قاآنی شیرازی : قطعات
شماره ۶۵ - ای دل ار نور جان طمع داری
ای دل ار نور جان طمع داری صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۴۱ - خدا را جمع نتوان با هوا کرد
خدا را جمع نتوان با هوا کرد انوری : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۲ - در مدح ضیاء الدین مودود احمد عصمی بعد از حبس
سپاس ایزد کاندر ضمان دولت و جاه قاسم انوار : غزلیات
شماره ۴۶۳ - این عنایت ازلی بود که ره پرسیدیم
این عنایت ازلی بود که ره پرسیدیم شمس مغربی : غزلیات
شماره ۸۹ - بی پرتو رخسار تو پیدا نتوان شد
بی پرتو رخسار تو پیدا نتوان شد عینالقضات همدانی : لوایح
فصل ۲۴
علم تا بساحل عشق بیش نرسد او را در لجّۀ این بحر کاری نیست زیرا که وی راه برست اگرچه باقوت بود تا بساحل بیش نبود مثقلۀ طلب بر پای وقت استوار کردن و خود را نگونسار کردن و در لجۀ بحر خونخوارانداختن تا در ثمین وصال برآرد تا روزگار بر خود بسر آرد کاری دیگرست: حسینی غوری هروی : کنز الرموز
بخش ۲۷ - در بیان شوق محبت میفرماید
شوق شهباز محبت را پرست باباطاهر عریان همدانی : دوبیتیها
دوبیتی ۱۶۲ - به صحرا بنگرم صحرا ته وینم
به صحرا بنگرم صحرا ته وینم امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۶۵۲ - دوش بوی گل مرا از آشنایی یاد داد
دوش بوی گل مرا از آشنایی یاد داد خاقانی : ترکیبات
شمارهٔ ۵ - در مدح ملک الوزراء مختار الدین
دوستی کو تا به جان دربستمی رفیق اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۱۸ - زار از سر کوی یار رفتیم
زار از سر کوی یار رفتیم نظیری نیشابوری : غزلیات
شماره ۴۶۶ - صد غم ز غم پیاله ستاند به یاد من
صد غم ز غم پیاله ستاند به یاد من امام خمینی : رباعیات
مهمان
هر ذرّه در این مزرعه، مهمان تو هست امیرخسرو دهلوی : مثنویات
شمارهٔ ۶۷ - نعت کامل جمالی که سر ناخنی از حسنش یک بدر را دو هلال گردانید، صلی الله علیه و آله و سلم
محمد کایت نورست رویش شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۹۸۲ - در آینهٔ وجود مطلق
در آینهٔ وجود مطلق حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۶۶۵ - در هجر تو تا چند من زار بگریم
در هجر تو تا چند من زار بگریم مجد همگر : رباعیات
شماره ۲۵۹ - زلفت ستمی بر رخ سیمین ای کاج
زلفت ستمی بر رخ سیمین ای کاج ادیب الممالک : غزلیات
شماره ۲۹ - سحر بشارتم از دور مهر و ماه آمد
سحر بشارتم از دور مهر و ماه آمد ناصرخسرو : سفرنامه
بخش ۵۹ - صفت زمین عرب و یمن
صفت زمین عرب و یمن : چون از مکه به جانب جنوب روند به یک نزل به ولایت یمن رسند و تالب دریا همه ولایت یمن است و زمین یمن و حجاز به هم پیوسته است. ملا احمد نراقی : مثنوی طاقدیس
بخش ۲۳۴ - روانه شدن جناب امام حسین ع به سمت عراق
ای مدینه نوبت غم آمدت
شماره ۶۵ - ای دل ار نور جان طمع داری
ای دل ار نور جان طمع داری صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۴۱ - خدا را جمع نتوان با هوا کرد
خدا را جمع نتوان با هوا کرد انوری : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۲ - در مدح ضیاء الدین مودود احمد عصمی بعد از حبس
سپاس ایزد کاندر ضمان دولت و جاه قاسم انوار : غزلیات
شماره ۴۶۳ - این عنایت ازلی بود که ره پرسیدیم
این عنایت ازلی بود که ره پرسیدیم شمس مغربی : غزلیات
شماره ۸۹ - بی پرتو رخسار تو پیدا نتوان شد
بی پرتو رخسار تو پیدا نتوان شد عینالقضات همدانی : لوایح
فصل ۲۴
علم تا بساحل عشق بیش نرسد او را در لجّۀ این بحر کاری نیست زیرا که وی راه برست اگرچه باقوت بود تا بساحل بیش نبود مثقلۀ طلب بر پای وقت استوار کردن و خود را نگونسار کردن و در لجۀ بحر خونخوارانداختن تا در ثمین وصال برآرد تا روزگار بر خود بسر آرد کاری دیگرست: حسینی غوری هروی : کنز الرموز
بخش ۲۷ - در بیان شوق محبت میفرماید
شوق شهباز محبت را پرست باباطاهر عریان همدانی : دوبیتیها
دوبیتی ۱۶۲ - به صحرا بنگرم صحرا ته وینم
به صحرا بنگرم صحرا ته وینم امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۶۵۲ - دوش بوی گل مرا از آشنایی یاد داد
دوش بوی گل مرا از آشنایی یاد داد خاقانی : ترکیبات
شمارهٔ ۵ - در مدح ملک الوزراء مختار الدین
دوستی کو تا به جان دربستمی رفیق اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۱۸ - زار از سر کوی یار رفتیم
زار از سر کوی یار رفتیم نظیری نیشابوری : غزلیات
شماره ۴۶۶ - صد غم ز غم پیاله ستاند به یاد من
صد غم ز غم پیاله ستاند به یاد من امام خمینی : رباعیات
مهمان
هر ذرّه در این مزرعه، مهمان تو هست امیرخسرو دهلوی : مثنویات
شمارهٔ ۶۷ - نعت کامل جمالی که سر ناخنی از حسنش یک بدر را دو هلال گردانید، صلی الله علیه و آله و سلم
محمد کایت نورست رویش شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۹۸۲ - در آینهٔ وجود مطلق
در آینهٔ وجود مطلق حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۶۶۵ - در هجر تو تا چند من زار بگریم
در هجر تو تا چند من زار بگریم مجد همگر : رباعیات
شماره ۲۵۹ - زلفت ستمی بر رخ سیمین ای کاج
زلفت ستمی بر رخ سیمین ای کاج ادیب الممالک : غزلیات
شماره ۲۹ - سحر بشارتم از دور مهر و ماه آمد
سحر بشارتم از دور مهر و ماه آمد ناصرخسرو : سفرنامه
بخش ۵۹ - صفت زمین عرب و یمن
صفت زمین عرب و یمن : چون از مکه به جانب جنوب روند به یک نزل به ولایت یمن رسند و تالب دریا همه ولایت یمن است و زمین یمن و حجاز به هم پیوسته است. ملا احمد نراقی : مثنوی طاقدیس
بخش ۲۳۴ - روانه شدن جناب امام حسین ع به سمت عراق
ای مدینه نوبت غم آمدت