سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۴۲۰ - بی جمالت در گلستان چاک چون گل می زنم
بی جمالت در گلستان چاک چون گل می زنم
عطار نیشابوری : باب دوازدهم: در شكایت از نفس خود
شماره ۴ - آواز آمد مرا که در جستن دوست
آواز آمد مرا که در جستن دوست
شاه نعمت‌الله ولی : مفردات
شماره ۱۵۸ - شرک را قلب کن که شکر آن است
شرک را قلب کن که شکر آن است
ملا هادی سبزواری : غزلیات
غزل ۶۰ - چون دست قضا رشته اعمار برشت
چون دست قضا رشته اعمار برشت
کمال خجندی : مقطعات
شماره ۶۸ - ای حافظ عندلیب آهنگ
ای حافظ عندلیب آهنگ
انوری : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۵ - در مدح سلطان سنجر
ای نهال مملکت از عدل تو بر یافته
خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۱۶۴ - آن جوهر جانست که در گوهر کانست
آن جوهر جانست که در گوهر کانست
سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۱۲۱ - دل به تحفه هر که او در منزل جانان کشد
دل به تحفه هر که او در منزل جانان کشد
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۵۵۶ - گفتی غرضت ز بندگی چیست بگو
گفتی غرضت ز بندگی چیست بگو
محتشم کاشانی : قطعات
شمارهٔ ۶۳ - ماده تاریخ
می‌شد چو رضیع رازق پاک جلیل
طغرل احراری : غزلیات
شماره ۲۳۶ - کتاب عشق می خوانم کنون فهم سبق کردم
کتاب عشق می خوانم کنون فهم سبق کردم
فرخی یزدی : غزلیات
شماره ۱۰۲ - چنان کز تاب آتش آب از گرمابه می ریزد
چنان کز تاب آتش آب از گرمابه می ریزد
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۱۹۰ - از باده عشق، هرکه بیهوش افتد
از باده عشق، هرکه بیهوش افتد
امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۳۲۷ - نگار من عمل زلف خود مرا فرمای
نگار من عمل زلف خود مرا فرمای
سلمان ساوجی : رباعیات
رباعی ۵۹ - گل زر به کف و شراب در سر دارد
گل زر به کف و شراب در سر دارد
امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۵۸۰ - چنین شبهای بی‌پایان و من بر بستر اندوه
چنین شبهای بی‌پایان و من بر بستر اندوه
فردوسی : داستان هفتخوان اسفندیار
بخش ۱۴ - دبیر جهاندیده را پیش خواند
دبیر جهاندیده را پیش خواند
جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۲۱۰ - باد صبا جان می دهد در آرزوی روی تو
باد صبا جان می دهد در آرزوی روی تو
ابوالحسن فراهانی : غزلیات
شماره ۵۸ - می خورم می از برای گریه مستانه ای
می خورم می از برای گریه مستانه ای
عطار نیشابوری : مظهرالعجایب
تمثیل در عدل کسری و ثمرۀ آن خصال، و ظلم آوری و نتیجۀ آن، و حکایت شاهزادۀ نیکو و از راه رفتن او بسخن مردم بدسکال و پند دادن شیخ ابوالحسن خرقانی او را و ابا نمودن او از آن
بود سلطانی بصورت چون پری