تعداد ۸۴۹۰ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۱۶۳ - رنگم از چهره به ذوق لب بام تو پرید
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۱۸۷ - چین پیشانی ارباب غم از شادی ماست
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۱۹۷ - جلوه شاهد خلوتکده طور اینجاست
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۰۱ - شمع دیدار نمایان شد و پروانه نیافت
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۰۲ - پیرهن بس که خوش اندام شد از بوی تنت
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۰۵ - زلف با قامت او، تا به کمر همراه است
زلف با قامت او، تا به کمر همراه است
هر کجا روز بلند است، شبش کوتاه است
بی وصیت دلم از خود نرود شام فراق
این چراغی ست که از رفتن خود آگاه است
من دیوانه چه سان بگذرم از وادی عشق
جاده چون کوچه زنجیر، سراسر چاه است
گل زخمی که ز پیکان غمت در دل ماند
همچو نقش قدم خضر، زیارتگاه است
گر به گوشت نرسد ناله طغرا چه عجب
بس که از عشق زبون گشته، فغانش آه است
هر کجا روز بلند است، شبش کوتاه است
بی وصیت دلم از خود نرود شام فراق
این چراغی ست که از رفتن خود آگاه است
من دیوانه چه سان بگذرم از وادی عشق
جاده چون کوچه زنجیر، سراسر چاه است
گل زخمی که ز پیکان غمت در دل ماند
همچو نقش قدم خضر، زیارتگاه است
گر به گوشت نرسد ناله طغرا چه عجب
بس که از عشق زبون گشته، فغانش آه است
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۰۸ - ما چو مینای شرابیم و فلک همچو قدح
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۱۷ - در مخالفزار هند از یاد ایران فارغم
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۱۸ - دوست چون از گل بیداد تو دشمن نشود؟
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۲۸ - ماندم از بس که به غربت، وطن از یادم رفت
ماندم از بس که به غربت، وطن از یادم رفت
در قفس بس که نشستم،چمن از یادم رفت
نه سمن زان چمنم ماند به خاطر، نی سرو
سرو گردید فرامش، سمن از یادم رفت
چون گریبان تاسف ندرم لاله صفت؟
سوسنی جامه گل پیرهن از یادم رفت
بال پروانگی ام دورنشین ماند ز شمع
عجبی نیست اگر سوختن از یادم رفت
غربتم گفت مگو روی وطن خواهم دید
بازگشتن چو درین آمدن از یادم رفت
نامه شوق، به نام که نمایم تحریر؟
اسم یاران چوره انجمن از یادم رفت
با دو صد فکر نیاید به زبانم یک حرف
بس که در کنج خموشی، سخن از یادم رفت
من که چون پسته ندارم خبری از لب خود
چون نگویم که زبان و دهن از یادم رفت؟
کرد طغرا چو حکایت ز کدورتگه هند
غم ایران چو نشاط دکن از یادم رفت
در قفس بس که نشستم،چمن از یادم رفت
نه سمن زان چمنم ماند به خاطر، نی سرو
سرو گردید فرامش، سمن از یادم رفت
چون گریبان تاسف ندرم لاله صفت؟
سوسنی جامه گل پیرهن از یادم رفت
بال پروانگی ام دورنشین ماند ز شمع
عجبی نیست اگر سوختن از یادم رفت
غربتم گفت مگو روی وطن خواهم دید
بازگشتن چو درین آمدن از یادم رفت
نامه شوق، به نام که نمایم تحریر؟
اسم یاران چوره انجمن از یادم رفت
با دو صد فکر نیاید به زبانم یک حرف
بس که در کنج خموشی، سخن از یادم رفت
من که چون پسته ندارم خبری از لب خود
چون نگویم که زبان و دهن از یادم رفت؟
کرد طغرا چو حکایت ز کدورتگه هند
غم ایران چو نشاط دکن از یادم رفت
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۳۲ - نوبر سبزه شادی نکند تا به ابد
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۵۲ - روز و شب، دربچه مشرق و مغرب باز است
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۵۳ - ز ازل، مرشدما خواست که فرزانه شود
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۵۶ - آه غم، داغ کهن را به دلم تازه نمود
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۵۹ - دل برون آرم ازان سینه که غم نشناسد
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۶۰ - امشب از فرقت او زنده نمی ماند شمع
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۶۱ - فکر آن زلف مکن تا خم و تابت نبرد
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۶۳ - لفظ پاکیزه به دستم ز صفای تو رسد
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۶۷ - ما مصیبت زدگان را چه تواضع به ازین
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۸۳ - خواستم بی تو کنم بر گل خورشید نگاه