صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۱۳۸
خلق، دشوار جهان را بر من آسان کرده است شهریار (سید محمدحسین بهجت تبریزی) : شهریار (سید محمدحسین بهجت تبریزی)
منظومهٔ حیدر بابا
ترجمهٔ فارسی بهروز ثروتیان باباافضل کاشانی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۸۴
ای نفس گذشت عمر در حیرانی نظیری نیشابوری : غزلیات
شمارهٔ ۴۴
از چاه غبغبش به درآورده ماه را رشیدالدین میبدی : ۲۵- سورة الفرقان- مکیة
۴ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: تَبارَکَ الَّذِی جَعَلَ فِی السَّماءِ بُرُوجاً قال الحسن و مجاهد و قتادة: البروج هى النّجوم الکبار مثل الزهرة و سهیل و المشترى و السماک و العیوق و اشباهها، سمّیت بروجا لاستنارتها و حسنها وضوءها، و الأبرج الواسع ما بین الحاجبین، و قال عطیة بن العوفى بروجا اى قصورا فى السّماء فیها الحرس من الملائکة، دلیله قوله: وَ لَوْ کُنْتُمْ فِی بُرُوجٍ مُشَیَّدَةٍ. و قیل المراد بها قصور الجنّة و قال ابن عباس هى البروج المعروفة الّتى هى منازل الکواکب السّبعة السّیّارة و هى اثنا عشر بروجا: الحمل و الثور و الجوزاء و السرطان و الاسد و السنبله و المیزان و العقرب و القوس و الجدى و الدلو و الحوت. فالحمل و العقرب بیتا المریخ، و الثور و المیزان بیتا الزهرة، و الجوزاء و السنبلة بیتا عطارد، و السرطان بیت القمر و الاسد بیت الشمس، و القوس و الحوت بیتا المشترى و الجدى و الدلو بیتا زحل، و هذه البروج مقسومة على الطبائع الاربع، فیکون نصیب کل واحد منها ثلاثة بروج تسمّى المثلثات: فالحمل و الاسد و القوس مثلّثة ناریّة، و الثور و السنبلة و الجدى مثلّثة ارضیّة، و الجوزاء و المیزان و الدلو مثلّثة هوائیّة، و السرطان و العقرب و الحوت مثلّثة مائیّة، وَ جَعَلَ فِیها سِراجاً، یعنى الشمس کما قال: وَ جَعَلَ الشَّمْسَ سِراجاً، و قرأ حمزة و الکسائى سرجا بالجمع یعنى النّجوم العظام وَ قَمَراً مُنِیراً، القمر قد دخل فى السّرج على قراءة من قرأ بالجمع، غیر انّه خصّه بالذّکر لنوع فضیلة، کما قال: فِیهِما فاکِهَةٌ وَ نَخْلٌ وَ رُمَّانٌ، خص النّخل و الرمان بالذکر مع دخولهما فى الفاکهة، و الهلال بعد ثلث قمر لابیضاض الارض به و لا قمر الأبیض. نظامی گنجوی : شرف نامه
بخش ۵۱ - جنگ سوم اسکندر با روسیان
دگر روز کاین ترک سلطان شکوه عطار نیشابوری : بخش هفتم
جواب پدر
پدر گفتش که چیزی بایدت خواست عبدالقادر گیلانی : غزلیات
شمارهٔ ۷۲ - دل زار
بگو با این دل زارم کشد جور و جفا تا کی نظامی گنجوی : شرف نامه
بخش ۳۰ - به پادشاهی نشستن اسکندر در اصطخر
بیا ساقی آن شبچراغ مغان کلیم کاشانی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۲
دنبال اشک افتاده ام جویم دل آزرده را سنایی غزنوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۵۷
عشق بازیچه و حکایت نیست مهستی گنجوی : رباعیات
رباعی شمارۀ ۱۱
هنگام صبوح گر بت حورسرشت سعدی : غزلیات
غزل ۵۱۰
نه من تنها گرفتارم به دام زلف زیبایی رشیدالدین میبدی : ۱۸- سورة الکهف- مکیة
۴ - النوبة الاولى
قوله تعالى: «وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلًا رَجُلَیْنِ» مثل زن ایشان را بدو مرد، «جَعَلْنا لِأَحَدِهِما» کردیم و دادیم یکى را از ایشان، «جَنَّتَیْنِ مِنْ أَعْنابٍ» دو رز از انگور، «وَ حَفَفْناهُما بِنَخْلٍ» گرد بر گرد آن خرماستان کردیم، «وَ جَعَلْنا بَیْنَهُما زَرْعاً (۳۲)» و میان آن دو رز کشت زار. اثیر اخسیکتی : رباعیات
شمارهٔ ۴۶
بنشین و ز دل هوای خوبان بنشان سعدی : غزلیات
غزل ۵۲۴
یارا قدحی پر کن از آن داروی مستی صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۵۰۹۰
سخن تانگردد چو موی میانش صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۹۲۲
احوال دل ز دیده خونبار روشن است مهدی اخوان ثالث : زمستان
مشعل خاموش
لبها پریده رنگ و زبان خشک و چاک چاک صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۴۳۴۲
