مولوی : غزلیات
غزل ۴۰ - طوق جنون سلسله شد، باز مکن سلسله را
طوقِ جُنون سِلْسِله شُد، باز مَکُن سِلْسِله را واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۲۲۳ - دل واکن هر پیر و جوانست دم صبح
دل واکن هر پیر و جوانست دم صبح نظامی گنجوی : خسرو و شیرین
بخش ۱۳ - عذر انگیزی در نظم کتاب
در آن مدت که من در بسته بودم ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٨٢۵ - چه خوش بودی ایدل درین دیر فانی
چه خوش بودی ایدل درین دیر فانی واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۲۲۲ - فصل شباب رفت و، نیامد بکار هیچ
فصل شباب رفت و، نیامد بکار هیچ واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۲۲۱ - چندین بزینت بدن ای خودنما مپیچ
چندین بزینت بدن ای خودنما مپیچ احمد شاملو : هوای تازه
در رزم زندگی
در زیرِ تاقِ عرش، بر سفرهی زمین شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۸۳۵ - جز وجود او نمی دانیم موجودی دگر
جز وجود او نمی دانیم موجودی دگر صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۹۶۱ - ندارد سرکشی ازاهل دل قد دلارایش
ندارد سرکشی ازاهل دل قد دلارایش سیدای نسفی : مسمطات
شماره ۵ - می نشینی روز و شب با مردم غافل چرا
می نشینی روز و شب با مردم غافل چرا واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۲۲۰ - دیو خویان راست، باهم روز شب دیوان پوچ
دیو خویان راست، باهم روز شب دیوان پوچ مولوی : غزلیات
غزل ۲۲۶۳ - یا قمرا طلوعه للقمرین سکن
یا قَمَرًا طُلوعُهُ لِلْقَمَرَیْنِ سَکَنُ واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۲۱۸ - ای خواجه بخیل که هرگز ندیده است
ای خواجه بخیل که هرگز ندیده است اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۷۴۸ - اگر شادم از غم رهایی ندارم
اگر شادم از غم رهایی ندارم واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۲۱۷ - رنگ سرخ آدمی را میکند زرد احتیاج
رنگ سرخ آدمی را میکند زرد احتیاج کمال خجندی : مقطعات
شماره ۲۱ - یکی شعر سلمان زمن بنده خواست
یکی شعر سلمان زمن بنده خواست واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۲۱۶ - عقل اگر داری مکن هرگز تمنا تخت و تاج
عقل اگر داری مکن هرگز تمنا تخت و تاج احمد شاملو : مدایح بیصله
ای کاش آب بودم...
به مفتون امینی واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۲۱۵ - بآب سبزه، به جان تن، بود چه سان محتاج؟
بآب سبزه، به جان تن، بود چه سان محتاج؟ فرخی سیستانی : رباعیات
شماره ۳۴ - ای دوست مرادید همی نتوانی
ای دوست مرادید همی نتوانی
غزل ۴۰ - طوق جنون سلسله شد، باز مکن سلسله را
طوقِ جُنون سِلْسِله شُد، باز مَکُن سِلْسِله را واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۲۲۳ - دل واکن هر پیر و جوانست دم صبح
دل واکن هر پیر و جوانست دم صبح نظامی گنجوی : خسرو و شیرین
بخش ۱۳ - عذر انگیزی در نظم کتاب
در آن مدت که من در بسته بودم ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٨٢۵ - چه خوش بودی ایدل درین دیر فانی
چه خوش بودی ایدل درین دیر فانی واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۲۲۲ - فصل شباب رفت و، نیامد بکار هیچ
فصل شباب رفت و، نیامد بکار هیچ واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۲۲۱ - چندین بزینت بدن ای خودنما مپیچ
چندین بزینت بدن ای خودنما مپیچ احمد شاملو : هوای تازه
در رزم زندگی
در زیرِ تاقِ عرش، بر سفرهی زمین شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۸۳۵ - جز وجود او نمی دانیم موجودی دگر
جز وجود او نمی دانیم موجودی دگر صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۹۶۱ - ندارد سرکشی ازاهل دل قد دلارایش
ندارد سرکشی ازاهل دل قد دلارایش سیدای نسفی : مسمطات
شماره ۵ - می نشینی روز و شب با مردم غافل چرا
می نشینی روز و شب با مردم غافل چرا واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۲۲۰ - دیو خویان راست، باهم روز شب دیوان پوچ
دیو خویان راست، باهم روز شب دیوان پوچ مولوی : غزلیات
غزل ۲۲۶۳ - یا قمرا طلوعه للقمرین سکن
یا قَمَرًا طُلوعُهُ لِلْقَمَرَیْنِ سَکَنُ واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۲۱۸ - ای خواجه بخیل که هرگز ندیده است
ای خواجه بخیل که هرگز ندیده است اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۷۴۸ - اگر شادم از غم رهایی ندارم
اگر شادم از غم رهایی ندارم واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۲۱۷ - رنگ سرخ آدمی را میکند زرد احتیاج
رنگ سرخ آدمی را میکند زرد احتیاج کمال خجندی : مقطعات
شماره ۲۱ - یکی شعر سلمان زمن بنده خواست
یکی شعر سلمان زمن بنده خواست واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۲۱۶ - عقل اگر داری مکن هرگز تمنا تخت و تاج
عقل اگر داری مکن هرگز تمنا تخت و تاج احمد شاملو : مدایح بیصله
ای کاش آب بودم...
به مفتون امینی واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۲۱۵ - بآب سبزه، به جان تن، بود چه سان محتاج؟
بآب سبزه، به جان تن، بود چه سان محتاج؟ فرخی سیستانی : رباعیات
شماره ۳۴ - ای دوست مرادید همی نتوانی
ای دوست مرادید همی نتوانی