زرتشت : ویسپرد
کرده پنجم
ای امشا سپندان ! آماده م که شما را زوت ، ستاینده ، خواننده ، پرستنده ، چاووش و سرود خوان باشم . اینک ستایش و نیایش و خشنودی و آفرین ، شما - امشاسپندان - را باد ! اینک ، بهروزی و خشنودی رد و اشونی و پیروزی و خوشی روان ،سوشیانتهای ما را باد! مولوی : غزلیات
غزل ۲۹۷۳ - ای از جمال حسن تو عالم نشانهیی
ای از جمال حسن تو عالم نشانهیی سرایندهٔ فرامرزنامه : فرامرزنامه
بخش ۵۵ - سؤال کردن فرامرز از پیر برهمن
چو دیدش فرامرز کان فره مند سعدالدین وراوینی : باب ششم
داستانِ موش با گربه
زروی گفت : شنیدم که وقتی مردی درویش و تنگ دست و مقلّ حال در خانه گربهٔ داشت، همیشه گرسنه بودی، از بی قوتی قوّتش ساقط شده، ضعیف و بیمار بیفتاده. موشی در گوشهٔ آن خانه از مدتی دیرباز وطن ساخته بود و در منافذِ زمین از انواعِ انبارها مدّخر گردانیده ؛ با خود گفت : این گربه چنین عاجز و ضعیف افتادست، تواند بود که از عالمِ غیب قوتی که تا اکنونش ندادند، بدهند و او قویحال شود و از فراشِ بیماری بانتعاشِ صحت رسد و از من مستغنی گردد و حال چنان شود که گفتهاند : مولوی : غزلیات
غزل ۲۰۲۳ - رو قرار از دل مستان بستان
رو قرار از دل مستان بستان نهج البلاغه : خطبه ها
شكایت از ستمكارى امت هنگام خاکسپاری فاطمهس
وَ مِنْ كَلاَمٍ لَهُ عليهالسلام رُوِيَ عَنْهُ أَنَّهُ قَالَهُ عِنْدَ دَفْنِ سَيِّدَةِ اَلنِّسَاءِ فَاطِمَةَ عليهاالسلام كَالْمُنَاجِي بِهِ رَسُولَ اَللَّهِ صلىاللهعليهوسلم عِنْدَ قَبْرِهِ حافظ : قطعات
قطعه ۲۳ - دلا دیدی که آن فرزانه فرزند
دلا دیدی که آن فرزانه فرزند رشیدالدین میبدی : ۵۲- سورة الطور
النوبة الثالثة
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ بسم اللَّه آیین زبان است و چراغ جان و ثناء جاودان. بسم اللَّه کلید گوشها است و آئینه چشمها و یادگار دلها. بسم اللَّه مجلسها معطّر کند، جانها منوّر کند، زبانها معنبر کند، گناهها مکفّر کند. قوامی رازی : دیوان اشعار
شمارهٔ ۸۳ - در غزل است
دلبر من کودکست ناز نداند همی ترکی شیرازی : فصل پنجم - قطعهها و تکبیتیها
شمارهٔ ۲۰ - علامت عشق
عاشقان را بود علامت عشق مولوی : غزلیات
غزل ۱۴۵ - ای وصالت یک زمان بوده، فراقت سالها
ای وصالت یک زمان بوده، فراقت سالها مولوی : غزلیات
غزل ۷۱۳ - ساقی زان می که میچریدند
ساقی زان می که میچریدند میرزا حبیب خراسانی : غزلیات
شمارهٔ ۲۳۵ - درباره منزل خود در رود کنگ
در رود کنگ دره تنگی گرفتهایم مولوی : غزلیات
غزل ۲۴۹۷ - صبح چو آفتاب زد رایت روشنایییی
صبح چو آفتاب زد رایت روشنایییی سوزنی سمرقندی : رباعیات
شماره ۳۴ - با مردم رند ایدل و جان لوند
با مردم رند ایدل و جان لوند صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۷۹۸ - در آتشم ز دیده شوخ ستاره ها
در آتشم ز دیده شوخ ستاره ها قرآن کریم : متن و ترجمه
سورة الزلزلة
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ مولوی : غزلیات
غزل ۱۱۹۹ - یا مکثر الدلال علی الخلق بالنشوز
یا مکثر الدلال علی الخلق بالنشوز مولوی : غزلیات
غزل ۱۹۹ - ای خان و مان بمانده و از شهر خود جدا
ای خان و مان بمانده و از شهر خود جدا صائب تبریزی : گزیدهٔ غزلیات
غزل ۱۴۷ - ما کنج دل به روضهٔ رضوان نمیدهیم
ما کنج دل به روضهٔ رضوان نمیدهیم
