صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۳۴۲ - یاد ایامی که پیش او وجودی داشتم
یاد ایامی که پیش او وجودی داشتم
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۴۱ - لعل از کان بدخشان، گوهر از عمان طلب
لعل از کان بدخشان، گوهر از عمان طلب
مولوی : رباعیات
رباعی ۵۳۲ - امروز ما یار جنون میخواهد
امروز ما یار جنون میخواهد
اوحدالدین کرمانی : الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
شماره ۲۳۴ - بر من سپه هجر تو پیروز مباد
بر من سپه هجر تو پیروز مباد
وفایی شوشتری : رباعیات
شماره ۲۷ - گر، دوست خداست گو همه دشمن باش
گر، دوست خداست گو همه دشمن باش
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۰۵۶ - از کوچه ای که آن گل بی خار بگذرد
از کوچه ای که آن گل بی خار بگذرد
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۵۶۰ - ترکی که دلم شاد کند خندهٔ او
ترکی که دلم شاد کند خندهٔ او
نظام قاری : غزلیات
شمارهٔ ۵۴ - شیخ سعدی فرماید
بسیار سالها بسر خاک ما رود
جمال‌الدین عبدالرزاق : قصاید
شمارهٔ ۴۴ - درمدح امام اجل عزالاسلام معین الدین حسین
باز خورشید چرخ رخشان شد
افسرالملوک عاملی : کوروش نامه
بدنیا آمدن خشایارشا
شهنشه بیامد بکاخ بهار
رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۱۷۶ - جز برتری ندانی، گویی که آتشی
جز برتری ندانی، گویی که آتشی
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۰۸۲ - کعبه عشقم، بلا ریگ بیابان من است
کعبه عشقم، بلا ریگ بیابان من است
کمال خجندی : غزلیات
شماره ۵۰۲ - ما را بپای بوسی تو گر دسترس بود
ما را بپای بوسی تو گر دسترس بود
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۴۵ - پیدا بود از اشک فروهشته شمع
پیدا بود از اشک فروهشته شمع
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۸۵ - بس که تند و تلخ و خشم آلود آن بدخو نشست
بس که تند و تلخ و خشم آلود آن بدخو نشست
مولوی : دفتر چهارم
بخش ۸۵ - شخصی به وقت استنجا می‌گفت اللهم ارحنی رائحة الجنه به جای آنک اللهم اجعلنی من التوابین واجعلنی من المتطهرین کی ورد استنجاست و ورد استنجا را به وقت استنشاق می‌گفت عزیزی بشنید و این را طاقت نداشت
آن یکی در وقت استنجا بگفت
شهریار (سید محمدحسین بهجت تبریزی) : گزیدهٔ غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۲۵ - چشمه ابدیت
شکفته ام به تماشای چشم شهلائی
فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۴۰۵ - ز صحن این چمن آن سرو قامت را تمنا کن
ز صحن این چمن آن سرو قامت را تمنا کن
رضاقلی خان هدایت : روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین
بخش ۹۱ - صفی الدین یزدی علیه الرّحمة
شیخی است عارف و فاضلی است واقف. قدوهٔ اهل کمال و زبدهٔ ارباب وجد وحال. با طغانشه بن مؤید معاصر بوده و سلطان مذکور آن جناب را تعظیم و تکریم بلیغ می‌فرمود و اما شیخ از بیم قال و قیل جهلای علما طریقهٔ خود را مستور می‌داشته و در خفا همت بر تربیت مریدان می‌گماشته و این اشعار از نتایج طبع اوست:
ابوالحسن فراهانی : غزلیات ناتمام
شماره ۲۳ - بخت تارم سایه ای گر بر شب تار افکند
بخت تارم سایه ای گر بر شب تار افکند