طبیب اصفهانی : غزلیات
شمارهٔ ۱۳۵
جانا در انتظار تو شد روزگار من
عطار نیشابوری : بخش چهلم
الحكایة و التمثیل
برفتاد از جان خرقانی نقاب
انوری : غزلیات
غزل شمارهٔ ۶۰
حسنت اندر جهان نمی‌گنجد
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۴۲۷
عاشقی جان را به جانان داد و رفت
کمال‌الدین اسماعیل : قصاید
شمارهٔ ۱۸۴ - وله فی مرثیة الصّدر رئیس الدّین محمود رحمه الله
دریغا که پژمرده شد ناگهانی
عثمان مختاری : شهریارنامه
بخش ۹۰ - نامه فرستادن زال زر به نزد ارده شیر و به مدد طلبیدن گوید
چه از ساز آن باره پرداخت زال
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۴
عشقم چنان ربود که دنیا و آخرت
شیخ بهایی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۵۵
عمری است که تیر زهر را آماجم
اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شمارهٔ ۴۱
تا کی نشوی گوش بر آواز دل ما
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شمارهٔ ۳۴۴
مرا به سوی تو پیوند دوستی خام است
رشیدالدین میبدی : ۱۹- سورة مریم- مکیّة
۴ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: «جَنَّاتِ عَدْنٍ» نصب بدل من قوله الجنّة، و قیل هو نصب على المدح، و عدن فى معنى اقامة، یقال عدن بالمکان، اذا اقام به. جنّات بجمع گفت از بهر آن که هر مؤمنى را جدا گانه بهشتى خواهد بود، و گفته‏اند هر مؤمنى را چهار بهشت است چنان که در سورة الرّحمن آن را بیان کرد و گفت: «وَ لِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ جَنَّتانِ» پس از آن گفت: «وَ مِنْ دُونِهِما جَنَّتانِ»، و پیغامبر (ص) آن را بیان کرده و گفته: «جنتان من ذهب آنیتهما و ما فیها، و جنتان من فضة آنیتها و ما فیها. و ما بین القوم و بین ان ینظروا الى ربهم الا رداء الکبریاء على وجهه فى جنة عدن».
عطار نیشابوری : غزلیات
غزل شمارهٔ ۴۲۶
آنکه سر دارد کلاهت نرسدش
عطار نیشابوری : تذکرة الأولیاء
ذکر ابن محمد امام صادق(ع)
آن سلطان ملت مصطفوی، آن برهان حجت نبوی، آن عامل صدیق، آن عالم تحقیق، آن میوه دل اولیاء، آن جگرگوشه انبیاء، آن ناقد علی، آن وارث نبی، آن عارف عاشق: جعفرالصادق رضی الله عنه.
عرفی شیرازی : غزلها
غزل شمارهٔ ۷۸
کوی عشق است این که در هر گام صد عاقل گم است
نظامی گنجوی : هفت پیکر
بخش ۱ - به نام ایزد بخشاینده
ای جهان دیده بود خویش از تو
مولوی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۷۲۱
ای داده مرا به خواب در بیداری
کمال خجندی : مفردات
شمارهٔ ۲
این تکلفهای من در شعر من
صغیر اصفهانی : غزلیات
شمارهٔ ۳۵۹
دارم بتی به غیر در مهر باز کن
مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۴۶۰
عاشق آن قند تو جان شکرخای ماست
آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شمارهٔ ۵۲۵
عاقل مدار کار به تدبیر مینهد