سعدی : غزلیات
غزل ۴۸۹ - ای رخ چون آینه افروخته
ای رخ چون آینه افروخته حافظ : غزلیات
غزل ۱۸۳ - دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند حافظ : حافظ
مثنوی (الا ای آهوی وحشی)
الا ای آهوی وحشی کجایی سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۴۵ - تا خیال آن بت قصاب در چشم من است
تا خیال آن بت قصاب در چشم من است نظامی گنجوی : خسرو و شیرین
بخش ۲۰ - نمودن شاپور صورت خسرو را بار اول
چو مشگین جعد شب را شانه کردند مهدی اخوان ثالث : از این اوستا
آنگاه پس از تندر
اما نمیدانی چه شبهایی سحر کردم اوحدالدین کرمانی : الباب الخامس: فی حسن العمل و ما یتضمّنه من المعانی ممّا اطلق علیه اسم الحسن
شماره ۲۶ - گر باخبری زدل دل آزار مباش
گر باخبری زدل دل آزار مباش صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۹۸۶ - صبح محشر آن پریرو را نقاب دیگرست
صبح محشر آن پریرو را نقاب دیگرست واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۳۱۹ - نوبهار آمد، خردگو فکر زنجیرم کند
نوبهار آمد، خردگو فکر زنجیرم کند فردوسی : فردوسی
هجونامه (منتسب)
نظامی عروضی در کتاب چهارمقاله آورده که چون فردوسی از ناچیزی صلهٔ سلطان محمود غزنوی رنجید از غزنه گریخت و به طبرستان نزد سپهبد شهریار از آل باوند رفت و محمود را هجا گفت. اما به خواست سپهبد آن هجونامه را نابود کرد و تنها شش بیت از آن باقی ماند که نظامی عروضی آن را در چهارمقاله نقل کرده است. مولوی : غزلیات
غزل ۵۱ - گر تو ملولی ای پدر، جانب یار من بیا
گر تو ملولی ای پدر، جانب یار من بیا هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۱۸۳ - جامه گلگون، روی آتشناک از گل پاک تر
جامه گلگون، روی آتشناک از گل پاک تر صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۹۴ - یاد دو طره ات بدلم چون درون شود
یاد دو طره ات بدلم چون درون شود قطران تبریزی : ترکیبات
شمارهٔ ۳ - در مدح شاه ابوالخلیل جعفر
تا چمن را آسمان با سیب و آبی جفت کرد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۴۷۴ - دیگر از پرده برون نغمه طنبور آمد
دیگر از پرده برون نغمه طنبور آمد جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۸۵۷ - کبوتر را ره آگاهی از احوال خود بستم
کبوتر را ره آگاهی از احوال خود بستم نظامی گنجوی : لیلی و مجنون
بخش ۲۵ - رهانیدن مجنون آهوان را
سازنده ارغنون این ساز انوری : مقطعات
شمارهٔ ۱۹۵ - سلطان سنجر انوری را به مجلس خود خوانده بود در شکر آن گفته
انوری را خدایگان جهان عنصری بلخی : قطعات و ابیات پراکندهٔ قصاید
شماره ۱۲۵ - سپهسالار لشکرشان یکی لشکر کاری
سپهسالار لشکرشان یکی لشکر کاری عطار نیشابوری : باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید
شماره ۱۴ - زان روز که ما به زندگانی مُردیم
زان روز که ما به زندگانی مُردیم
غزل ۴۸۹ - ای رخ چون آینه افروخته
ای رخ چون آینه افروخته حافظ : غزلیات
غزل ۱۸۳ - دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند حافظ : حافظ
مثنوی (الا ای آهوی وحشی)
الا ای آهوی وحشی کجایی سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۴۵ - تا خیال آن بت قصاب در چشم من است
تا خیال آن بت قصاب در چشم من است نظامی گنجوی : خسرو و شیرین
بخش ۲۰ - نمودن شاپور صورت خسرو را بار اول
چو مشگین جعد شب را شانه کردند مهدی اخوان ثالث : از این اوستا
آنگاه پس از تندر
اما نمیدانی چه شبهایی سحر کردم اوحدالدین کرمانی : الباب الخامس: فی حسن العمل و ما یتضمّنه من المعانی ممّا اطلق علیه اسم الحسن
شماره ۲۶ - گر باخبری زدل دل آزار مباش
گر باخبری زدل دل آزار مباش صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۹۸۶ - صبح محشر آن پریرو را نقاب دیگرست
صبح محشر آن پریرو را نقاب دیگرست واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۳۱۹ - نوبهار آمد، خردگو فکر زنجیرم کند
نوبهار آمد، خردگو فکر زنجیرم کند فردوسی : فردوسی
هجونامه (منتسب)
نظامی عروضی در کتاب چهارمقاله آورده که چون فردوسی از ناچیزی صلهٔ سلطان محمود غزنوی رنجید از غزنه گریخت و به طبرستان نزد سپهبد شهریار از آل باوند رفت و محمود را هجا گفت. اما به خواست سپهبد آن هجونامه را نابود کرد و تنها شش بیت از آن باقی ماند که نظامی عروضی آن را در چهارمقاله نقل کرده است. مولوی : غزلیات
غزل ۵۱ - گر تو ملولی ای پدر، جانب یار من بیا
گر تو ملولی ای پدر، جانب یار من بیا هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۱۸۳ - جامه گلگون، روی آتشناک از گل پاک تر
جامه گلگون، روی آتشناک از گل پاک تر صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۹۴ - یاد دو طره ات بدلم چون درون شود
یاد دو طره ات بدلم چون درون شود قطران تبریزی : ترکیبات
شمارهٔ ۳ - در مدح شاه ابوالخلیل جعفر
تا چمن را آسمان با سیب و آبی جفت کرد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۴۷۴ - دیگر از پرده برون نغمه طنبور آمد
دیگر از پرده برون نغمه طنبور آمد جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۸۵۷ - کبوتر را ره آگاهی از احوال خود بستم
کبوتر را ره آگاهی از احوال خود بستم نظامی گنجوی : لیلی و مجنون
بخش ۲۵ - رهانیدن مجنون آهوان را
سازنده ارغنون این ساز انوری : مقطعات
شمارهٔ ۱۹۵ - سلطان سنجر انوری را به مجلس خود خوانده بود در شکر آن گفته
انوری را خدایگان جهان عنصری بلخی : قطعات و ابیات پراکندهٔ قصاید
شماره ۱۲۵ - سپهسالار لشکرشان یکی لشکر کاری
سپهسالار لشکرشان یکی لشکر کاری عطار نیشابوری : باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید
شماره ۱۴ - زان روز که ما به زندگانی مُردیم
زان روز که ما به زندگانی مُردیم