صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۵۴۳
سیل اشکم گوهر راز آشکار می کند صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت شمارهٔ ۴۴۸
ای غزال چین، چه پشت چشم نازک میکنی ؟ شاطرعباس صبوحی : غزلیات
خواب آلودگان
کی روا باشد که گردد عاشق غمخوار، خوار ابوالفضل بیهقی : باقیماندهٔ مجلد پنجم
بخش ۳
بوبکر حصیری و منگیتراک برین جمله برفتند و سه خیلتاش مسرع را نیز هم ازین طراز به غزنین فرستادند و روز آدینه اینجا بتگیناباد خطبه بنام سلطان مسعود کردند؛ خطیب سلطانی و حاجب بزرگ و همه اعیان به مسجد آدینه حاضر آمدند و بسیار درم و دینار نثار کردند و کاری با نام رفت و نامه رفته بود تا به بست نیز خطبه کنند و کرده بودند و بسیار تکلّف نموده. نیر تبریزی : غزلیات
شمارهٔ ۹۰
شد روی یار جلوه گر از زلف مشگبیز صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۴۷۷۹
صحبت عشق و خرد ساز نگردد هرگز مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۱۵۵
از آن مقام که نبود گشاد زود گذر عبید زاکانی : مثنویات
شمارهٔ ۲ - مثنوی در وصف ایوان شاه شیخ ابواسحاق
خدایا تا خم طاق دو رنگی ناصرخسرو : سفرنامه
بخش ۸۵ - صفت مد و جزر بصره و جوی های آن
صفت مد و جزر بصره و جوی های آن : دریای عمان را عادت است که در شبان روزی دو باره مد برآورد چنان که مقدار ده گز آب ارتفاع گیرد و چون تمام ارتفاع گیرد به تدریج جزر کند و فرو نشستن گیرد تا ده دوازده و آن ده گز که ذکر میرود به بصره بر عمودی با دید آید که آن را قایم کرده باشند یا به دیواری و الا اگر زمین هامون بود و نه بلندی عظیم دور برود چنان است که دجله و فرات که نرم میروند چنان که بعضی مواضع محسوس نیست که به کدام طرف میروند چون دریا مد کند قرب چهل فرسنگ آب ایشان مد کند و چنان شوند که پندارند بازگشته است و به بالا بر میرود اما به مواضع دیگر از کنارهای دریا به نسبت بلندی و هامونی زمین باشد، هر کجا هامون باشد بسیار آب بگیرد و هرجا بلند باشد کم تر گیرد، و این مد و جزر گویند تعلق به قمر دارد که به هر وقت قمر بر سمت راس و رجل باشد و آن عاشر و رابع است آب در غایت مد باشد و چون قمر بر دو افق یعنی مشرق و مغرب باشد غایت جزر باشد، دیگر آن که چون قمر در اجتماع و استقبال شمس باشد آب در زیادت باشد یعنی مد در این اوقات بیش تر باشد و ارتفاع بیش گیرد و چون در تربیعات باشد آب در نقصان باشد یعنی به وقت مد علوش چندان نباشد و ارتفاع نگیرد که به وقت اجتماع و استقبال بود و جزرش از آن فروتر نشیند که به وقت اجتماع و استقبال مینشست، پس بدین دلایل گویند که تعلق این مد و جزر از قمر است و الله تعالی اعلم. مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۰۳۴
مکن یار مکن یار مرو ای مه عیار اقبال لاهوری : پس چه باید کرد؟
مرد حر
مرد حر محکم ز ورد «لاتخف» محتشم کاشانی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۵۴۶
من کیستم به دوزخ هجران فتادهای اهلی شیرازی : غزلیات
شمارهٔ ۶۲۰
گر صد هزار رنج و تعب باغبان برد مهستی گنجوی : رباعیات
رباعی شمارۀ ۱۸
افسوس که اطراف گلت خار گرفت امیر پازواری : چهاربیتیها
شمارهٔ ۱۳۲
تا گردشِ افلاک و چرخِ دوّار بو، واعظ قزوینی : غزلیات
شمارهٔ ۳۹۸
بهار کرد جهان را ز کوه و صحرا سبز صغیر اصفهانی : قصاید
شمارهٔ ۲۸ - در مدح مولیالموالی حضرت علی علیهالسلام
بیا ساقی بده ساغر به عشق ساقی کوثر عنصری بلخی : رباعیات
شمارهٔ ۱۶
آن لب نمزم گرچه مرا آن سازد مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۰
مهمان شاهم هر شبی، بر خوان احسان و وفا مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۲
