مولوی : دفتر پنجم
بخش ۶۳ - بیان آنک عطای حق و قدرت موقوف قابلیت نیست همچون داد خلقان کی آن را قابلیت باید زیرا عطا قدیم است و قابلیت حادث عطا صفت حق است و قابلیت صفت مخلوق و قدیم موقوف حادث نباشد و اگر نه حدوث محال باشد
چارهٔ آن دل عطای مبدلیست جامی : سبحةالابرار
بخش ۳۴ - عقد نهم در مقام توبه که پشت بر مخالفات کردن است و روی در موافقات آوردن
پیش ازان کایدت این واقعه پیش مولوی : غزلیات
غزل ۴۱ - شمع جهان دوش نبد نور تو در حلقۀ ما
شمع جهان دوش نبد نور تو در حلقۀ ما مولوی : غزلیات
غزل ۵۵ - شب قدر است جسم تو، کزو یابند دولتها
شب قدر است جسم تو، کزو یابند دولتها مولوی : غزلیات
غزل ۴۸۶ - به حق چشم خمار لطیف تابانت
به حق چشم خمار لطیف تابانت مولوی : غزلیات
غزل ۲۹۳ - مهمان توام ای جان، زنهار مخسب امشب
مهمان توام ای جان، زنهار مخسب امشب مولوی : غزلیات
غزل ۱۰۶۴ - مطربا در پیش شاهان چون شدهستی پرده دار
مطربا در پیش شاهان چون شدهستی پرده دار جامی : سبحةالابرار
بخش ۹ - سبب نظم جواهر آبدار سبحة الابرار که هر عقد وی از رشته آمال عقده گشاست و هر مهره از آن در گردش احوال مهر افزاست
شب که زد تیرگی مهره گل خیام : رباعیات
رباعی ۱۰۶ - در دایره ی سپهر ناپیدا غور
در دایره ی سپهر ناپیدا غور مولوی : غزلیات
غزل ۹۲۷ - به باغ بلبل ازین پس حدیث ما گوید
به باغ بلبل ازین پس حدیث ما گوید مولوی : غزلیات
غزل ۱۱۹۱ - ماییم فداییان جان باز
ماییم فداییان جان باز عطار نیشابوری : باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است
شماره ۸ - این هر دو جهان عکس کمالی پندار
این هر دو جهان عکس کمالی پندار فردوسی : پادشاهی بهمن اسفندیار صد و دوازده سال بود
بخش ۱ - چو بهمن به تخت نیا بر نشست
چو بهمن به تخت نیا بر نشست فردوسی : پادشاهی یزدگرد
بخش ۸ - یکی نامه بنوشت دیگر بطوس
یکی نامه بنوشت دیگر بطوس مولوی : غزلیات
غزل ۹۶ - لب را تو به هر بوسه و هر لوت میالا
لب را تو به هر بوسه و هر لوت میالا خیام : رباعیات
رباعی ۱۳۹ - چون حاصل آدمی در این شورستان
چون حاصل آدمی در این شورستان مولوی : غزلیات
غزل ۷۲۴ - گرمابهٔ دهر جان فزا بود
گرمابهٔ دهر جان فزا بود مولوی : دفتر ششم
بخش ۲۷ - قصهٔ احد احد گفتن بلال در حر حجاز از محبت مصطفی علیهالسلام در آن چاشتگاهها کی خواجهاش از تعصب جهودی به شاخ خارش میزد پیش آفتاب حجاز و از زخم خون از تن بلال برمیجوشید ازو احد احد میجست بیقصد او چنانک از دردمندان دیگر ناله جهد بیقصد زیرا از درد عشق ممتلی بود اهتمام دفع درد خار را مدخل نبود همچون سحرهٔ فرعون و جرجیس و غیر هم لایعد و لا یحصی
تن فدای خار میکرد آن بلال جامی : سلامان و ابسال
بخش ۷۲ - بیعت دادن پادشاه ارکان دولت خود را با سلامان و تسلیم کردن تخت و تاج را به وی
افسر شاهی چه خوش سرمایه است مولوی : غزلیات
غزل ۱۰۰ - بیا ای جان نو داده جهان را
بیا ای جان نو داده جهان را
