سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۴۹۵ - تیغ ما آلوده ی خون کسی از کین نشد
تیغ ما آلوده ی خون کسی از کین نشد انوری : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۸ - در مدح دستور نظامالملک صدرالدین محمد
به نیک طالع و فرخنده روز و فرخ فال صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۹۵۵ - کوثر بیداربختی دیده گریان ماست
کوثر بیداربختی دیده گریان ماست انوری : مقطعات
شمارهٔ ۲۱۳ - در وصل سرای مجدالدین ابوالحسن
ای نمودار آفتاب بلند صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۸۰ - روی تو غنچه ساخت گل آفتاب را
روی تو غنچه ساخت گل آفتاب را سیدای نسفی : مثنویات
شمارهٔ ۷ - در مذمت دزدی که خانه سیدا را غارت کرد
شبی از مقتضای آسمانی سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۸ - دل از غم عشق گلرخان بی تاب است
دل از غم عشق گلرخان بی تاب است ابوالفضل بیهقی : مجلد دهم
بخش ۷ - کشته شدن هارون
و چون هرون از کارها فارغ شد و وقت حرکت فراز آمد، سراپرده مدبرش با دیگر سازها بردند و سه فرسنگ از شهر بیرون زدند و وی بر طالع منجّم برنشست و از شهر بیرون آمد روز یکشنبه دوم جمادی الأخری سنه ست و عشرین و اربعمائه با عدّتی سخت تمام براند، بر آنکه خراسان بگیرد و قضا بر وی میخندید که دو روز دیگر گذشته خواست شد . و با آن غلامان دیگر غلامان سرایی بیعت کرده بودند. چون سرای پرده مرد نزدیک رسید، بر بالا بیستاد و شکر خادم مشغول شد در فرود آمدن غلامان سرایی و پیادهیی چند سرکش نیز دور ماندند، آن غلامان سرایی شمشیر و ناچخ و دبّوس درنهادند و هرون را بیفگندند، و جان داشت که ایشان برفتند و کوکبه غلامان با ایشان. و شکر خادم چون مدهوشی بیامد تا هرون را برداشتند و آواز دادند که زنده است و در مهد پیل نهادند و قصد شهر کردند. و هزاهزی بیفتاد و تشویشی تمام و هر کس بخویشتن مشغول گشت تا خود را در شهر افگند و قوی ضعیف را بخورد و غارت کرد و آن نظام بگسست. و همه تباه شد. و هرون را بشهر آوردند و سواران رفتند بدم کشندگان . صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۱۶۸ - زخم تو تیغ بر جگر ماه می زند
زخم تو تیغ بر جگر ماه می زند جمالالدین عبدالرزاق : مقطعات
شمارهٔ ۱۰۶ - نان بزر
گفتم چو بسته ام کمر بندگی تو فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۷۰۶ - در ره دانش بفکر تا بتوان گام زن
در ره دانش بفکر تا بتوان گام زن ابوعلی عثمانی : باب دوم
بخش ۱۸ - ابوحفص عمر بن سلم الحدّاد
و از این طایفه بود ابوحفص عمر بن سلم الحدّاد از دیهی بود که آنرا گوژدآباد خوانند بر دروازۀ نشابور بر راه بخارا، و یکی بود از جملۀ امامان و سادات وفات وی اندر شهور سنه ستّ و ستّین و مأتین بود. حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۴۹۷ - نه هرکه طبل و علم ساخت سروری داند
نه هرکه طبل و علم ساخت سروری داند نسیمی : رباعیات
شماره ۶۵ - ای روی تو مصحف حیات دل و جان
ای روی تو مصحف حیات دل و جان صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۹۱ - ای که از عالم معنی خبری نیست ترا
ای که از عالم معنی خبری نیست ترا قاسم انوار : انیس العارفین
بخش ۹ - فی صفة الاماره
هر دلی کو پیرو اماره شد نورعلیشاه : بخش دوم
شماره ۹۴ - ندانم آخر از داغ دل من
ندانم آخر از داغ دل من طغرل احراری : غزلیات
شماره ۱۵۱ - سرم به زیر قدوم تو گر غبار شود
سرم به زیر قدوم تو گر غبار شود محتشم کاشانی : غزلیات
غزل ۱۷۲ - کدام صحبت پنهان تو را چنین دارد
کدام صحبت پنهان تو را چنین دارد جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۲۵۵ - چشمت که ز خون ما شرابی است
