تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۹۰ - تیغ از تو ولبیک نهانی از من
تیغ از تو ولبیک نهانی از من
زخم از تو و تسلیم جوانی از من
گر دل دهدت که جان ستانی از من
از تو سر تیغ و جانفشانی از من
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۹۱ - از جاهت صدرا گرفته باج از گردون
از جاهت صدرا گرفته باج از گردون
داده ست به فضل تو خراج افلاطون
در مسند تحقیق نیامد جون تو
یک سر ز گریبان طبیعت بیرون
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۹۲ - چندانکه نمود بیش کوشش دل من
چندانکه نمود بیش کوشش دل من
از عشق بجز بلا نشد حاصل من
این شعله که بهر من دل افروخته است
روید چو گیاه بعد مرگ از گل من
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۹۳ - چون جزر اصم گوش طبیب دوران
چون جزر اصم گوش طبیب دوران
نه ناله ز خسته شنود نه افغان
عطار قضا ز بهر بیمار هنر
جز زهر حوادث ننهد در دکان
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۹۴ - در سینه چودوزخ آتشی کردم من
در سینه چودوزخ آتشی کردم من
چون باد سحر هنوز دم سردم من
هرکس که شنید دردم از من بگریخت
گفتی که مگر صورت آن دردم من
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۹۵ - شاها ز زمانه گم شد آسایش من
شاها ز زمانه گم شد آسایش من
انبار فلک مباش در مالش من
خود ناصیه روان ارسطوی خرد
آراست به داغ بیعت دانش من
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۹۶ - گر تیغ غمش ز جان کشد کینه من
گر تیغ غمش ز جان کشد کینه من
ای دل نخوری دریغ بر سینه من
گو صیقل تیغ جان زدای غم دوست
بزدای ز زنگ هستی آئینه من
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۹۷ - می آمد دی بسان اقبال شهان
می آمد دی بسان اقبال شهان
خندان چو لب بهار در خوزستان
من از غم او چو پیر زاهد گریان
او همچو شباب بر غم من خندان
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۹۸ - هر روز ز بهر دل بیحاصل من
هر روز ز بهر دل بیحاصل من
آتش خیزد همی ز آب و گل من
در خاطرم ار خیال جنت گذرد
دوزخ شود آن خیال اندر دل من
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۹۹ - یک چند دلافرامش از دنیا کن
یک چند دلافرامش از دنیا کن
اندیشه ز حال خسرو و کسرا کن
تا چند ازین قفس به آن یک رفتن
یکباره سفر به عالم بالا کن
میرداماد : رباعیات
شماره ۳۰۰ - یارب که بکوی خویش پابستم کن
یارب که بکوی خویش پابستم کن
وز باده جام نیستی هستم کن
دلگیرم ازین نهاد افسرده خویش
یک جرعه می عشق ده و مستم کن
میرداماد : رباعیات
شماره ۳۰۱ - یارب به که گویم اندرین دیر کهن
یارب به که گویم اندرین دیر کهن
کز جان چه کشیده ام در این مدت من
بر روی غم دوست در دل بسته
و آنگه چو بلا نشسته در خانه تن
میرداماد : رباعیات
شماره ۳۰۲ - بر پهنه دهر خنگ بیداد مران
بر پهنه دهر خنگ بیداد مران
از صفحه روزگار جز رنج مخوان
این هستی پنج روزه جاوید مدان
وین عمر که باقی است در اندوه خمان
میرداماد : رباعیات
شماره ۳۰۳ - یک عمر اسیر درد پنهان بودن
یک عمر اسیر درد پنهان بودن
زنجیری نامرد به زندان بودن
در حلقه غم سر بگریبان بودن
بتوان نتوان یار به نادان بودن
میرداماد : رباعیات
شماره ۳۰۴ - یاد آور روی دوست را گل می دان
یاد آور روی دوست را گل می دان
وان زلف پریش را تو سنبل می دان
آوای حبیب را تو بلبل می دان
نی نی همه خار پیش آن گل می دان
میرداماد : رباعیات
شماره ۳۰۵ - ای دوست منم ز جرم شرمنده تو
ای دوست منم ز جرم شرمنده تو
مخلوق تو وسگ تو وبنده تو
در عالم عشق جان من مرده تو
در هر دو جهان روان من زنده تو
میرداماد : رباعیات
شماره ۳۰۶ - ای دیده زکات گیر نظاره تو
ای دیده زکات گیر نظاره تو
وز قید حیات رست بیچاره تو
آن عارض آتشین به خورشید نمای
تا جزیه دهی کند به رخسار تو
میرداماد : رباعیات
شماره ۳۰۷ - ای راحت سینه سینه رنجور از تو
ای راحت سینه سینه رنجور از تو
وی قبله دیده دیده مهجور از تو
با دشمن من ساخته ای دوراز من
وزدروی تو سوخته ام دور از تو
میرداماد : رباعیات
شماره ۳۰۸ - ای صبح خجل ز روی فرخنده تو
ای صبح خجل ز روی فرخنده تو
خورشید به بزم حسن شرمنده تو
تا دامن دیده شکرستان گردد
زین شهد که ریزد از شکر خنده تو
میرداماد : رباعیات
شماره ۳۰۹ - جان چون تن و تن چو جان کند قدرت تو
جان چون تن و تن چو جان کند قدرت تو
گوئی ز می آسمان کند قدرت تو
مرکز فلک وفلک شود مرکز خاک
آن روز که امتحان کند قدرت تو