رشیدالدین میبدی : ۶- سورة الانعام
۲ - النوبة الاولى
قوله تعالى: أَ لَمْ یَرَوْا نمىبینند کَمْ أَهْلَکْنا که چند هلاک کردیم و تباه مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ قَرْنٍ پیش از ایشان از گروه گروه مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ که ایشان را در زمین جاى دادیم و توان، ما لَمْ نُمَکِّنْ لَکُمْ آنچه شما را ندادیم وَ أَرْسَلْنَا السَّماءَ عَلَیْهِمْ و فرو گشادیم بر ایشان باران مِدْراراً هموار بهنگام، وَ جَعَلْنَا الْأَنْهارَ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهِمْ و جویها روان کردیم زیر ایشان، فَأَهْلَکْناهُمْ بِذُنُوبِهِمْ هلاک کردیم ایشان را بگناهان ایشان وَ أَنْشَأْنا مِنْ بَعْدِهِمْ و در گرفتیم از پس ایشان قَرْناً آخَرِینَ (۶) گروهى دیگران. رشیدالدین میبدی : ۶- سورة الانعام
۱ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اسم ملیک لا یستظهر بجیش و عدد، اسم عزیز لا یتعزز بقوم و عدد، اسم عظیم لا یحصره زمان و لا امد، و لا یدرکه غایة و مرد، تعالى عن المثل و الند، و الشبه و الولد، و هو الواحد الاحد، القیوم الصمد، لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ، وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً أَحَدٌ. نام خداوندیست باقى و پاینده بىامد، غالب و تاونده بىیار و بىمدد، در ذات احد است بى عدد، در صفات قیوم و صمد، بى شریک و بىنظیر، بىمشیر و بىولد، نه فضل او را حد، نه حکم او را رد، لم یلد و لم یولد، از ازل تا ابد. خدایى عظیم، جبارى کریم، ماجدى نامدار قدیم، صاحب هر غریب، مونس هر وحید، مایه هر درویش، پناه هر دل ریش. کردش همه پاک، و گفتنش همه راست، علمش بى نهایت، و رحمت بیکران، زیبا صنع و شیرین ساخت، نعمت بخش و نوبت ساز، و مهربان نهانست، نهان از دریافت چون، و از قیاس وهمها بیرون، و پاک از گمان و پندار و ایدون، برتر از هر چه خرد نشان داد، دور از هر چه پنداشت بدان افتاد، پاک از هر اساس که تفکر و بحث نهاد، تفکر و بحث بعلم و عقل خود در ذات و صفات وى حرام، تصدیق ظاهر و قبول منقول و تسلیم معانى در دین ما را تمام، این خود زبان علم است باشارت شریعت، مزدوران را مایه، و بهشتجویان را سرمایه. باز عارفان و خدا شناسان را زبانى دیگر است، و رمزى دیگر. زبانشان زبان کشف، و رمزشان رمز محبت. باشارت حقیقت زبان علم بروایت است و زبان کشف بعنایت. روایتى بر سر عالم رایت است، و عنایتى در دو گیتى آیت. روایتى مزدور است و طالب حور، عنایتى در بحر عیان غرقه نور. صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۰۶۷ - روزی که خط سر از لب دلبر برآورد
روزی که خط سر از لب دلبر برآورد سیف فرغانی : رباعیات
شماره ۹ - شب نیست که از غمت دلم جوش نکرد
شب نیست که از غمت دلم جوش نکرد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۲۶۸ - نیست با دیده ظاهر دل روشن محتاج
نیست با دیده ظاهر دل روشن محتاج صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۸۱ - این زمان بیبرگ و بارم، ورنه از جوش ثمر
این زمان بیبرگ و بارم، ورنه از جوش ثمر صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۲۶۷ - داغ ما نیست به دلسوزی یاران محتاج
داغ ما نیست به دلسوزی یاران محتاج فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۳۳ - لطف تو به ما نه این چنین میبایست
لطف تو به ما نه این چنین میبایست صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۲۶۵ - چون گذارد خشت اول بر زمین معمار کج
چون گذارد خشت اول بر زمین معمار کج صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۲۶۱ - غباری بجا از زمین مانده است
غباری بجا از زمین مانده است سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۷۵۹ - ز مستی بر دم تیغ شهادت هر زمان غلتم
ز مستی بر دم تیغ شهادت هر زمان غلتم فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۸ - از ناز قضا چو چهرة حسن آراست
از ناز قضا چو چهرة حسن آراست نیر تبریزی : غزلیات
شماره ۴۴ - آن نه مست است که می خورد و ببازار افتاد
آن نه مست است که می خورد و ببازار افتاد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۲۳۳ - مرا از تیره بختی شکوه بیجاست
مرا از تیره بختی شکوه بیجاست صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۹۲۰ - تا کی به هر مشاهده از جا رود کسی؟
تا کی به هر مشاهده از جا رود کسی؟ صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۲۳۱ - هر خار این گلستان مفتاح دلگشایی است
هر خار این گلستان مفتاح دلگشایی است صفی علیشاه : متفرقات
شمارهٔ ۴۱ - در معنی کنت کنزاً مخفیاناً فأردت ان أعرف
از قدرتش یکست باشد گرت بنظر طغرل احراری : غزلیات
شماره ۲۶۵ - تا نگه از چشم حیران کرده ایم
تا نگه از چشم حیران کرده ایم امام خمینی : غزلیات
دریا و سراب
ما را رها کنید در این رنج بی حساب واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۵۰۶ - پا ز دولت نخورد، ترک سر درویشان