طفل است وغم ناله ما هیچ ندارد
غزل شمارهٔ ۱۱۳۸
خلق، دشوار جهان را بر من آسان کرده است شهریار (سید محمدحسین بهجت تبریزی) : شهریار (سید محمدحسین بهجت تبریزی)
منظومهٔ حیدر بابا
ترجمهٔ فارسی بهروز ثروتیان باباافضل کاشانی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۸۴
ای نفس گذشت عمر در حیرانی نظیری نیشابوری : غزلیات
شمارهٔ ۴۴
از چاه غبغبش به درآورده ماه را رشیدالدین میبدی : ۲۵- سورة الفرقان- مکیة
۴ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: تَبارَکَ الَّذِی جَعَلَ فِی السَّماءِ بُرُوجاً قال الحسن و مجاهد و قتادة: البروج هى النّجوم الکبار مثل الزهرة و سهیل و المشترى و السماک و العیوق و اشباهها، سمّیت بروجا لاستنارتها و حسنها وضوءها، و الأبرج الواسع ما بین الحاجبین، و قال عطیة بن العوفى بروجا اى قصورا فى السّماء فیها الحرس من الملائکة، دلیله قوله: وَ لَوْ کُنْتُمْ فِی بُرُوجٍ مُشَیَّدَةٍ. و قیل المراد بها قصور الجنّة و قال ابن عباس هى البروج المعروفة الّتى هى منازل الکواکب السّبعة السّیّارة و هى اثنا عشر بروجا: الحمل و الثور و الجوزاء و السرطان و الاسد و السنبله و المیزان و العقرب و القوس و الجدى و الدلو و الحوت. فالحمل و العقرب بیتا المریخ، و الثور و المیزان بیتا الزهرة، و الجوزاء و السنبلة بیتا عطارد، و السرطان بیت القمر و الاسد بیت الشمس، و القوس و الحوت بیتا المشترى و الجدى و الدلو بیتا زحل، و هذه البروج مقسومة على الطبائع الاربع، فیکون نصیب کل واحد منها ثلاثة بروج تسمّى المثلثات: فالحمل و الاسد و القوس مثلّثة ناریّة، و الثور و السنبلة و الجدى مثلّثة ارضیّة، و الجوزاء و المیزان و الدلو مثلّثة هوائیّة، و السرطان و العقرب و الحوت مثلّثة مائیّة، وَ جَعَلَ فِیها سِراجاً، یعنى الشمس کما قال: وَ جَعَلَ الشَّمْسَ سِراجاً، و قرأ حمزة و الکسائى سرجا بالجمع یعنى النّجوم العظام وَ قَمَراً مُنِیراً، القمر قد دخل فى السّرج على قراءة من قرأ بالجمع، غیر انّه خصّه بالذّکر لنوع فضیلة، کما قال: فِیهِما فاکِهَةٌ وَ نَخْلٌ وَ رُمَّانٌ، خص النّخل و الرمان بالذکر مع دخولهما فى الفاکهة، و الهلال بعد ثلث قمر لابیضاض الارض به و لا قمر الأبیض. نظامی گنجوی : شرف نامه
بخش ۵۱ - جنگ سوم اسکندر با روسیان
دگر روز کاین ترک سلطان شکوه عطار نیشابوری : بخش هفتم
جواب پدر
پدر گفتش که چیزی بایدت خواست عبدالقادر گیلانی : غزلیات
شمارهٔ ۷۲ - دل زار
بگو با این دل زارم کشد جور و جفا تا کی نظامی گنجوی : شرف نامه
بخش ۳۰ - به پادشاهی نشستن اسکندر در اصطخر
بیا ساقی آن شبچراغ مغان کلیم کاشانی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۲
دنبال اشک افتاده ام جویم دل آزرده را سنایی غزنوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۵۷
عشق بازیچه و حکایت نیست مهستی گنجوی : رباعیات
رباعی شمارۀ ۱۱
هنگام صبوح گر بت حورسرشت سعدی : غزلیات
غزل ۵۱۰
نه من تنها گرفتارم به دام زلف زیبایی رشیدالدین میبدی : ۱۸- سورة الکهف- مکیة
۴ - النوبة الاولى
قوله تعالى: «وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلًا رَجُلَیْنِ» مثل زن ایشان را بدو مرد، «جَعَلْنا لِأَحَدِهِما» کردیم و دادیم یکى را از ایشان، «جَنَّتَیْنِ مِنْ أَعْنابٍ» دو رز از انگور، «وَ حَفَفْناهُما بِنَخْلٍ» گرد بر گرد آن خرماستان کردیم، «وَ جَعَلْنا بَیْنَهُما زَرْعاً (۳۲)» و میان آن دو رز کشت زار. اثیر اخسیکتی : رباعیات
شمارهٔ ۴۶
بنشین و ز دل هوای خوبان بنشان سعدی : غزلیات
غزل ۵۲۴
یارا قدحی پر کن از آن داروی مستی صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۵۰۹۰
سخن تانگردد چو موی میانش صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۹۲۲
احوال دل ز دیده خونبار روشن است مهدی اخوان ثالث : زمستان
مشعل خاموش
لبها پریده رنگ و زبان خشک و چاک چاک صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۴۳۴۲
طفل است وغم ناله ما هیچ ندارد