صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۰۹۵
آفتاب آتشین رخسار، داغ حسن اوست
مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۷۸۴
علی اهل نجد الثنا و سلام
عطار نیشابوری : تذکرة الأولیاء
ذکر عتبة بن الغلام رحمة الله علیه
آن سوخته جمال، آن گم شده وصال، آن بحر وفا، آن کان صفا، آن خواجه ایام، آن عتبة الغلام رحمة الله علیه، مقبول اهل دل بود و روشی عجیب داشت. ستوده به همه زبانها و شاگرد حسن بصری بود. وقتی به کنار دریا می‌گذشت عتبه بر سر آب روان شد. حسن بر ساحل عجب بماند. به تعجب گفت: آیا این درجه به چه یافتی؟
صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۴۱۴۴
خال ترا ز دیده تر سبز کرده اند
جامی : یوسف و زلیخا
بخش ۸ - لباس ضراعت پوشیدن و در اقتباس نور شفاعت کوشیدن
ز مهجوری برآمد جان عالم
عطار نیشابوری : بلبل نامه
درشتی نمودن باز بلبل را و خواندن بسلیمان علیه السلام
به بلبل گفت بشنو تا چه گویم
جامی : اعتقادنامه
بخش ۱۳ - اشارة الی الایمان بالانبیاء علیهم السلام
انبیا برگزیدگان حق اند
مولوی : فیه ما فیه
فصل چهاردهم - در آدمی عشقی ودردی و خارخاری و تقاضایی هست
در آدمی عشقی و دردی و خارخاری و تقاضایی هست که اگر صد هزار عالم ملک او شود که نیاساید و آرام نیابد. این خلق به تفصیل در هر پیشه ای و صنعتی و منصبی و تحصیل نجوم و طب و غیرذلک می کنند و هیچ آرام نمیگيرند، زیرا آنچه مقصودست به دست نیامده است. آخر معشوق را دلارام میگویند یعنی که دل به وی آرام گيرد پس به غير چون آرام و قرار گيرد. این جمله خوشیها و مقصودها چون نردبانیست و چون پایه های نردبان جای اقامت و باش نیست از بهر گذشتن است، خنک او را که زودتر بیدار و واقف گردد تا راه دراز برو کوته شود و درین پایه های نردبان عمر خود را ضایع نکند.
پروین اعتصامی : مثنویات، تمثیلات و مقطعات
جوجهٔ نافرمان
گفت با جوجه مرغکی هشیار
عطار نیشابوری : باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه
شمارهٔ ۲۵
در معرفت تو دم زدن نقصان است
صائب تبریزی : متفرقات
شمارهٔ ۴۰۶
هرگز کسی ز قافله دل نشان ندید
مولوی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۹۴
بی‌طاعت دین بهشت رحمان مطلب
مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۵۴۶
رفتم تصدیع از جهان بردم
مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۳۳۹
ایا گم گشتگان راه و بی‌راه
عطار نیشابوری : باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع
شمارهٔ ۱۱
شمع آمد وگفت: در دلم خون افتاد
عطار نیشابوری : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۲۸
تا دل من راه جانان بازیافت
مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۸۵۸
چو افتم من ز عشق دل به پای دلربای من
سعدی : باب هشتم در آداب صحبت
بخش ۷۷
ندهد مرد هوشمند جواب
مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۸۲۶
هر که ز حور پرسدت رخ بنما که هم چنین
مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۸۷۴
از آتش روی خود اندر دلم آتش زن