم در جهان اوّل اندکی بوده است هر که آمد برو مزیدی کرده تا بدین غایت رسیده مولوی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۳۳
آن روح که بسته بود در نقش صفات مولوی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۱۴۶
امشب که حریف دلبر دلداریم صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت شمارهٔ ۱۳۸۵
زنده شد عالمی از خندهٔ جانپرور او فردوسی : داستان رستم و اسفندیار
بخش ۲۷
سپیده همانگه ز که بر دمید مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۹۳۵
دلبر بیگانه صورت، مهر دارد در نهان مولوی : دفتر سوم
بخش ۵۱ - مثل در بیان آنک حیرت مانع بحث و فکرتست
آن یکی مرد دومو آمد شتاب مولوی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۵۹۸
ای کان العباد ما اهواه مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۳۸۸
این جا کسی است پنهان، دامان من گرفته جامی : دفتر دوم
بخش ۴ - سلطان العارفین قدس الله تعالی سره در بادیه کله ای دید بر وی نوشته خسرالدنیا و الآخرة از زمین برداشت و بوسه داد و فرمود که این سر صوفیی است که دو جهان را برای خدای درباخته است
بحر بس ژرف و یم بس طامی هلالی جغتایی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۸۹
مرا بباده، نه باغ و بهار شد باعث فردوسی : منوچهر
بخش ۱۴
پس آگاهی آمد به شاه بزرگ جامی : سبحةالابرار
بخش ۶۲ - حکایت آن بنده گنهکار که چون دولت عفوش دست داد بر آن نیستاد و پای در میدان طلب رضا نهاد
با ادب بنده ای از به طلبی اوحدالدین کرمانی : الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
شمارهٔ ۱۰۹
گفتم که ره عشق مگر می دانم سعدی : غزلیات
غزل ۲۴۶
دلبرا پیش وجودت همه خوبان عدمند