مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۳۳۶ - هر جان که بود برتر از آن باشی تو
هر جان که بود برتر از آن باشی تو
جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۲۵۷ - همین نه لعل ترا معجز دم عیساست
همین نه لعل ترا معجز دم عیساست
نظامی گنجوی : خردنامه
بخش ۷ - خطاب زمین بوس
زهی آفتابی که از دور دست
مفاتیح الجنان : زیارات مطلقه امیرالمومنین (ع)
زیارت اول امیرالمؤمنین (ع)
زیارتی است که شیخ مفید و شهید و سیّد ابن طاووس و دیگران ذکر کرده اند و کیفیت آن به این صورت است:
نظامی گنجوی : خردنامه
بخش ۳ - در نعت پیغمبر اکرم
محمد که بی‌دعوی تخت و تاج
مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۳۷۵ - در پیش گل وصال ما را بویی
در پیش گل وصال ما را بویی
خاقانی : ترکیبات
شمارهٔ ۲ - در مدح خاقان کبیر جلال الدین والدنیا شروان شاه اخستان
خوش خوش به روی ساقیان دیدند خندان صبح را
جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۲۳ - ای دیده در دو دیده جانم خیال تست
ای دیده در دو دیده جانم خیال تست
خاقانی : ترکیبات
شمارهٔ ۸ - در مرثیهٔ خواجه ابوالفارس
کارم از دست پایمرد گذشت
جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۲۰۵ - اوصاف جمال تو مرا ورد زبانست
اوصاف جمال تو مرا ورد زبانست
خاقانی : ترکیبات
شمارهٔ ۶ - در مرثیهٔ خاقان اعظم منوچهر پسر فریدون شروان شاه
این جان ز دام گلخن تن درگذشتنی است
مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۳۸۳ - ای شاه عدو بندی و هم قلعه گشای
ای شاه عدو بندی و هم قلعه گشای
جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۶ - رحمی بکن آخر به من خسته خدا را
رحمی بکن آخر به من خسته خدا را
خاقانی : ترکیبات
شمارهٔ ۴ - در مدح سلطان جلال الدین ابو المظفر شروان شاه اخستان
برقع زرنگار بندد صبح
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۶۳۷ - گر ز چین سنبل زلفت صبا بوئی برد
گر ز چین سنبل زلفت صبا بوئی برد
فرخی یزدی : غزلیات
شماره ۳۵ - دل زارم که عمرش جز دمی نیست
دل زارم که عمرش جز دمی نیست
نصرالله منشی : مقدمهٔ نصرالله منشی
بخش ۳ - دین بی ملک ضایع است و ملک بی دین باطل
و آن کس که در سایه رایت علما آرام گیرد تا بآفتاب کشف نزدیک افتد بمجرد معرفت آن شکوه و مهابت در ضمیر او پیدا آید که اوهام نهایت آن را در نتواند یافت و خواطر به کنه آن نتواند رسید. قوله تعالی: انما یخشی الله من عباده العلماء. بحکم این مقدمات روشن می‌گردد که دین بی ملک ضایع است و ملک بی دین باطل، و خدای می‌گوید، تقدست اسماوه و عمت نعماوه: لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط و انزلنا الحدید فیه باس شدید و منافع للناس. نظم این آیت پیش از استنباط و رویت چون متباعدی می‌نماید، که کتاب و ترازو و آهن به یکدیگر تناسب بیشتری ندارند، اما پس از تامل غبار شبهت و حجاب ریبت برخیزد و معلوم گجردد که این الفاظ به یکدیگر هرچه متناسب تر است و هر کلمتی رااعجازی هر چه ظاهر تر، چه بیان شرایع بکتاب تواند بود و، تقدیم ابواب عدل و انصاف بترازو و حساب و، تنفیذ این معانی بشمشیر. و چون مقرر گشت که مصالح دین بی شکوه پادشاهان اسلام نامرعی است، و نشاندن آتش فتنه بی مهابت شمشیر آبدار متعذر، فرضیت طاعت ملوک را، که فواید دین و دنیا بدان باز بسته است، هم شناخته شود، و روشن گردد که هر که دین او پاکتر و عقیدت او صافی تر در بزرگ داشت جانب ملوک و تعظیم فرمانهای پادشاهان مبالغت زیادت واجب شمرد، و هوا و طاعت و اخلاص و مناصحت ایشان را از ارکان دین پندارد، و ظاهر و باطن در خدمت ایشان برابر دارد؛ و بی تردد بباید دانست که اگر کسی امام اعظم را خلافی اندیشد و اندک و بسیار خیانتی روا دارد که خلل آن به اطراف ولایت و نواحی مملکت او بازگردد در دنیا مذموم باشد و بآخرت ماخوذ، چه مضرت آن هم به احکام شریعت پیوندد و هم خواص و عوام امت در رنج و مشقت افتند.
هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۲۴۶ - چو بخت نیست که شایسته وصال تو باشم
چو بخت نیست که شایسته وصال تو باشم
صامت بروجردی : اشعار مصیبت
شمارهٔ ۳۳ - مسمط غرا در شرح حدیث کساء
بشنو اگرت هست به سر شور تولی
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۵۶۵ - تا کی، ای مه روی، کین انگیختن؟
تا کی، ای مه روی، کین انگیختن؟