بخش ۶۳ - بیان آنک عطای حق و قدرت موقوف قابلیت نیست همچون داد خلقان کی آن را قابلیت باید زیرا عطا قدیم است و قابلیت حادث عطا صفت حق است و قابلیت صفت مخلوق و قدیم موقوف حادث نباشد و اگر نه حدوث محال باشد
چارهٔ آن دل عطای مبدلیست جامی : سبحةالابرار
بخش ۳۴ - عقد نهم در مقام توبه که پشت بر مخالفات کردن است و روی در موافقات آوردن
پیش ازان کایدت این واقعه پیش مولوی : غزلیات
غزل ۴۱ - شمع جهان دوش نبد نور تو در حلقۀ ما
شمع جهان دوش نبد نور تو در حلقۀ ما مولوی : غزلیات
غزل ۵۵ - شب قدر است جسم تو، کزو یابند دولتها
شب قدر است جسم تو، کزو یابند دولتها مولوی : غزلیات
غزل ۴۸۶ - به حق چشم خمار لطیف تابانت
به حق چشم خمار لطیف تابانت مولوی : غزلیات
غزل ۲۹۳ - مهمان توام ای جان، زنهار مخسب امشب
مهمان توام ای جان، زنهار مخسب امشب مولوی : غزلیات
غزل ۱۰۶۴ - مطربا در پیش شاهان چون شدهستی پرده دار
مطربا در پیش شاهان چون شدهستی پرده دار جامی : سبحةالابرار
بخش ۹ - سبب نظم جواهر آبدار سبحة الابرار که هر عقد وی از رشته آمال عقده گشاست و هر مهره از آن در گردش احوال مهر افزاست
شب که زد تیرگی مهره گل خیام : رباعیات
رباعی ۱۰۶ - در دایره ی سپهر ناپیدا غور
در دایره ی سپهر ناپیدا غور مولوی : غزلیات
غزل ۹۲۷ - به باغ بلبل ازین پس حدیث ما گوید
به باغ بلبل ازین پس حدیث ما گوید مولوی : غزلیات
غزل ۱۱۹۱ - ماییم فداییان جان باز
ماییم فداییان جان باز عطار نیشابوری : باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است
شماره ۸ - این هر دو جهان عکس کمالی پندار
این هر دو جهان عکس کمالی پندار فردوسی : پادشاهی بهمن اسفندیار صد و دوازده سال بود
بخش ۱ - چو بهمن به تخت نیا بر نشست
چو بهمن به تخت نیا بر نشست فردوسی : پادشاهی یزدگرد
بخش ۸ - یکی نامه بنوشت دیگر بطوس
یکی نامه بنوشت دیگر بطوس مولوی : غزلیات
غزل ۹۶ - لب را تو به هر بوسه و هر لوت میالا
لب را تو به هر بوسه و هر لوت میالا خیام : رباعیات
رباعی ۱۳۹ - چون حاصل آدمی در این شورستان
چون حاصل آدمی در این شورستان مولوی : غزلیات
غزل ۷۲۴ - گرمابهٔ دهر جان فزا بود
گرمابهٔ دهر جان فزا بود مولوی : دفتر ششم
بخش ۲۷ - قصهٔ احد احد گفتن بلال در حر حجاز از محبت مصطفی علیهالسلام در آن چاشتگاهها کی خواجهاش از تعصب جهودی به شاخ خارش میزد پیش آفتاب حجاز و از زخم خون از تن بلال برمیجوشید ازو احد احد میجست بیقصد او چنانک از دردمندان دیگر ناله جهد بیقصد زیرا از درد عشق ممتلی بود اهتمام دفع درد خار را مدخل نبود همچون سحرهٔ فرعون و جرجیس و غیر هم لایعد و لا یحصی
تن فدای خار میکرد آن بلال جامی : سلامان و ابسال
بخش ۷۲ - بیعت دادن پادشاه ارکان دولت خود را با سلامان و تسلیم کردن تخت و تاج را به وی
افسر شاهی چه خوش سرمایه است مولوی : غزلیات
غزل ۱۰۰ - بیا ای جان نو داده جهان را
بیا ای جان نو داده جهان را