کرده پنجم
ای امشا سپندان ! آماده م که شما را زوت ، ستاینده ، خواننده ، پرستنده ، چاووش و سرود خوان باشم . اینک ستایش و نیایش و خشنودی و آفرین ، شما - امشاسپندان - را باد ! اینک ، بهروزی و خشنودی رد و اشونی و پیروزی و خوشی روان ،سوشیانتهای ما را باد! مولوی : غزلیات
غزل ۲۹۷۳ - ای از جمال حسن تو عالم نشانهیی
ای از جمال حسن تو عالم نشانهیی سرایندهٔ فرامرزنامه : فرامرزنامه
بخش ۵۵ - سؤال کردن فرامرز از پیر برهمن
چو دیدش فرامرز کان فره مند سعدالدین وراوینی : باب ششم
داستانِ موش با گربه
زروی گفت : شنیدم که وقتی مردی درویش و تنگ دست و مقلّ حال در خانه گربهٔ داشت، همیشه گرسنه بودی، از بی قوتی قوّتش ساقط شده، ضعیف و بیمار بیفتاده. موشی در گوشهٔ آن خانه از مدتی دیرباز وطن ساخته بود و در منافذِ زمین از انواعِ انبارها مدّخر گردانیده ؛ با خود گفت : این گربه چنین عاجز و ضعیف افتادست، تواند بود که از عالمِ غیب قوتی که تا اکنونش ندادند، بدهند و او قویحال شود و از فراشِ بیماری بانتعاشِ صحت رسد و از من مستغنی گردد و حال چنان شود که گفتهاند : مولوی : غزلیات
غزل ۲۰۲۳ - رو قرار از دل مستان بستان
رو قرار از دل مستان بستان نهج البلاغه : خطبه ها
شكایت از ستمكارى امت هنگام خاکسپاری فاطمهس
وَ مِنْ كَلاَمٍ لَهُ عليهالسلام رُوِيَ عَنْهُ أَنَّهُ قَالَهُ عِنْدَ دَفْنِ سَيِّدَةِ اَلنِّسَاءِ فَاطِمَةَ عليهاالسلام كَالْمُنَاجِي بِهِ رَسُولَ اَللَّهِ صلىاللهعليهوسلم عِنْدَ قَبْرِهِ حافظ : قطعات
قطعه ۲۳ - دلا دیدی که آن فرزانه فرزند
دلا دیدی که آن فرزانه فرزند رشیدالدین میبدی : ۵۲- سورة الطور
النوبة الثالثة
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ بسم اللَّه آیین زبان است و چراغ جان و ثناء جاودان. بسم اللَّه کلید گوشها است و آئینه چشمها و یادگار دلها. بسم اللَّه مجلسها معطّر کند، جانها منوّر کند، زبانها معنبر کند، گناهها مکفّر کند. قوامی رازی : دیوان اشعار
شمارهٔ ۸۳ - در غزل است
دلبر من کودکست ناز نداند همی ترکی شیرازی : فصل پنجم - قطعهها و تکبیتیها
شمارهٔ ۲۰ - علامت عشق
عاشقان را بود علامت عشق مولوی : غزلیات
غزل ۱۴۵ - ای وصالت یک زمان بوده، فراقت سالها
ای وصالت یک زمان بوده، فراقت سالها مولوی : غزلیات
غزل ۷۱۳ - ساقی زان می که میچریدند
ساقی زان می که میچریدند میرزا حبیب خراسانی : غزلیات
شمارهٔ ۲۳۵ - درباره منزل خود در رود کنگ
در رود کنگ دره تنگی گرفتهایم مولوی : غزلیات
غزل ۲۴۹۷ - صبح چو آفتاب زد رایت روشنایییی
صبح چو آفتاب زد رایت روشنایییی سوزنی سمرقندی : رباعیات
شماره ۳۴ - با مردم رند ایدل و جان لوند
با مردم رند ایدل و جان لوند صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۷۹۸ - در آتشم ز دیده شوخ ستاره ها
در آتشم ز دیده شوخ ستاره ها قرآن کریم : متن و ترجمه
سورة الزلزلة
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ مولوی : غزلیات
غزل ۱۱۹۹ - یا مکثر الدلال علی الخلق بالنشوز
یا مکثر الدلال علی الخلق بالنشوز مولوی : غزلیات
غزل ۱۹۹ - ای خان و مان بمانده و از شهر خود جدا
ای خان و مان بمانده و از شهر خود جدا صائب تبریزی : گزیدهٔ غزلیات
غزل ۱۴۷ - ما کنج دل به روضهٔ رضوان نمیدهیم
ما کنج دل به روضهٔ رضوان نمیدهیم