پا ز دولت نخورد، ترک سر درویشان
۲ - النوبة الاولى
قوله تعالى: أَ لَمْ یَرَوْا نمىبینند کَمْ أَهْلَکْنا که چند هلاک کردیم و تباه مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ قَرْنٍ پیش از ایشان از گروه گروه مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ که ایشان را در زمین جاى دادیم و توان، ما لَمْ نُمَکِّنْ لَکُمْ آنچه شما را ندادیم وَ أَرْسَلْنَا السَّماءَ عَلَیْهِمْ و فرو گشادیم بر ایشان باران مِدْراراً هموار بهنگام، وَ جَعَلْنَا الْأَنْهارَ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهِمْ و جویها روان کردیم زیر ایشان، فَأَهْلَکْناهُمْ بِذُنُوبِهِمْ هلاک کردیم ایشان را بگناهان ایشان وَ أَنْشَأْنا مِنْ بَعْدِهِمْ و در گرفتیم از پس ایشان قَرْناً آخَرِینَ (۶) گروهى دیگران. رشیدالدین میبدی : ۶- سورة الانعام
۱ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اسم ملیک لا یستظهر بجیش و عدد، اسم عزیز لا یتعزز بقوم و عدد، اسم عظیم لا یحصره زمان و لا امد، و لا یدرکه غایة و مرد، تعالى عن المثل و الند، و الشبه و الولد، و هو الواحد الاحد، القیوم الصمد، لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ، وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً أَحَدٌ. نام خداوندیست باقى و پاینده بىامد، غالب و تاونده بىیار و بىمدد، در ذات احد است بى عدد، در صفات قیوم و صمد، بى شریک و بىنظیر، بىمشیر و بىولد، نه فضل او را حد، نه حکم او را رد، لم یلد و لم یولد، از ازل تا ابد. خدایى عظیم، جبارى کریم، ماجدى نامدار قدیم، صاحب هر غریب، مونس هر وحید، مایه هر درویش، پناه هر دل ریش. کردش همه پاک، و گفتنش همه راست، علمش بى نهایت، و رحمت بیکران، زیبا صنع و شیرین ساخت، نعمت بخش و نوبت ساز، و مهربان نهانست، نهان از دریافت چون، و از قیاس وهمها بیرون، و پاک از گمان و پندار و ایدون، برتر از هر چه خرد نشان داد، دور از هر چه پنداشت بدان افتاد، پاک از هر اساس که تفکر و بحث نهاد، تفکر و بحث بعلم و عقل خود در ذات و صفات وى حرام، تصدیق ظاهر و قبول منقول و تسلیم معانى در دین ما را تمام، این خود زبان علم است باشارت شریعت، مزدوران را مایه، و بهشتجویان را سرمایه. باز عارفان و خدا شناسان را زبانى دیگر است، و رمزى دیگر. زبانشان زبان کشف، و رمزشان رمز محبت. باشارت حقیقت زبان علم بروایت است و زبان کشف بعنایت. روایتى بر سر عالم رایت است، و عنایتى در دو گیتى آیت. روایتى مزدور است و طالب حور، عنایتى در بحر عیان غرقه نور. صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۰۶۷ - روزی که خط سر از لب دلبر برآورد
روزی که خط سر از لب دلبر برآورد سیف فرغانی : رباعیات
شماره ۹ - شب نیست که از غمت دلم جوش نکرد
شب نیست که از غمت دلم جوش نکرد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۲۶۸ - نیست با دیده ظاهر دل روشن محتاج
نیست با دیده ظاهر دل روشن محتاج صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۸۱ - این زمان بیبرگ و بارم، ورنه از جوش ثمر
این زمان بیبرگ و بارم، ورنه از جوش ثمر صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۲۶۷ - داغ ما نیست به دلسوزی یاران محتاج
داغ ما نیست به دلسوزی یاران محتاج فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۳۳ - لطف تو به ما نه این چنین میبایست
لطف تو به ما نه این چنین میبایست صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۲۶۵ - چون گذارد خشت اول بر زمین معمار کج
چون گذارد خشت اول بر زمین معمار کج صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۲۶۱ - غباری بجا از زمین مانده است
غباری بجا از زمین مانده است سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۷۵۹ - ز مستی بر دم تیغ شهادت هر زمان غلتم
ز مستی بر دم تیغ شهادت هر زمان غلتم فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۸ - از ناز قضا چو چهرة حسن آراست
از ناز قضا چو چهرة حسن آراست نیر تبریزی : غزلیات
شماره ۴۴ - آن نه مست است که می خورد و ببازار افتاد
آن نه مست است که می خورد و ببازار افتاد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۲۳۳ - مرا از تیره بختی شکوه بیجاست
مرا از تیره بختی شکوه بیجاست صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۹۲۰ - تا کی به هر مشاهده از جا رود کسی؟
تا کی به هر مشاهده از جا رود کسی؟ صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۲۳۱ - هر خار این گلستان مفتاح دلگشایی است
هر خار این گلستان مفتاح دلگشایی است صفی علیشاه : متفرقات
شمارهٔ ۴۱ - در معنی کنت کنزاً مخفیاناً فأردت ان أعرف
از قدرتش یکست باشد گرت بنظر طغرل احراری : غزلیات
شماره ۲۶۵ - تا نگه از چشم حیران کرده ایم
تا نگه از چشم حیران کرده ایم امام خمینی : غزلیات
دریا و سراب
ما را رها کنید در این رنج بی حساب واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۵۰۶ - پا ز دولت نخورد، ترک سر درویشان
پا ز دولت نخورد، ترک سر درویشان