چشمت که ز خون ما شرابی است
شماره ۴۹۵ - تیغ ما آلوده ی خون کسی از کین نشد
تیغ ما آلوده ی خون کسی از کین نشد انوری : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۸ - در مدح دستور نظامالملک صدرالدین محمد
به نیک طالع و فرخنده روز و فرخ فال صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۹۵۵ - کوثر بیداربختی دیده گریان ماست
کوثر بیداربختی دیده گریان ماست انوری : مقطعات
شمارهٔ ۲۱۳ - در وصل سرای مجدالدین ابوالحسن
ای نمودار آفتاب بلند صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۸۰ - روی تو غنچه ساخت گل آفتاب را
روی تو غنچه ساخت گل آفتاب را سیدای نسفی : مثنویات
شمارهٔ ۷ - در مذمت دزدی که خانه سیدا را غارت کرد
شبی از مقتضای آسمانی سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۸ - دل از غم عشق گلرخان بی تاب است
دل از غم عشق گلرخان بی تاب است ابوالفضل بیهقی : مجلد دهم
بخش ۷ - کشته شدن هارون
و چون هرون از کارها فارغ شد و وقت حرکت فراز آمد، سراپرده مدبرش با دیگر سازها بردند و سه فرسنگ از شهر بیرون زدند و وی بر طالع منجّم برنشست و از شهر بیرون آمد روز یکشنبه دوم جمادی الأخری سنه ست و عشرین و اربعمائه با عدّتی سخت تمام براند، بر آنکه خراسان بگیرد و قضا بر وی میخندید که دو روز دیگر گذشته خواست شد . و با آن غلامان دیگر غلامان سرایی بیعت کرده بودند. چون سرای پرده مرد نزدیک رسید، بر بالا بیستاد و شکر خادم مشغول شد در فرود آمدن غلامان سرایی و پیادهیی چند سرکش نیز دور ماندند، آن غلامان سرایی شمشیر و ناچخ و دبّوس درنهادند و هرون را بیفگندند، و جان داشت که ایشان برفتند و کوکبه غلامان با ایشان. و شکر خادم چون مدهوشی بیامد تا هرون را برداشتند و آواز دادند که زنده است و در مهد پیل نهادند و قصد شهر کردند. و هزاهزی بیفتاد و تشویشی تمام و هر کس بخویشتن مشغول گشت تا خود را در شهر افگند و قوی ضعیف را بخورد و غارت کرد و آن نظام بگسست. و همه تباه شد. و هرون را بشهر آوردند و سواران رفتند بدم کشندگان . صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۱۶۸ - زخم تو تیغ بر جگر ماه می زند
زخم تو تیغ بر جگر ماه می زند جمالالدین عبدالرزاق : مقطعات
شمارهٔ ۱۰۶ - نان بزر
گفتم چو بسته ام کمر بندگی تو فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۷۰۶ - در ره دانش بفکر تا بتوان گام زن
در ره دانش بفکر تا بتوان گام زن ابوعلی عثمانی : باب دوم
بخش ۱۸ - ابوحفص عمر بن سلم الحدّاد
و از این طایفه بود ابوحفص عمر بن سلم الحدّاد از دیهی بود که آنرا گوژدآباد خوانند بر دروازۀ نشابور بر راه بخارا، و یکی بود از جملۀ امامان و سادات وفات وی اندر شهور سنه ستّ و ستّین و مأتین بود. حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۴۹۷ - نه هرکه طبل و علم ساخت سروری داند
نه هرکه طبل و علم ساخت سروری داند نسیمی : رباعیات
شماره ۶۵ - ای روی تو مصحف حیات دل و جان
ای روی تو مصحف حیات دل و جان صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۹۱ - ای که از عالم معنی خبری نیست ترا
ای که از عالم معنی خبری نیست ترا قاسم انوار : انیس العارفین
بخش ۹ - فی صفة الاماره
هر دلی کو پیرو اماره شد نورعلیشاه : بخش دوم
شماره ۹۴ - ندانم آخر از داغ دل من
ندانم آخر از داغ دل من طغرل احراری : غزلیات
شماره ۱۵۱ - سرم به زیر قدوم تو گر غبار شود
سرم به زیر قدوم تو گر غبار شود محتشم کاشانی : غزلیات
غزل ۱۷۲ - کدام صحبت پنهان تو را چنین دارد
کدام صحبت پنهان تو را چنین دارد جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۲۵۵ - چشمت که ز خون ما شرابی است
چشمت که ز خون ما شرابی است