سید حسن غزنوی : مقطعات
شماره ۴۰ - اگر زودم نگارا درنیائی
اگر زودم نگارا درنیائی مولوی : دفتر اول
بخش ۳۲ - کشتن وزیر خویشتن را در خلوت
بَعد ازان چِلْ روزِ دیگر دَر بِبَست مولوی : غزلیات
غزل ۲۱۰۰ - چند بوسه وظیفه تعیین کن
چند بوسه وَظیفه تعیین کُن مولوی : دفتر اول
بخش ۲۷ - مکر کردن مریدان کی خلوت را بشکن
جُمله گفتند ای حکیمِ رَخْنه جو نیر تبریزی : آتشکدهٔ نیر (اشعار عاشورایی)
بخش ۳۲ - کیفیت روز سیم از شهادت موافق حدیث مروی از حضرت ابی عبدالله علیه السلام
سیم عاشور چون شمع افق ملکالشعرای بهار : دل مادر
دل مادر
بود در بصره جوانی ز اعراب مولوی : دفتر اول
بخش ۲۶ - دفع گفتن وزیر مریدان را
گفت هان ای سُخْرگانِ گفت و گو قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۲۶۵ - دامنم چند ز خون مژه دریا باشد؟
دامنم چند ز خون مژه دریا باشد؟ اثیر اخسیکتی : قصاید
شمارهٔ ۵۰ - مدح حجت الاسلام رکن الدین حافظ همدانی
رمضان سایه رحیل افکند حکیم نزاری : دستورنامه
بخش ۲۱ - ادب میزبانی
چو در خانه مهمان بری از پگاه کمالالدین اسماعیل : غزلیات
شماره ۱۱۳ - من نه آنم که ز کویت بجفا بر گردم
من نه آنم که ز کویت بجفا بر گردم صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۳۰۹ - اگر خواهی سر مویی نپیچد سر ز فرمانت
اگر خواهی سر مویی نپیچد سر ز فرمانت کمالالدین اسماعیل : غزلیات
شماره ۹۴ - بی تو مرا زندگی بکار نیاید
بی تو مرا زندگی بکار نیاید اثیر اخسیکتی : قصاید
شمارهٔ ۴۸ - مدح اتابک علاءالدین محمد
پای دار، ای کوی گردون زخم چوگان در رسید سعدالدین وراوینی : باب نهم
رسیدن آزادچهر بمقصد و طلب کردنِ یهه و احوال با او گفتن
آزادچهر ایرا را بجایگاهی معیّن بنشاند و خود بطلب یهه که اگرچ بصورت خرد بود ، متانت بزرگانِ دولت داشت و بخردهشناسیِ کارها از میان کاردانانِ ملک متمیّز و بانواع هنر و دانش مبرّز میگردید تا او را بیافت. چون باو رسید از آینهٔ منظرش همه محاسنِ مخبر در مشاهدت آمد، تحیّت و سلام که از وظایفِ تبرّعاتِ اسلام بود، بگزاردند. چون دو همراز بخلوت خانهٔ سلوت راه یافتند و چون دو همآواز در پردهٔ محرمیّت ساخته، چین از پیشانیِ امانی بگشودند و بدیدار یکدیگر شادمانیها نمودند. یهه پرسید که مولد و منشأ تو از کجاست و مطلب و مقصد تو کدامست و رکابِ عزیمت از کجا میخرامد و متوجّهِ نیّت و اندیشه چیست ؟ آزادچهر گفت : صفی علیشاه : بحرالحقایق
بخش ۳۲۵ - الفتح القریب
مقام قلب باز ار درگشاید ایرج میرزا : قطعه ها
قطعه
قبض آقای کمال السلطنه است قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۲۰ - خوشم به درد مکن ای دوا عذاب را
خوشم به درد مکن ای دوا عذاب را ایرج میرزا : غزل ها
غزل ۱۶ - باز روز آمد به پایان شامِ دلگیر است و من
باز روز آمد به پایان شامِ دلگیر است و من ایرج میرزا : قصیده ها
شکایت از دوریِ یار
چندی گُزیده یار ز من دوری
