تعداد ۱۲۸۲۹ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۱۶۰ - خاطر از محصول کشت ناامیدی جمع شد
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۱۶۲ - چون نریزد غم شراب تلخکامی در قدح؟
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۱۶۸ - اشک، گستاخانه با این چشم خون پالا نشست
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۱۷۱ - گشت عمر بخت ما، در رنگ مخمل، صرف خواب
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۱۷۵ - ما چو موج انگشت رد بر جام دریا می نهیم
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۱۷۸ - بوسه در آغوش ازان خودکام نتوانم گرفت
بوسه در آغوش ازان خودکام نتوانم گرفت
صید خود را درمیان دام نتوانم گرفت
بس که بی آرام گشتم از رمیدنهای او
رام چون گردد به من، آرام نتوانم گرفت
گر چنین خواهم به دام برگ ریز هجر ماند
از کف قاصد، گل پیغام نتوانم گرفت
چند بر ساقی کند شوقم گرفت بیش و کم؟
مستیی خواهم که دیگر جام نتوانم گرفت
بس که دورم همچو مغرب زان بت مشرق جبین
صبح اگر ساغر دهد، تا شام نتوانم گرفت
صید خود را درمیان دام نتوانم گرفت
بس که بی آرام گشتم از رمیدنهای او
رام چون گردد به من، آرام نتوانم گرفت
گر چنین خواهم به دام برگ ریز هجر ماند
از کف قاصد، گل پیغام نتوانم گرفت
چند بر ساقی کند شوقم گرفت بیش و کم؟
مستیی خواهم که دیگر جام نتوانم گرفت
بس که دورم همچو مغرب زان بت مشرق جبین
صبح اگر ساغر دهد، تا شام نتوانم گرفت
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۱۷۹ - غنچه خواب آلود می گردد به دنبال قدح
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۱۸۲ - نیست از دست نکویانم زبان و دل یکی
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۱۸۳ - از من بیمار حسرت، برگ آسایش مجوی
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۱۸۶ - گفت می آیم گرت جان بر لب آید ز انتظار
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۱۹۶ - چون نقاب از رخ گشایی، دیده گریان بهتر است
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۱۹۹ - تا نیابد دست بر ما لشکر خونخوار غم
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۰۴ - فرصت صد بوسه در کف داشت، وز اقبال ما
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۰۶ - خویش را تا جمع کردم بهر گلگشت رخت
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۰۹ - تخم اشک از کف بنه ای دل که مانند سحاب
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۱۰ - سایه گرد تیغ بیدم،طالع بسمل کجاست
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۱۲ - از تبسم لب ببند ای غنچه، حال گل ببین
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۱۵ - روزم از بی مهری گردون، شب تاریک شد
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۱۹ - از مقام ریشه و پیوند می باید گریخت
از مقام ریشه و پیوند می باید گریخت
چون صدای نی ز چندین بند می باید گریخت
خویشها دارند چون زنبور، دایم نیشها
خویش را خواهی، ز خویشاوند می باید گریخت
گر نداری ای چمن، تاب سواران خزان
تا به آن جایی که می تازند، می باید گریخت
ما غریبان را زنی چون دختر رز لایق است
از زنی کورا شود فرزند، می بایدگریخت
تا به کی طغرا به غارت می دهی مضمون نو؟
زین کهن دزدان معنی بند می باید گریخت
چون صدای نی ز چندین بند می باید گریخت
خویشها دارند چون زنبور، دایم نیشها
خویش را خواهی، ز خویشاوند می باید گریخت
گر نداری ای چمن، تاب سواران خزان
تا به آن جایی که می تازند، می باید گریخت
ما غریبان را زنی چون دختر رز لایق است
از زنی کورا شود فرزند، می بایدگریخت
تا به کی طغرا به غارت می دهی مضمون نو؟
زین کهن دزدان معنی بند می باید گریخت
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۲۳ - چون نگرید شیشه از کمر عمری همصحبتان؟