ای نوبهار عاشقان، داری خبر از یار ما
غزل شمارهٔ ۲۵۴۳
سیل اشکم گوهر راز آشکار می کند صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت شمارهٔ ۴۴۸
ای غزال چین، چه پشت چشم نازک میکنی ؟ شاطرعباس صبوحی : غزلیات
خواب آلودگان
کی روا باشد که گردد عاشق غمخوار، خوار ابوالفضل بیهقی : باقیماندهٔ مجلد پنجم
بخش ۳
بوبکر حصیری و منگیتراک برین جمله برفتند و سه خیلتاش مسرع را نیز هم ازین طراز به غزنین فرستادند و روز آدینه اینجا بتگیناباد خطبه بنام سلطان مسعود کردند؛ خطیب سلطانی و حاجب بزرگ و همه اعیان به مسجد آدینه حاضر آمدند و بسیار درم و دینار نثار کردند و کاری با نام رفت و نامه رفته بود تا به بست نیز خطبه کنند و کرده بودند و بسیار تکلّف نموده. نیر تبریزی : غزلیات
شمارهٔ ۹۰
شد روی یار جلوه گر از زلف مشگبیز صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۴۷۷۹
صحبت عشق و خرد ساز نگردد هرگز مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۱۵۵
از آن مقام که نبود گشاد زود گذر عبید زاکانی : مثنویات
شمارهٔ ۲ - مثنوی در وصف ایوان شاه شیخ ابواسحاق
خدایا تا خم طاق دو رنگی ناصرخسرو : سفرنامه
بخش ۸۵ - صفت مد و جزر بصره و جوی های آن
صفت مد و جزر بصره و جوی های آن : دریای عمان را عادت است که در شبان روزی دو باره مد برآورد چنان که مقدار ده گز آب ارتفاع گیرد و چون تمام ارتفاع گیرد به تدریج جزر کند و فرو نشستن گیرد تا ده دوازده و آن ده گز که ذکر میرود به بصره بر عمودی با دید آید که آن را قایم کرده باشند یا به دیواری و الا اگر زمین هامون بود و نه بلندی عظیم دور برود چنان است که دجله و فرات که نرم میروند چنان که بعضی مواضع محسوس نیست که به کدام طرف میروند چون دریا مد کند قرب چهل فرسنگ آب ایشان مد کند و چنان شوند که پندارند بازگشته است و به بالا بر میرود اما به مواضع دیگر از کنارهای دریا به نسبت بلندی و هامونی زمین باشد، هر کجا هامون باشد بسیار آب بگیرد و هرجا بلند باشد کم تر گیرد، و این مد و جزر گویند تعلق به قمر دارد که به هر وقت قمر بر سمت راس و رجل باشد و آن عاشر و رابع است آب در غایت مد باشد و چون قمر بر دو افق یعنی مشرق و مغرب باشد غایت جزر باشد، دیگر آن که چون قمر در اجتماع و استقبال شمس باشد آب در زیادت باشد یعنی مد در این اوقات بیش تر باشد و ارتفاع بیش گیرد و چون در تربیعات باشد آب در نقصان باشد یعنی به وقت مد علوش چندان نباشد و ارتفاع نگیرد که به وقت اجتماع و استقبال بود و جزرش از آن فروتر نشیند که به وقت اجتماع و استقبال مینشست، پس بدین دلایل گویند که تعلق این مد و جزر از قمر است و الله تعالی اعلم. مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۰۳۴
مکن یار مکن یار مرو ای مه عیار اقبال لاهوری : پس چه باید کرد؟
مرد حر
مرد حر محکم ز ورد «لاتخف» محتشم کاشانی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۵۴۶
من کیستم به دوزخ هجران فتادهای اهلی شیرازی : غزلیات
شمارهٔ ۶۲۰
گر صد هزار رنج و تعب باغبان برد مهستی گنجوی : رباعیات
رباعی شمارۀ ۱۸
افسوس که اطراف گلت خار گرفت امیر پازواری : چهاربیتیها
شمارهٔ ۱۳۲
تا گردشِ افلاک و چرخِ دوّار بو، واعظ قزوینی : غزلیات
شمارهٔ ۳۹۸
بهار کرد جهان را ز کوه و صحرا سبز صغیر اصفهانی : قصاید
شمارهٔ ۲۸ - در مدح مولیالموالی حضرت علی علیهالسلام
بیا ساقی بده ساغر به عشق ساقی کوثر عنصری بلخی : رباعیات
شمارهٔ ۱۶
آن لب نمزم گرچه مرا آن سازد مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۰
مهمان شاهم هر شبی، بر خوان احسان و وفا مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۲
ای نوبهار عاشقان، داری خبر از یار ما