شماره ۴۰ - اگر زودم نگارا درنیائی
اگر زودم نگارا درنیائی مولوی : دفتر اول
بخش ۳۲ - کشتن وزیر خویشتن را در خلوت
بَعد ازان چِلْ روزِ دیگر دَر بِبَست مولوی : غزلیات
غزل ۲۱۰۰ - چند بوسه وظیفه تعیین کن
چند بوسه وَظیفه تعیین کُن مولوی : دفتر اول
بخش ۲۷ - مکر کردن مریدان کی خلوت را بشکن
جُمله گفتند ای حکیمِ رَخْنه جو نیر تبریزی : آتشکدهٔ نیر (اشعار عاشورایی)
بخش ۳۲ - کیفیت روز سیم از شهادت موافق حدیث مروی از حضرت ابی عبدالله علیه السلام
سیم عاشور چون شمع افق ملکالشعرای بهار : دل مادر
دل مادر
بود در بصره جوانی ز اعراب مولوی : دفتر اول
بخش ۲۶ - دفع گفتن وزیر مریدان را
گفت هان ای سُخْرگانِ گفت و گو قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۲۶۵ - دامنم چند ز خون مژه دریا باشد؟
دامنم چند ز خون مژه دریا باشد؟ اثیر اخسیکتی : قصاید
شمارهٔ ۵۰ - مدح حجت الاسلام رکن الدین حافظ همدانی
رمضان سایه رحیل افکند حکیم نزاری : دستورنامه
بخش ۲۱ - ادب میزبانی
چو در خانه مهمان بری از پگاه کمالالدین اسماعیل : غزلیات
شماره ۱۱۳ - من نه آنم که ز کویت بجفا بر گردم
من نه آنم که ز کویت بجفا بر گردم صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۳۰۹ - اگر خواهی سر مویی نپیچد سر ز فرمانت
اگر خواهی سر مویی نپیچد سر ز فرمانت کمالالدین اسماعیل : غزلیات
شماره ۹۴ - بی تو مرا زندگی بکار نیاید
بی تو مرا زندگی بکار نیاید اثیر اخسیکتی : قصاید
شمارهٔ ۴۸ - مدح اتابک علاءالدین محمد
پای دار، ای کوی گردون زخم چوگان در رسید سعدالدین وراوینی : باب نهم
رسیدن آزادچهر بمقصد و طلب کردنِ یهه و احوال با او گفتن
آزادچهر ایرا را بجایگاهی معیّن بنشاند و خود بطلب یهه که اگرچ بصورت خرد بود ، متانت بزرگانِ دولت داشت و بخردهشناسیِ کارها از میان کاردانانِ ملک متمیّز و بانواع هنر و دانش مبرّز میگردید تا او را بیافت. چون باو رسید از آینهٔ منظرش همه محاسنِ مخبر در مشاهدت آمد، تحیّت و سلام که از وظایفِ تبرّعاتِ اسلام بود، بگزاردند. چون دو همراز بخلوت خانهٔ سلوت راه یافتند و چون دو همآواز در پردهٔ محرمیّت ساخته، چین از پیشانیِ امانی بگشودند و بدیدار یکدیگر شادمانیها نمودند. یهه پرسید که مولد و منشأ تو از کجاست و مطلب و مقصد تو کدامست و رکابِ عزیمت از کجا میخرامد و متوجّهِ نیّت و اندیشه چیست ؟ آزادچهر گفت : صفی علیشاه : بحرالحقایق
بخش ۳۲۵ - الفتح القریب
مقام قلب باز ار درگشاید ایرج میرزا : قطعه ها
قطعه
قبض آقای کمال السلطنه است قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۲۰ - خوشم به درد مکن ای دوا عذاب را
خوشم به درد مکن ای دوا عذاب را ایرج میرزا : غزل ها
غزل ۱۶ - باز روز آمد به پایان شامِ دلگیر است و من
باز روز آمد به پایان شامِ دلگیر است و من ایرج میرزا : قصیده ها
شکایت از دوریِ یار
چندی گُزیده یار ز من دوری